<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>واصباحا</title>
	<atom:link href="http://vasabaha.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://vasabaha.com</link>
	<description>Just another WordPress weblog</description>
	<lastBuildDate>Thu, 02 Sep 2010 13:54:27 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>سید «ازخر پریده»ـ</title>
		<link>http://vasabaha.com/1389/06/08/seyede-az-khar-parideh/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1389/06/08/seyede-az-khar-parideh/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 21:36:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[شاید طنز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/?p=1842</guid>
		<description><![CDATA[شغال را گفتند چگونه است که هنگام دویدن زوزه هم می کشی؟ شغال گفت : پس از امامت این سید از خر پریده هیچ کاری عجیب نیست. گفتند سید از «خر پریده» چگونه سیدی است؟ گفت :
در زمان خلیفه متوکل عباسی کاروانی به قصد زیارت کربلا عزم سفر کرد. در راه خبر آوردند که بر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شغال را گفتند چگونه است که هنگام دویدن زوزه هم می کشی؟ شغال گفت : پس از امامت این سید از خر پریده هیچ کاری عجیب نیست. گفتند سید از «خر پریده» چگونه سیدی است؟ گفت :<span id="more-1842"></span></p>
<p>در زمان خلیفه متوکل عباسی کاروانی به قصد زیارت کربلا عزم سفر کرد. در راه خبر آوردند که بر تمام دروازه های شهرها گزمه و عسس و جاسوس گماشته اند که فرزندان علی را دستگیر کرده و به سیاهچال بیاندازند. کاروانیان هر کس نشان و مدرکی حاکی از نسبت و بستگی به محمد و آل علی بهمراه داشت بر زمین افکند و بلا از خود دور ساخت. گروهی از حرامیان و راهزنان از پس آن غافله سر رسیدند و با دیدن اشیائی که بر زمین ریخته بود از خرهای خود به پائین پریدند و آن نشانه ها را برگرفتند. رئیس حرامیان گفت : این نشانها را حفظ کنید که روزی به کارمان خواهد آمد. این بود که آن حرامیان با پریدن از «خر» نسب سیادت کسب کردند و به جای «کاروان دزدی» در بیابان،  در شهر و دارالعماره به چپاول آشکار اموال مردم پرداختند. از آنروز دیگر «سیدِ آلِ علی» پنهان گشت و«سیدِ از خر پریده» پدیدار.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1389/06/08/seyede-az-khar-parideh/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شکست جنبش سبز به رهبری موسوی و کروبی، یعنی شکست نظام، نه مردم</title>
		<link>http://vasabaha.com/1389/04/20/shekast/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1389/04/20/shekast/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Jul 2010 11:39:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[امروز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/?p=1810</guid>
		<description><![CDATA[بر خلاف تصور عموم، این نظام و تلاشهای وفاداران به خمینی و نظام من درآوردیش می باشد که شکست خورد. موسوی و کروبی  به طور اخص و اصلاح طلبان بطور اعم نتوانستند جنبش مردم را به نفع نظام مطلوب خودشان هدایت کنند و نتیجتاً در دراز مدت این نظام و ولایت فقیه است که هرچه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بر خلاف تصور عموم، این نظام و تلاشهای وفاداران به خمینی و نظام من درآوردیش می باشد که شکست خورد. موسوی و کروبی  به طور اخص و اصلاح طلبان بطور اعم نتوانستند جنبش مردم را به نفع نظام مطلوب خودشان هدایت کنند و نتیجتاً در دراز مدت این نظام و ولایت فقیه است که هرچه بیشتر به شکست محتوم خویش نزدیک می شود.</p>
<p>آنچه مسلم است  نظام و ولایت فقیه خمینی، نه طرفداری در بین جنبش سبز مردم  دارد و نه معتقدانی در میان هواداران حکومت . هواداران حکومت و حاکمان فعلی فرصت طلبانی هستند که با سپر قرار دادن اسلام و عناوین مقدس انگاشته شده، به چپاول و غارت اموال و منابع عمومی مشغولند. یک دسته از هواداران مردمی و بسیار اندک حکومت نیزساده لوحان فریب خورده هستند که اصولاً بره صفت همواره طرفدار قدرتند و اراده تصمیم گیری، شهامت انتخاب، و توان درک حقایق را ندارند. چنین مردمانی در بین سپاهیان یزید و معاویه به فراوانی یافت می شدند. دسته دیگر از اندک هواداران حکومت کسانی هستند که به هوای بدست آوردن یک دستمال حاضرند هزار قیصریه را به آتش بکشند و جز منافع آنی به چیز دیگری نه می اندیشند و نه درک و فهم آنرا دارند. این دسته برای تسکین وجدان احتمالیشان پوششی از مذهب ساخته پرداخته دست اندرکاران حکومت را بهانه ساخته اند همچنانکه لشکریان معاویه و یزید خود را سپاهیان بیعت کرده خلیفه مسلمین قلمداد می کردند،اینان نیزوجدان خود را آرام می سازند به اینکه موظفند فرمانبردار ولی امر خود باشند. ولی امر خود ساخته ای که دست آن یزید و معاویه را از پشت بسته است. </p>
<p>پایان گفتار اینکه این نظام ویرانگر نه به دست مخالفینش، که در اولویت بدست هواداران شناخته شده اش سرنگون خواهد شد زیرا آنان هم  مانع کمکهای نجاتبخش و میانجیگرانه امثال موسوی و خاتمی می شوند و هم مردم را به شورش و اعتراض وامیدارد. شکست و افول ظاهری امروز جنبش سبز، شکست رهبران آن میباشد، درحالیکه این شکست ظاهری بنیان جنبش مردم را عمیق و عمیق تر خواهد کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1389/04/20/shekast/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مهاجرانی: مخالفان با نظام از جنبش سبز نیستند</title>
		<link>http://vasabaha.com/1389/04/09/monafegh/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1389/04/09/monafegh/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Jun 2010 19:50:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[امروز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/?p=1803</guid>
		<description><![CDATA[وقتی احمدی نژاد هم شال سبز پوشید، به این معنی است که مواظب مهاجرانی و سروش و گنجی باشید. سازگاراها جای خود دارند.
عطاء الله مهاجرانی ها حرفی نمی زنند که مخالف خواست درونی دوستانشان باشد. مسلماً آقای خاتمی و کروبی و موسوی با آنچه مهاجرانی اظهار میدارد مخالفتی ندارند اما، آنها نمی توانند براحتی عقاید باطنی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی احمدی نژاد هم شال سبز پوشید، به این معنی است که مواظب مهاجرانی و سروش و گنجی باشید. سازگاراها جای خود دارند.<span id="more-1803"></span></p>
<p>عطاء الله مهاجرانی ها حرفی نمی زنند که مخالف خواست درونی دوستانشان باشد. مسلماً آقای خاتمی و کروبی و موسوی با آنچه مهاجرانی اظهار میدارد مخالفتی ندارند اما، آنها نمی توانند براحتی عقاید باطنی خود را آشکار سازند. آنچه خاتمی و موسوی و کروبی دنبال می کنند، همان چیزی نیست که پس از انتخابات ۸۸ در شعار و خواست اکثریت مردم رخ نمود. اتفاقات و آشکارسازیهای(مانیفستاسیون) مردمی پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ آتشفشانی خارج از کنترل و پیش بینی همگان بود. در حقیقت رهبران شناخته شده جنبش سبز نیز، خود اسیر و غافلگیر امواج آن شدند که فرار و نجات از آن نیازمند زمان طولانی تر و پروسه ای مردم پسند بود زیرا جنبش سبز عظیم تر از آن بود که افرادی چنین ناتوان و بی آرمان بتوانند آن را رهبری کنند. آنها فقط توانستند آنرا مهار، کـُند و بی اثر سازند و در این راستا رهبری خود را به خوبی به انجام رسانده اند. آنچه مهاجرانیها بر زبان می رانند بیان خواست درونی رهبران جنبش سبز میباشد. پس چه بهتر که برگهای زرد شده جنبش سبز زرد تر و حتی خشک شودباشد که مردم،  آگاه و آبدیده تر، و سازماندهی شوند که در غیر اینصورت هر موفقیتی باز به نفع دشمنانشان مصادره خواهد شد. دشمنانی که گرگند در لباس میش، خامنه ای و احمدی نژادند در لباس مهاجرانی و سروش و گنجی.  اینان «ماران سر کوفته» ای هستند که شریعتی می گفت : &#8220;باز سر بر میدارند و از درون منهدم می کنند. نقاب دوست می زنند&#8221; ووو.» چنانچه امروز جنبش سبز موفق بشود، «ابلیس بی جان شده» در لباس و چهره  گنجی_سازگارا_سروش_مهاجرانی ها دوباره جان خواهند گرفت و ما را باز هم به قهقرائی خواهد برد که حسرت دوران خامنه ای را بخوریم، همانطور که امروز مردم حسرت دوران شاه را می خورند. اینطور نیست؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1389/04/09/monafegh/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>استراتژی رهبران ایران.«اگر نماز نباشد کفش باشد»ـ</title>
		<link>http://vasabaha.com/1389/04/06/kafsh-namaz/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1389/04/06/kafsh-namaz/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 26 Jun 2010 23:17:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[شاید طنز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/?p=1784</guid>
		<description><![CDATA[      برای خریدن خر با یکی از دوستانم مشورت می کردم که آدرس روستائی را به من داد و گفت خرهای خوبی دارد ولی فروشی باشند یا نه، نمی دانم.
     نزدیک های ظهر بود که به روستای مورد نظر رسیدم. موقع نماز بود و من که نه دوست و آشنائی در آن روستا داشتم و نه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">      برای خریدن خر با یکی از دوستانم مشورت می کردم که آدرس روستائی را به من داد و گفت خرهای خوبی دارد ولی فروشی باشند یا نه، نمی دانم.<span id="more-1784"></span><br />
     نزدیک های ظهر بود که به روستای مورد نظر رسیدم. موقع نماز بود و من که نه دوست و آشنائی در آن روستا داشتم و نه محلی برای استراحت می شناختم،  به مسجد رفتم تا ضمن استراحت هم نماز ظهر را بخوانم و هم اینکه با مردم آشنا بشوم و سراغی از خر و خرفروشهای روستا بگیرم.<br />
     هنوز اذان را نگفته بودند و یک ساعتی تا نماز ظهر مانده و مسجد خلوت بود. این بود که بعد از گرفتن وضو در نزدیکی های محراب مسجد در کنار پیر مردی نشستم تا  وقت نماز برسد. با گفتن سلام و احوالپرسی مختصری سر حرف را بازکردم تا از بازار خر و خرفروشها سراغی بگیرم. گرم صحبت بودیم که اذان را نیز گفتند. پیر مرد نام چند محل و فرد را به من معرفی کرد و قرار شد پس از نماز مرا همراهی کند.<br />
     با پایان اذان دیگر جای سوزن انداختن در مسجد نبود. از نزدیکهای محراب که نگاه میکردم معلوم بود که خیلیها مجبورند نماز را در بیرون و پشت در مسجد برگزار کنند اما هنوز امام جماعت نیامده بود. تحت تأثیر شلوغی مسجد وهمهمه ذکر و دعاهای پیش از نماز نمازگزاران، صحبتهای من و آن پیر مرد نیز از خر خریدن به سوی نماز و امور معنوی کشیده شد. « راستی امام جماعت اهل همین محل میباشد؟<br />
ـــــ آری، چطور؟<br />
ـــــ باید امام جماعت مهمی باشد که اینهمه مردم پشت سرش نماز می گزارند.<br />
ـــــ الحمدلله که برای امامت نماز خودکفا هستیم.»<br />
     همهمه ای به پاشد و با وارد شدن آخود ژولیده ای آن جمعیت بهم فشرده چنان کوچه میداد که آدم را به یاد عصای موسی و رود نیل می انداخت. به طرفه العینی امام جماعت  بر ساحل محراب و جلو چشمان بهت زده من ظاهر شد. جل الخالق، اگر دیرتر آمده بودم از فیض این نماز باشکوه بی بهره می ماندم. « خدا را شکر، در چنین نماز باشکوه و پرجمعیتی جای من درست پشت سر امام جماعت میباشد. «عجب امام جماعت با عظمتی، اما چرا عمامه اش اینقدر درهم برهم و مچاله شده است؟<br />
ـــــ آری، امام با عظمتی است، اجتهاد،علم، فلسفه، مهارت کلام و سخنوری او حرف ندارد. تنها یک عیب کوچکی دارد، می دانید، او قمار باز است. گویا امروز در قمار باخته باشد. آخر هر بار که درقمار می بازد از ناراحتی با دو دست به سر و عمامه اش می کوبد. این است که عمامه اش کمی نامنظم است. شما ناراحت نباشید.<br />
ـــــ راست می گوئید. قابل اغماض است. اما راستی چرا عبایش اینقدر کثیف است. نگاه کنید، گویا چلغوز کبوتر باشد. رو شانه سمت راستش. نگاه کنید.<br />
ـــــ درست است. البته امام جماعت محل ما صاحب رساله عملیه و کشفیات فراوانی در زمینه مکارم اخلاق می باشد. منتها علاقه فراوانی به کبوتران دارد. گویا قبل از آمدن به مسجد سری به کبوترهایش زده باشد. بالاخره کبوتران که ذیشعور نیستند. نابجا چلغوزی انداخته اند.»<br />
     نماز اول تمام شد. امام جماعت به حالت نیم رخ نشست و ضمن چرخاندن تسبیح مشغول به دعا خواندن شد. دعا را خوب می خواند و ذکرها را نیز قشنگ می گفت اما تسبیحش را فله ای می انداخت. خوب که توجه کردم دیدم انگشتانش کوتاهند و گویا مشکلی دارند. « راستی، چرا اینقدر بی ملاحظه تسبیح می اندازد. مثل اینکه دستش عیبی د ارد؟ انگار که انگشتانش بریده اند!<br />
ـــــ خوب دیگر، شما غریبه هستید و امام جماعت ما را نمی شناسید. ایشان دارای رسالات و کمالات فراوانی هستند. طلاب زیادی از درس و مکتب او بهره می برند اما، یک عیب کوچکی دارد که از کودکی دستش کمی کج بوده. و » حرفش را قطع کردم و گفتم کج کدام است؟ انگشت ندارد.« جواب داد خوب همین را داشتم می گفتم.<br />
ـــــ چه چیزی را؟<br />
ـــــ خوب دیگه، وقتی کسی دزدی می کند می گویند دستش کج است. چند سال پیش در سفر حج دزدی کرده بود و به همین خاطر انگشتانش را قطع کردند.»  دیگر داشتم دیوانه می شدم « گفتم جمع کنید این در و دکان را.»<br />
ــــــ چه در و دکانی؟<br />
ــــــ این که یک دزد قمار باز کفتر باز را گذاشته اید جلو رویتان و پشت سرش نماز می خوانید!<br />
ــــــ خوب دیگه، اگر او را پشت سر بگذاریم کفشهایمان را می دزدد. می خواهیم زیر نظر باشد.<br />
&#8230;.. نقطه سر سطر<br />
  <strong>  امروز رهبران جنبش سبز فقط به فکر حفظ کفشهایشان می باشند. دزدی، قماربازی، کفتر بازی،  جرم جنایت و قتل و غارت و تجاوز به نوامیس مردم کسی را از امامت نماز مسجدشان محروم نمی کند. زیرا معتقدند که اگر نماز نباشد، کفش باشد. یعنی اگر احمدی نژاد برود خامنه ای باز هم امامتش بر قرار خواهد بود. </strong></p>
<p dir="rtl">   </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1389/04/06/kafsh-namaz/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خبر مرگ یا ترور غلامحسین الهام سخنگوی دولت!؟</title>
		<link>http://vasabaha.com/1389/03/02/elhaam/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1389/03/02/elhaam/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 23 May 2010 15:28:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[امروز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/?p=1718</guid>
		<description><![CDATA[شاید بنده خیلی از قافله اخبار عقب مانده باشم اما بهر حال با وجود «on line» بودن بیست و چهار ساعته و مطالعه ساعت به ساعت سایتهای خبری و ازجمله بی بی سی و رادیو فردا ووو، جائی ندیدم و نشنیدم که خبری از مرگ یا ترور غلامحسین الهام سخنگوی دولت کودتا منتشر شده باشد. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شاید بنده خیلی از قافله اخبار عقب مانده باشم اما بهر حال با وجود «on line» بودن بیست و چهار ساعته و مطالعه ساعت به ساعت سایتهای خبری و ازجمله بی بی سی و رادیو فردا ووو، جائی ندیدم و نشنیدم که خبری از مرگ یا ترور غلامحسین الهام سخنگوی دولت کودتا منتشر شده باشد. البته وی از توبره و آخورهای فراوانی می خورد و لذا بنده به سخنگوئی دولت اکتفاء کردم.</p>
<p>چند روزی است که در محافل غیر رسمی  خبر از قتل یا مرگ غلامحسین الهام مطرح می شود و ناقلان خبر مرگ وی را موثق و دقیق می دانند. از آنجا که مدتی است نه از سخن پراکنی ایشان خبری  و نه از لجن پراکنی همسرش خانم رجبی تعفنی منتشر نشده است، احتمال صحت خبر بسیار زیاد است. دوستانی که خبر موثق دارند بنده را نیز آگاه کرده و چنانچه خدای نکرده ایشان هنوز در قید حیات و در بند شیطان نفس می کشد حقیر را باخبر سازند تا این خبر خوش را به وقت دیگری حواله دهم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1389/03/02/elhaam/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فرانسه حامی تروریست</title>
		<link>http://vasabaha.com/1389/02/30/gagooli/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1389/02/30/gagooli/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 20 May 2010 21:10:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[امروز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/?p=1703</guid>
		<description><![CDATA[ در فرانسه، ایرانیان در صورتی حق تجمع و تظاهرات دارند که قبلاً موافقتنامه حکومت ایران را از طریق وزارت کشور فرانسه دریافت کرده باشند. این یک طنز نیست. تظاهرات ایرانیان در مقابل سفارت ایران بطور آشکاری ممنوع و غیر قابل امکان میباشد. ایرانیان نباید منتظر مجوز از وزارت کشور فرانسه بمانند زیرا چنین مجوزی قبلاً باید از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> در فرانسه، ایرانیان در صورتی حق تجمع و تظاهرات دارند که قبلاً موافقتنامه حکومت ایران را از طریق وزارت کشور فرانسه دریافت کرده باشند. این یک طنز نیست. تظاهرات ایرانیان در مقابل سفارت ایران بطور آشکاری ممنوع و غیر قابل امکان میباشد. ایرانیان نباید منتظر مجوز از وزارت کشور فرانسه بمانند زیرا چنین مجوزی قبلاً باید از طرف دولت ایران صادر شده باشد.</p>
<p>فرانسه دیگر حتی در طرفداری و حمایت از دیکتاتورها رعایت حفظ ظاهر را نیز نمی کند لذا کسانی که می خواهند به تجمع اعتراضی علیه حکومت ایران دست بزنند مقدمتاً باید تظاهراتی اعتراضی علیه حکومت تروریست پرور فرانسه داشته باشند. امروز فرانسه پیش قدم حرکتی شده است که در آینده به کشورهای آلمان و آمریکا نیز سرایت خواهد کرد.</p>
<p>اگر ایرانیان به قسم حضرت عباس کشورهای غربی گوش می کنند و دم خروس چشمشان را کور نمی کند، با نهایت تأسف باید بگویم که رحمت به سوراخ و شکاف دیوارهای گِلی باغستان کربکند* خودمان که دید و شنودشان از سوراخهای کله این مردم خیلی بیشتر است. آخر یکی نیست چانه این مردم را بگیرد  و بگوید: <a href="http://vasabaha.com/1389/01/07/gaguli/"><strong>گاگولی، چندی خری!</strong></a>، بینی سارکزی از بینی احمدی نژاد دراز تره</p>
<p>*روستائی در بخش برخوار اصفهان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1389/02/30/gagooli/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برگزیده از نظرات ـ۱ـ</title>
		<link>http://vasabaha.com/1389/02/28/comment/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1389/02/28/comment/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 18 May 2010 20:51:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[برگزیده از نظرات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/?p=1698</guid>
		<description><![CDATA[ کار از این حرفها گذشته و روحانیت شیعه به جائی رسیده است که اگر این حکومت ساقط شود دیگر نامی از آنها نخواهند ماند
دهه محرم سال ۱۳۶۹ بود و بنده از زور بیکاری یک تاکسی خریده بودم و با توجه به اینکه مجرد بودم و قادر به قبول شرط سازمانی تاکسیرانی برای ازدواج در طول [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> <strong>کار از این حرفها گذشته و روحانیت شیعه به جائی رسیده است که اگر این حکومت ساقط شود دیگر نامی از آنها نخواهند ماند</strong></p>
<p>دهه محرم سال ۱۳۶۹ بود و بنده از زور بیکاری یک تاکسی خریده بودم و با توجه به اینکه مجرد بودم و قادر به قبول شرط سازمانی تاکسیرانی برای ازدواج در طول شش ماه برای اخذ کارنامه تاکسی نبودم، به صورت غیرقانونی و شبها به کار مشغول.<span id="more-1698"></span><br />
زیر پل گیشا و در حال گوش کردن به موزیک “پینک فلوید” که از پخش صوت جاسازی شده در داشبورد تاکسی بگوش میرسید بودم و قطرات باران فضای مناسبی با موسیقی بوجود اورده بود.<br />
اخوندی را دیدم که در بین ماشینها راه میرود و با راننده ها حرف میزند و مشخص بود که بدنبال وسیله نقلیه است.<br />
تاکسی خالی بود و من هم حوصله این نوع مسافر را نداشتم و بهمین دلیل روبرگرداندم که او را نبینم.<br />
چند لحظه بعد ضرباتی به شیشه ماشین توجهم را جلب کرد و وقتی روگرداندم او را دیدم که ملتمسانه درخواست پائین اوردن شیشه را میکند.<br />
شیشه را کمی باز کردم و پرسیدم بله؟<br />
با لحنی التماس امیز گفت: من را میبری امام جسین؟<br />
بی اختیار گفتم: میبرم اما موزیکم را قطع نمیکنم!<br />
گفت: قبول و از سمت دیگر سوار شد.<br />
به سمت راست و به داخل بزرگراه “جلال ال احمد” پیچیدم و او گفت که بیش از یکساعت است که زیر باران و منتظر وسیله ای ست که او را به مقصد برساند ولی هیچکس او را سوار نمیکند و نگران بود که به محلی که باید منبر میرفت نرسد.<br />
به روی پدال گاز فشار اوردم و بعد از رد شدن از سه چراغ قرمز گفت، این چراغ سوم بود که رد شدی.<br />
گفتم: نگران نباش حاجی فعلا که نمره ماشینم سیاسی ست و جای نگرانی نیست!<br />
عمامه اش را از سرش برداشت و گفت: بگذار این را بردارم که تو دیگر سواستفاده نکنی و ادامه داد که حرف حساب تو چیست؟<br />
گفتم: اخه حاجی یه نگاه به دور و بر خودت بنداز، هیچکس رو تو این مملکت میبینی که بخنده؟<br />
اخه این چه وضعیه که شما درست کردید و تازه از مردم شاکی هم هستید!<br />
گفت: من از مردم شاکی نیستم، ولی همه را نباید به یک چوب راند.<br />
گفتم: یعنی جنابعالی با بقیه فرق دارید؟<br />
گفت: شاید داشته باشم.<br />
گفتم: گفتم فقط لهجه ات مثل بچه های تهرونه ولی لباست و قیافه ات مثل بقیه است.<br />
گفت: رو ظاهر ادمها قضاوت میکنی؟<br />
گفتم: نه حاجی فقط ظاهر نیست، شماها که جون و مال و ناموس مردم رو قبضه کردید لاقل یه ماشین اژانس بگیر که دیر به منبرت نرسی.<br />
گفت: خیلی پر روئی!<br />
گفتم: چون مثل خیلی از مردم دیگه چیزی ندارم که از دست بدم، شما کار رو به جائی رسوندید که مردم میگن اخوند خوب اخوند مرده ست و تازه طلبکار هم هستید.<br />
خندید و گفت: خوشحالم که اینجوری حرف میزنی، معلومه که هنوز ادم زنده هم تو این مملکت پیدا میشه.<br />
گفتم: جان مولا واسه من یکی موعظه نکن که اصلا حالشو ندارم.<br />
گفت: ولی مردم لازمه بدونند که ما اخوند ها هم همه یکجور نیستیم.<br />
گفتم: از کجا بدونند، خودتون باید نشون بدید که با هم فرق دارید.<br />
گفت: ما سعی میکنیم اما مردم اون وری ها رو بیشتر دوست دارند.<br />
گفتم: شاید چون اونا زورشون بیشتره!<br />
گفت: اگه از روز اول مردم مثل تو رفتار میکردند کار به اینجا نمیکشید.<br />
گفتم: بی خیال حاجی، اونا که اینطوری رفتار کردند همشون الان سینه قبرستون خوابیدند، شما ها بی رحمید.<br />
گفت: هیچ جور نمیتونم بهت ثابت کنم که اشتباه میکنی اما بذار یه داستان از دوران انقلاب برات تعریف کنم تا بفهمی که چرا اینجوری شده.<br />
تعریف کرد که در دوران انقلاب او تعداد دیگری از اخوندها قطعنامه ائی برای یکی از تظاهرات اولیه نوشته بودند در رابطه با خلع ید از شاه و حمایت از قوانین مشروطه و قرار بر این نهاده بودند که علما به ترتیب حروف الفبا ان را امضا نمایند.<br />
ایت الله اردبیلی اولین نفر بود که باید امضا میکرد و ایشان بعد از مطالعه متن میفرمایند که با تمام مفاد ان موافقند بجز لغت خلع ید!<br />
و بعد ادامه داد که به اردبیلی گفتیم که حاج اقا تمام این متن فقط همین لغت “خلع ید” ست که شما هم با ان مخالفید.<br />
اردبیلی در جواب میگوید که شما جوانید و متوجه عواقب ان نیستید و در نهایت امضا نمیکند.<br />
در ادامه چند داستان دیگر هم تعریف کرد و در پایان نتیجه گرفت که امروز همین اقای موسوی اردبیلی هیچکس را بیشتر و بالاتر از خود تصور هم نمیکند و امثال او هستند که بقول من جان و مال و ناموس مردم را قبضه نموده اند.<br />
گفتم: چرا این را حالا و به من میگوئی و با مردم در میان نمیگذاری؟<br />
گفت: چون هیچکس مثل تو نمی پرسد.<br />
گفتم: باشه شما درست میگی اما این وظیفه شماست که با این وضعیت مخالفت کنید.<br />
گفت: بذار یه چیزی بهت بگم، کار از این حرفها گذشته و روحانیت شیعه به جائی رسیده است که اگر این حکومت ساقط شود دیگر نامی از انها نخواهند ماند و بنابراین ما وظیفه داریم که روحانیت شیعه را هم حفظ کنیم.<br />
گفتم: با این روش حکومت، این ره که تو میروی به ترکستان است حاجی.<br />
گفت: میدونم اما فعلا که چاره ائی نیست.<br />
داستان من و این حاج اقا انشب تا ۲ صبح ادامه داشت و در پایان و موقع جدا شدن گفت: میدانم که دیگر تو را نخواهم دید اما اگر خواستی روز پنج شنبه به من سر بزن و در جوابش گفتم که در موردش فکر خواهم کرد و جدا شدیم.<br />
من به سر قرار با او نرفتم زیرا میخواستم بفهمد که مردم ایران بیشتر از انکه به فکر روحانیت شیعه باشند به کشور و اب و خاک خود فکر میکنند و اینکه انان در سراشیب سقوط افتاده اند نتیجه بی تدبیری خود انان است و دیگر نباید از مردم انتظار داشته باشند که از یک سوراخ برای بار دوم گزیده شوند!!!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1389/02/28/comment/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیام همدردی آقای سارکزی برای احمدی نژاد</title>
		<link>http://vasabaha.com/1389/02/23/le-bec-dands-leau/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1389/02/23/le-bec-dands-leau/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 13 May 2010 17:20:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[امروز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/?p=1688</guid>
		<description><![CDATA[به زبان فرانسه« le bec dans l&#8217;eau» همان«انگشت به فلان» خودمان است. الان بیست چهار ساعت میباشد که ایرانیان معترض به جنایات حکومت ایران «le bec dans l&#8217;eau» منتظر موافقت پلیس فرانسه هستند که آیا حق دارند بروند جلو سفارت ایران یا نه!
دیروز پلیس فرانسه تجمع اعتراضی ایرانیان را با بگیر و ببند نا تمام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">به زبان فرانسه« le bec dans l&#8217;eau» همان«انگشت به فلان» خودمان است. الان بیست چهار ساعت میباشد که ایرانیان معترض به جنایات حکومت ایران «le bec dans l&#8217;eau» منتظر موافقت پلیس فرانسه هستند که آیا حق دارند بروند جلو سفارت ایران یا نه!</p>
<p dir="rtl">دیروز پلیس فرانسه تجمع اعتراضی ایرانیان را با بگیر و ببند نا تمام گذاشت . صدها نفر را دستگیر و بازداشت کرد. بلافاصله پیام عذر خواهی خویش را برای آقای احمدی نژاد فرستاد و از اینکه به خاطر رعایت ظواهر دموکراسی  مجبور شده اجازه تجمع در جلو سفارت ایران را بدهد پوزش خواست . پلیس فرانسه هم اینک ساعت هفت و نیم عصر روز پنجشنبه ۱۳ ماه مه نزدیک به بیست و چهار ساعت میباشد که منتظر موافقت آقای احمدی نژاد نشسته که آیا به ایرانیان معترض مجوز برگزاری تجمع در جلو سفارت ایران را بدهد یا نه. ایرانیان متقاضی برگزاری تجمع نیز،  نزدیک به بیست و چهار ساعت است که در پاریس «انگشت به فلان» و علاف،  منتظر موافقت مقامات فرانسوی هستند. آری برای اعتراض به اعدام بی گناهان باید فرانسه مجوز بدهد و البته برای دادن مجوز، موافقت ایران ضروری است. با روندی که به پیش می رویم بزودی در همین فرانسه مواجه با تظاهرات طرفداران آقای احمدی نژاد خواهیم بود.</p>
<p dir="rtl">اگر دست اندر کاران برگزاری این تجمعات از کوپکترین شعور سیاسی برخوردار باشند باید حرکت اعتراضی خود را متوجه مقامات فرانسوی کرده و عیناً همان برنامه ای که برای اجرا در برابر سفارت ایران پیش بینی کرده بودند را در برابر وزارت کشور فرانسه انجام دهند و یا در برابر کاخ الیزه یا جای دیگر. آنچه مهم و غیر قابل تردید است انجام آن است وبازتاب بسیار بیشتری نیز خواهد داشت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1389/02/23/le-bec-dands-leau/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از مصدق تا احمدی نژاد</title>
		<link>http://vasabaha.com/1389/02/21/5-plus-1/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1389/02/21/5-plus-1/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 11 May 2010 20:20:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[امروز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/?p=1686</guid>
		<description><![CDATA[بعد از نزدیک به نیم قرن، هفت قرن عقب رفتیم و از مصدق رسیدیم به احمدی نژاد. این بدان معناست که تلاش های مشترک انگلیس و آمریکا به ثمر رسیده واخیراً با همکاری فرانسه و آلمان پر بار تر نیز خواهد شد. روس و چین را بگذارید تا وقت دگر که نقش آنان چیز دیگری است.
 ما و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از نزدیک به نیم قرن، هفت قرن عقب رفتیم و از مصدق رسیدیم به احمدی نژاد. این بدان معناست که تلاش های مشترک انگلیس و آمریکا به ثمر رسیده واخیراً با همکاری فرانسه و آلمان پر بار تر نیز خواهد شد. روس و چین را بگذارید تا وقت دگر که نقش آنان چیز دیگری است.</p>
<p> ما و کشورما، با توجه به سوابق تاریخی  فرهنگی، موقعیت استراتژیک ، منابع و ذخایر فراوان انرژی و توان بالقوه علمی مردمش، نباید آب خوش از گلویمان پائین برود که اگر رفت، سرمشق بدی برای کشور های منطقه می شویم. کشور های زالو صفتی که سالهاست که به خونخواری ما مشغولند دوست ندارند که ما روی دموکراسی را ببینیم، که اگر دیدیم دیگر دولت دست نشانده ای وجود نخواهد داشت که منافع آنان را تأمین کند. شما بگوئید نه. من می گویم آری. دائی جون ناپلئون می گفت کار انگلیسی هاست. من فرانسوی ها را نیز اضافه می کنم.  اقلاً روی اینترنت و بالاترین و فیس بوک دموکراسی را مزمزه کرده ایم.</p>
<p> ادامه دارد ؟ ندارد؟ خدا می داند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1389/02/21/5-plus-1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>احمدی نژاد، کاپیتان تیم تخریب ایران</title>
		<link>http://vasabaha.com/1389/02/19/tyme-kharabkarie-ahmadinejad/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1389/02/19/tyme-kharabkarie-ahmadinejad/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 09 May 2010 11:18:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[امروز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/?p=1679</guid>
		<description><![CDATA[به لحاظ موفقیت و فراگیری، احمدی نژاد و همراهانش بهترین و کارا ترین تیم خرابکاری دولتهای خارجی و دشمنان ایران می باشد که تا عمق مرزهای کشور نفوذ کرده اند. تا کنون در هیج یک از حملات آشکار و نهان دولت ها و اقوام خارجی، کشور ایران با چنین وسعت و عمقی مورد تهاجم همه جانبه دشمن قرار نگرفته است. در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به لحاظ موفقیت و فراگیری، احمدی نژاد و همراهانش بهترین و کارا ترین تیم خرابکاری دولتهای خارجی و دشمنان ایران می باشد که تا عمق مرزهای کشور نفوذ کرده اند. تا کنون در هیج یک از حملات آشکار و نهان دولت ها و اقوام خارجی، کشور ایران با چنین وسعت و عمقی مورد تهاجم همه جانبه دشمن قرار نگرفته است. در حمله اسکندر مقدونی که همه جا به آتش کشیده شد، آرامگاه کورش مورد احترام کامل قرار گرفت وهنگامی که اسکندر به آنجا رسید از اسب پیاده شد و در برابر آرامگاه کورش ادای احترام کرد و دستور بازسازی آنرا داد. اما تهاجم گروه خرابکاری احمدی نژاد حتی آرامگاه کورش را نیز بی نصیب از حملات خرابکارانه خود نگذاشته است.</p>
<p>مغول ها پس از تسخیر وتسلط کامل بر ایران به ترویج آداب ورسوم و زبان و فرهنگ  این مرز و بوم همت گماشتند. در دربار سلطان محمود غزنوی صد ها شاعر پارسی گوی به ترویج زبان و فرهنگ آریائی می پرداختند و از او که یک ترک زبان بود پاداش و جایزه می گرفتند که شعر فارسی بسرایند.</p>
<p>بعد از حمله اعراب این دومین قوم متهاجمی است که همه چیز این مرز و بوم را نشانه رفته است و از تخریب و انهدام هیچ چیز روی گردان نیست. زبان و ادبیات، موسیقی و فرهنگ، دین و خداپرستی، انسانیت و روح ضلال قوم آریائی، تاریخ و افتخارات گذشته ما همه و همه مورد دست اندازی و تهدید جدی قرار گرفته است. حمله تیم خرابکاری احمدی نژاد به تمام سامانه های کشور خطرناکترین فاجعه ای است که تا کنون این مرز و بوم به خود دیده است .</p>
<p> ادامه دارد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1389/02/19/tyme-kharabkarie-ahmadinejad/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
<!-- WP Super Cache is installed but broken. The path to wp-cache-phase1.php in wp-content/advanced-cache.php must be fixed! -->