برای نجات رهبری

برای نجات رهبری
همه شدند دست به یکی
حالا فقط یک چیز کمه
آهای زکی آهای زکی
 

تناقض

تنـــــــــــاقض
تا بدست آری تو قرصی نان ببم گندم بکار
شیکم خالی خره خربوزه میخواهد چکار
میتوانی این سخن  را ساده و آسان کنی
اینهمه قـِر دادن و اطوار میخواهد چکار
عمر خود سازی تلف با فاعــلاتن فاعــلات
جرعه ای می نعره مستانه میخواهد چکار
بی مخ دیوانه حرفت را بزن بی چند و چون
دور سر چرخاندن و افسانه میخواهد چکار
چار حرف […]

پهلوان هسته ای

پهلوان پنبه ای شد هسته ای
خورد ملت داده او بیل دسته ای
ملت از شادی همه قر در کمر
شاد و شنگول اوفتادندی دمر
پهلوان هسته ای از اندرون
کرد پا را یک وجب از خط برون
همچو آن زن ملت ما سرفراز
زانکه شویش کرده یک پا را دراز
با ظریف ما ظریفی گفت دوش
بعد از آن چوب و پیاز این […]

این درد مشترک

این درد مشترک*

تا این خرها هستند، من هم خلیفه ام

 
شخصی در گوش عثمان گفت: تو بهتر از همه میدانی که خلافت حق تونیست.
عثمان گفت: فردا ظهر به مسجد بیا تا جوابت را بدهم.
روز بعد آن شخص به مسجد رفت  و با زحمت فراوان از صفوف نماز گزاران گذشت و خود را به عثمان رساند و گفت : الوعد و وفا.
عثمان به انبوه نماز گزاران […]

پیامبری بنام، پیربابا

یکی بود و دوتا نبود. سه تا رفیق بودند. ابراهیم و موسی و آن سومی هم پیربابا . جز ساعات خواب و خلوت و خلا، همه جا با هم بودند. روزی از روزهای ماه رمضان به  مسجد محل رفته بودند. تعدادی آخوند مشغول ختم قرآن بودند. نوبت آخوند ملاعلی رسیده بود که آیه ای را خواند که […]

جیب ما را نزن، ماشینت تو سرت بخوره

آقای سبورچیان، نه ببخشید، آقای احمدی نژاد خواسته ماشینش را بفروشه خرج مسکن مردم بکنه. با پول ماشینش دروغ هم که نگوید و کلک نزند چهارتا خونه هم نمیشود ساخت. تا همین جا خانه میلیونها نفر خالی و خراب کرده. پول خانه سازی میلیونها نفر را برای بیگانگان فرستاده و خرج تدارک استقبال از خودش در لبنان و وو.. […]

احمدی نژاد و الاغ راستگو

پیرامون تکذیب حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی
مرد کشاورزی به خانه همسایه اش رفت تا الاغ او را برای انجام کاری قرض بگیرد. صاحب خانه گفت که الاغش در خانه نیست و آنرا به مزرعه برده اند. مرد کشاورز خداحافظی کرد که برود اما هنوز از خانه همسایه خارج نشده بود که صدای عرعر الاغ از […]

پناه بر یزید و آل بوسفیان

از هنگامیکه این حکایت به رشته تحریردرآمده، صدها دزد و راهزن  به تکذیب یا تصحیح گفته آن شغال بخت برگشته برخاسته و اعاده حیثیت کرده اند که : «اولاً، آن گروهی که نشانه های سیادت و مدارک انتساب به آل علی را از زمین برگرفتند جاسوسان و فرستادگان خلیفه متوکل بودند که به تعقیب فرزندان بوتراب گماشته شده بودند […]

سیّدِ «ازخر پریده»ـ

از شغال* پرسیدند هنگام دویدن زوزه هم می کشی؟ پاسخ داد که: پس از امامت این «سید از خر پریده» هرچیزی ممکن است.ـ