با یورش به منزل و محل عزاداری آقای منتظری شعارهائی داده شد که بنده با آن همنوائی کرده ام

داشتم می خواندم که حرامیان به خانه آقای منتظری و همچنین به محل عزادارن وی یورش برده اند و شعار می دادند که :
این همه لشکر آمده، با امر رهبر آمده
بی اختیار با آنان همراه شدم و رجز خوانی آنان را ادامه دادم که :
این همه لشکر آمده، با امر رهبر آمده
رهبرشان شیطان صفت، عن [...]

من و حافظ

الا یا ایّها السّــاقی دگر بس کن مــده جامـــــــی
که دردم را نه درمان است از این خمر شیطانی

مگسی به خشم اندر ز تعفن کلامت ـــــ تو حیا نکردی آخر در آن خلا نبستی

 

تو به پشت میز سیما ،به سخن چو بر نشستی
مگسک خیال می کرد، تو بر خلا نشستی
مگسی به خشم اندر، ز تعفن کلامت
تو حیا نکردی آخر ، درآن خلا نبستی
بُل عجب نمایشی بود و عجب حکایتی دوش
مگست پبام حق داد و تو کار می نبستی
بنما حذر که آمد، پشه طیرنا ابابیل
زندت به سنگ سجیل، شوی [...]

خامنه ای تلف شد،چونکه ندید آن کدو

به کاهدان گر زدی،
به سال هشتادو چار،
خلق کنار ایستاد،
تو ماندی و آن بـَـبــُو
فقط فلان دیدی و، هیچ ندیدی کدو؟
هیچ ندزدیده کس،
 چنانکه تو برده ای ،
 رهبر شیطان صفت ،
 ای تو بدتر از عدو
تو آن یکی دیده ای، لیک ندیدی کدو
هیچ ندیده کسی،
 دزد به این خیره گی،
خیره سری را حدی است،
 سارق بی آبرو
تو آن یکی دیده ای، لیک [...]

گور بابای خر و خامنه ای

نصیحت به مأمورانی که نان مردم می خورند و خدمت دشمن می کنند. به مأمورانی که خود را معذور می پندارند و در برابر مردم غیر مسلح و بی دفاع احساس قدرت می کنند.
یادتان می آید
گو همین دیشب بود
که چه سان میلرزید
پیش چشمان همه هموطنان
خود تبرّی می جست
ز شهنشاه، ز زندان اوین:
به خدا من نبدم
من [...]

تسلیم

در گویش  روزمره مردم، شیطان همان ابلیس فرض شده ،لذا کلمه «ابلیس» نیز «شیطان» را به ذهن متبادر می کند. به این شعر توجه کنید:
شیطان که رانده گشت به جز یک خطا نکرد          خود را برای ســـــــجده آدم رضا نکرد
شــــــــــــــــیطان هزار مرتبه بهتر ز بی نماز            آن سجده را بر آدم و این برخـدا نکرد

درسروده [...]

ظلّ الله

خدایا سایه ات کوتاه باد از سر
که از سنگینی این سایه
دیگر راست کِی گردد کمر
کِی آب راحت از گلو پائین رود ما را
چه سر آسود بر بالین
کدامین خواب در چشمان تر نشکست
کدامین شام تار ما سحر شد
کی براین شب بامداد آید
خدایاطاقت بیداد دیگر نیست
کوته سایه ات از سر
دمی بر ما ترحم کن
خدایامن نمی دانم کجائی
در [...]

خلایق هر چه لایق، هر چه لایق

تو می گوئی خلایق نیست لایق
جفائی را که خــود بنیان آن شد؟!
خلایق هرچه لایق باورت نیست؟!
مگر بی رنج، گنجی هم عیان شد؟!
ســـوار گـُردۀ این خـلـــق آن شیخ
کجا بی رأیشان خندان توان شـــد
به صبح دوم خـُرداد، خَــــر داد ؟!
به شیطان رأی تا جنت مکان شد؟
در اصلاحات، کرّوبیّ خنـّاس
به رأی مصلحین بار گران شد
چنین سر شد که [...]

زاغ

روزگاری به فرنگ
میگذشتم ز رهی
رهگذری
میگذشتم ز رهی
رهگذری
روسـتا ، دهکده ای
کوچه باغی
شهری
من در آن شهر غریب
راه گم کرده بُـدم
واله و سرگردان
مانده بودم در راه
و نبود هم سخنی
همزبان ، همدل و یا همراهی
که زبانش فهمم
یا زبانم فهمد
تا که راهم پرسم
بنماید راهم
ناگهان از پس یک کوچه باغ
غار غار دو کلاغ
بشـنیدم که یکی می پرسـید
حال و احوال از آن [...]

تــــوبه

خـدایا
من اگر جای تو بـودم
توبه می کردم
بدرگاه ملائک
زین نصیحت نا شنیدن
زین لجاجت
زین غرور و کِـبر
اندر خلقت شوم بشر
وزان بد تر
دمیدی روح خود در این لجن
انسانش نامیدی
امانت را بدستان خیانتبار او دادی
چه می گویم
خلیفه خواندیش
او را نیابت در زمین دادی
خداوندا تو علام الغیوبی
از چه این مغضوب را اشرف به مخلوقات نامیدی
تو گل را آفریدی
باغ و بلبل
نسترن
طوطی
کبوتر [...]