گور بابای خر و خامنه ای

گور بابای خر و خامنه ای
یادتان می آید
گو همین دیشب بود
که چه سان میلرزید
پیش چشمان همه هموطنان
خود تبرّی می جست
ز شهنشاه، ز زندان اوین:
به خدا من نبدم
من نکشتم به خدا من نزدم
کِی ؟کجا؟ کی؟ چه کسی؟ کو؟ به خدا من نبدم
ناله می کرد و تضرع که به من رحم کنید
همسرم بیمار است
بچه هایم بی نان
مادرم […]

تسلیم

در گویش  روزمره مردم، شیطان همان ابلیس فرض شده ،لذا کلمه «ابلیس» نیز «شیطان» را به ذهن متبادر می کند. به این شعر توجه کنید:
شیطان که رانده گشت به جز یک خطا نکرد          خود را برای ســـــــجده آدم رضا نکرد
شــــــــــــــــیطان هزار مرتبه بهتر ز بی نماز            آن سجده را بر آدم و این برخـدا نکرد

درسروده […]

ظلّ الله

خدایا سایه ات کوتاه باد از سر
که از سنگینی این سایه
دیگر راست کِی گردد کمر
کِی آب راحت از گلو پائین رود ما را
چه سر آسود بر بالین
کدامین خواب در چشمان تر نشکست
کدامین شام تار ما سحر شد
کی براین شب بامداد آید
خدایاطاقت بیداد دیگر نیست
کوته سایه ات از سر
دمی بر ما ترحم کن
خدایامن نمی دانم کجائی
در […]

خلایق هر چه لایق، هر چه لایق

تو می گوئی خلایق نیست لایق
جفائی را که خــود بنیان آن شد؟!
خلایق هرچه لایق باورت نیست؟!
مگر بی رنج، گنجی هم عیان شد؟!
ســـوار گـُردۀ این خـلـــق آن شیخ
کجا بی رأیشان خندان توان شـــد
به صبح دوم خـُرداد، خَــــر داد ؟!
به جاکش رأی تا جنت مکان شد؟
در اصلاحات، کرّوبیّ خنـّاس
به رأی مصلحین بار گران شد
چنین سر شد که […]

زاغ

روزگاری به فرنگ

تــــوبه

خـدایا
من اگر جای تو بـودم
توبه می کردم

کمین

ای خــــــــــــدامن به رصد بنشستم
تا ببینم که تو چون خواهی کرد
حکم ، در کارکسانی که بنام تو و پیغمبر و دین و ره تو
بند بردست خلایق زده
برپا زنجیر

یادتان می آید

یادتان می آید
گو همین دیشب بود

من و حافظ

الا یا ایّها السّــاقی دگر بس کن مــده جامـــــــی
که دردم را نه درمان است از این خمر شیطانی
،
زآه ســــوختــه دل کــــودک محـــزون بی بابا
نه نافه بوی خوش دارد نه دیگر می به مینائی
،
مرآن حافظ که یکسرازمی و معشوق وساغرگفت
کجـــــا دانـســت حــال ما بدین ایـام ظلـمــــــانی
،
شب تاریک و بیــم موج و گردابی چنـان هائـل
پناه […]

بازگشت ضُــحاک

یاران خبر خبر
یاران به پا بهـوش
در چهره ای دگـر
باز آمده کـنون
ضحاک مار دوش