<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>واصباحا &#187; اسلام به زبان ساده</title>
	<atom:link href="http://vasabaha.com/category/eslam-be-zabane-sadeh/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://vasabaha.com</link>
	<description>Just another WordPress weblog</description>
	<lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 20:53:14 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>سکولاریسم ، دیدگاهی ثانوی</title>
		<link>http://vasabaha.com/1388/07/30/3coolar/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1388/07/30/3coolar/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 09:57:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلام به زبان ساده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/1388/07/30/%d8%b3%da%a9%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%8c-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%ab%d8%a7%d9%86%d9%88%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[ نخستین بارمتولیان رسمی مذاهب و حکومتهای مذهبی بوده اند که  جوامع را به سوی ایده سکولاریسم سوق داده اند.
ایده و دیدگاه سکولاریسم از هنگامی می تواند پای به عرصه تفکرات انسانی گذاشته باشد که انسانها به مرحله زندگی اجتماعی رسیده و نیازبه دیدگاه و تفکری داشته اند که بر مبنای آن جامعه را اداره کنند. در حقیقت قبل از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong> نخستین بارمتولیان رسمی مذاهب و حکومتهای مذهبی بوده اند که  جوامع را به سوی ایده سکولاریسم سوق داده اند.<span id="more-689"></span></strong></p>
<p>ایده و دیدگاه سکولاریسم از هنگامی می تواند پای به عرصه تفکرات انسانی گذاشته باشد که انسانها به مرحله زندگی اجتماعی رسیده و نیازبه دیدگاه و تفکری داشته اند که بر مبنای آن جامعه را اداره کنند. در حقیقت قبل از پیدایش حکومتها در جوامع بشری، سکولاریسم نمی توانسته موضوعیت و موجودیتی داشته باشد زیرا چنین دیدگاهی در رد تفکر حکومت دینی مطرح شده و خواسته زمام حکومت و اداره جامعه را از دست متولیان دین خارج سازد، لذا سکولاریسم مؤخر بر ایده حکومت دینی و خود راه و چاره ای برای فرار از آن می باشد و به خودی خود مطرح و موضوع نیست. در عبارتی نه چندان خوب می توان سکولاریسم را &#8220;«سنتز» حکومت دینی به شمار آورد.</p>
<p>در هیچ کجای تاریخ و زندگی انسانها برهه ای را نمی توان یافت که انسان معتقد به خدا و آفریننده ای نباشد. آفریننده ای که بر همه امور هستی مسلط، و محیط به همه امورباشد و اصولاً آنچه موجود است را او آفریده باشد و هر موجودی از او موجودیت بگیرد و انسان تمام نیاز هایش را از او بخواهد و برای نزدیکی به او به پرستشش بپردازد. به بیان دیگر انسان همواره موجودی پرستنده بوده است و برای پرستش، سمبلهای گوناگونی را بر می گزیده و روش های متفاوتی را پیش می گرفته که هرکدام بسته به محیط و درجه تکامل فردی ، اجتماعی و تاریخی تفاوتهائی را داشته اند. از پرستش بدوی بت و حیوانات و آتش، تا پرستش ماه و ستارگان و خورشید، و از پرستش بزرگان و شخصیتهای مذهبی و قدرتمندان و شاهان تا پرستش و عبودیت خدائی که فرستنده پیامبران، کتب و وضع کننده ادیان و مذاهبی بوده که راه روش زندگی و «باید نباید» های زندگی بشر را تبیین و تشریح می کرده است. آنچه مسلم است انسان موجودی است<strong> پرستنده</strong>.</p>
<p>بر خلاف تصور عوام و بعض مذهبیون و&#8230;، سکولاریسم یک اعتقاد یا موضعگیری ضد مذهبی نیست  و لزوماً  فرد سکولار، غیر مذهبی نمی باشد. سکولاریسم با حکومت مذهبی مخالف است ونه با مذهب ،اما  دخالت مذهب در امور حکومتی و اداره جامعه را نمی پذیرد و به صلاح جامعه نمی داند.</p>
<p>ما را اعتقاد بر این است که این دیدگاه هر چه باشد، ازمذهبیون معتقد به اسلام پذیرفته نیست ولو آنان اسلام شناسان و فیلسوفان خود خوانده ای چون سروش و بعضی روحانیون و مراجع رسمی مذهبی باشند که بعضاً لقب آیت الناس ووو&#8230; را نیز یدک می کشند. بسیاری از مراجع اسلامی صاحب نام  از سالها قبل با دخالت اسلام در امور حکومتب مخالف بوده اند اما پیش از هر چیز این اسلام است که تعیین می کند چه نقشی در جامعه داشته باشد. مطابق اسلام، مسلمان سکولار موجود متناقضی خواهد بود که نمی تواند واقیت داشته باشد، و به زغالی میماند که سفید باشد.پیروان مذاهب دیگر می توانند معتقد به سکولاریسم باشند اما فرد مسلمان، نه. چرا؟! </p>
<p>پس از تجربه مخوف و وحشتناکی که تحت نام حکومت اسلامی در ایران اتفاق افتاد، مسلمانان بسیاری که حتی سالها رؤیای حکومت اسلام را در سر می پروراندندبه این نتیجه رسیده اند که دخالت دادن اسلام در امور اداری و حکومتی جامعه نظریه صحیح و موفقی نخواهد بود و اسلام و متولیان اسلام می بایست صرفاً به امور مذهبی بپردازند و در امور دنیوی دخالتی نداشته باشند. چواب این «چرا» را تنها به مسلمانی مخالف یا موافق سکولاریسم  وامی گذارم تا با جواب و استدلال اودنباله این مبحث را پی بگیریم.</p>
<p>چواب و نظر شما عینآ از قسمت نظرات به اینجا منتقل خواهد شد . ادامه با شما و با آن نــــخواننده دیدگاه های این سایت که بنده را سکولاریست و مخالف اسلام و وو خطاب می کرد.</p>
<p>  ادامه دارد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1388/07/30/3coolar/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>با تو،که مورد تجاوز قرار گرفته ای</title>
		<link>http://vasabaha.com/1388/06/11/varooneh/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1388/06/11/varooneh/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 Sep 2009 23:08:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلام به زبان ساده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/1388/06/11/%d9%85%da%a9%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b3%d9%82-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%87%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%db%8c-%d8%b4%d8%b1%d9%81%d8%8c-%d9%85%d8%b5%d8%a8%d8%a7%d8%ad/</guid>
		<description><![CDATA[به دلیل بیگانگی با نظام ارزشی قرآن و اسلام،افرادی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند تلاش می کنند آنرا پنهان کرده و این درحالیستکه که تجاوز کننده اگر برای فرار از مجازات نباشد ترس و حیائی از عنوان و اعتراف عمل خود ندارد و این بیگانگی با ارزشهای انسانی اسلام است که باعث شده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به دلیل بیگانگی با نظام ارزشی قرآن و اسلام،افرادی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند تلاش می کنند آنرا پنهان کرده و این درحالیستکه که تجاوز کننده اگر برای فرار از مجازات نباشد ترس و حیائی از عنوان و اعتراف عمل خود ندارد و این بیگانگی با ارزشهای انسانی اسلام است که باعث شده قربانی خود را مخفی کرده و فاسق به فسق خود مباهات هم بکند، دقیقاً مانند اینکه مال باخته سرقت اموالش را کتمان کند و از علنی شدن آن خجالت بکشد و دزد اموال جار بزند که من دزدم و افتخار هم بکند. در قاموس قرآن و فرهنگ اسلام و ادیان الهی این تجاوز کار است که باید خجالت بکشد و تجاوز شده باید فریاد کند و بر سر کوی برزن داد بزند و دادخواهی کند ، مانند کسی که مالش به سرقت رفته.اما چنین نیست و این تضاد و تناقض صریح با نظام ارزشی اسلام دقیقاً از درون حوزه های طلبگی پا به عرصه جامعه گذاشته است.<span id="more-534"></span><br />
<strong>الزانی لاینکح الازانیه او مشرکة والزانیه لاینکها الا زان او مشرک و حرم ذالک علی المؤمنون(.</strong><em> نور۳)</em></p>
<p>اسلام توصیه می کند که مسلمانان با افراد همردیف و همسطح خود ازدواج کنند(کفو).از آن میان همسطح و همردیف یا «کفو» زن و مرد زنا کار را زن و مرد زناکار قلمداد کرده و توصیه می کند که زنان و دختران پاک را به ازدواج مردان زنا کار در نیاورند. از طرف دیگر به مردان پاک نیز توصیه می کند که از ازدواج با زنان زانیه خود داری کنند. در عبارتی دیگر  مردان و زنان مؤمن و پاک را از ازدواج با زن و مرد زنا کار بر حذر می دارد.</p>
<p>آنچه صریحاً فهمیده می شود این است که از نظر قرآن، زن و مرد زنا کار مساوی بوده و زشتی کارشان برابر می باشد. اما آیا مسلمانان تا چه اندازه به این توصیه عمل می کنند و آیا اصولاً به آن ایمان و اعتقاد دارند؟!؟ هر گز چنین نیست.</p>
<p>در جامعه و پیرامون خود، خانواده های مذهبی و مسلمان زیادی را سراغ داریم که دختران خود را به ازدواج مردان زنا کار در می آورند و ابائی هم ندارند، اما اگر دختر و یا زنی را بشناسند که تنها یک لبخند به مرد غریبه ای زده باشد،هر گز حاضر نیستند که با پسرشان ازدواج کند. چرا چنین است؟ جواب روشن است و تنها یک جواب وجود دارد و آن اینکه نظام ارزشی مردم به اصطلاح مسلمان با نظام ارزشی قرآن متفاوت است. این بدان معنا است که مسلمانان به آنچه می گویند ایمان ندارند فقط در برابرش سکوت کرده و تسلیم شده اند و این بیان قرآن است( لا تقولوا آمنا بل قل اسلمنا) نگوئید ایمان آورده ایم، بگوئید تسلیم شده ایم،یعنی اسلام آورده ایم.</p>
<p>در جریانات اخیر،کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند،اعم از زن یا مرد بدانند که توسط اجانب و دشمنان ایران و اسلام شکنجه و هتک حرمت شده اند.آنها که مورد تجاوز قرار گرفته اند دیگر موردی برای پنهانکاری ندارند، زیرا رئیس جمهور نیز به این امر اقرار و اعتراف کرده. پس وظیفه شخصی&#8230; و ملی شما حکم می کند که در افشای آنجه بر شما گذشته درنگ نکرده و ماوقع را برای مردم و مسئولین شرح دهید. مگر احمدی نژاد  نگفت که تجاوزها کار دشمنان بوده و با این کار می خواسته اند آبروی (نداشته) نظام را ببرند. پس اگر اعلان کنید در حقیقت به نفع نظام خواهد بود وآقایان نباید از شما عصبانی شوند.</p>
<p>اگر کسی شما را تهدید به سکوت کرد یقیناً از عوامل خارجی است ،طبق گفته احمدی نژاد و وظیفه ملی شما حکم می کند که آنرا نیز علنی کنید و بدانید با اعلام کردن آن مصونیت بیشتری خواهید داشت چون دیگر هر خطری شما را تهدید کند، همه خواهند دانست که از جانب کیست.</p>
<p>اگر بر طبق ادعا و اعتراف صریح احمدی نژاد تجاوزها کار عوامل دشمن و اجانب بوده ، چرا افشای جنایات اجانب آبروی خامنه ای را می برد؟ چرا نمایندگان مجلس و قوه قضائیه و شخص رئیس مجلس کوشش می کند که خبر وماهیت جنایات اجانب و دشمنان ایران و اسلام را پنهان کنند.ـ و نمی دانم که چگونه است که آبروی حکومت و اجانب به همدیگر گره خورده؟</p>
<p>وقتی احمدی نژاد حرف می زند من نمی فهمم که او می خواهد چه کسی را مجاب یا محکوم کند،دیگران یا خودش را !؟ برادر و خواهری که مورد تجاوز قرار گرفته ای، این همه ما ایرانیان هستیم که باید خجالت بکشیم و نه شمائی که در راه آزادی و اعتلای وطن ایثار کرده اید. ای خواهر و برادری که مورد تجاوز قرار گرفته ای بدان که شما نزد خداوند رتبه ای بمراتب بالا تر شهیدان دارید. نباید به هیچ عنوان بدلایل فرهنگ غلط جامعه از ظلمی که به شما شده داد خواهی نکنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1388/06/11/varooneh/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسلام در بند انحراف آخوندیسم</title>
		<link>http://vasabaha.com/1388/04/22/aakhoond7/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1388/04/22/aakhoond7/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 13 Jul 2009 20:25:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلام به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[امروز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/1388/04/22/%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%86%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d8%a2%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b3%d9%85/</guid>
		<description><![CDATA[کُفر از ریشه کَفَرَ به معنای پوشانیدن است. به همین دلیل گاهی، کشاورزی را که دانه می کارد و آن را در زیر خاک پنهان می کند را کافر می خوانند.ـکافِر یعنی پوشاننده و مخفی کننده.ـ
در موضوع مسائل عقیدتی و در اسلام کافر به کسی می گویند که بعد از اثبات حقیقت و یا ابلاغ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کُفر از ریشه کَفَرَ به معنای پوشانیدن است. به همین دلیل گاهی، کشاورزی را که دانه می کارد و آن را در زیر خاک پنهان می کند را کافر می خوانند.ـکافِر یعنی پوشاننده و مخفی کننده.ـ</p>
<p>در موضوع مسائل عقیدتی و در اسلام کافر به کسی می گویند که بعد از اثبات حقیقت و یا ابلاغ آن آنرا کتمان کند. در قاموس قرآن به کسی که مسلمان نیست یا تابع مرام و مذهب دیگری باشد کافر گفته نمی شود. قرآن پس از ابلاغ و روشن شدن بینات است که فرد انکار کننده را کافر می خواند. مثلاً اسلامی که امروز به جهانیان ابلاغ  و معرفی می شود نه آنکه خالی از هرگونه بینات است، بلکه چنان آکنده از نکات تاریک و ناعادلانه است که هر انسان سالم و پاک طینتی را تحریک می کند به مبارزه علیه آن برخیزد . لذا نپذیرفتن و حتی مقابله با اسلام کفر به حساب نمی آید. در حقیقت خیلی افراد در برابر اسلام موضع گیری می کنند چون فکر می کنند که اسلام دینی خرافی و عاری از حقیقت می باشد.</p>
<p>روی سخنم با مسلمانان نه که باکسانی است که خیلی مسلمانند. روی سخنم با آقای منتظری و صانعی است. روی سخنم با جوادی آملی و ووو… طویله طویله علما و فقهای حوزه قم است که امروز بعد از بینات فراوان و بعد از شواهد و دلایل عدیده و غبر قابل انکار ، باز به انکار حقیقت می پردازند. طوری حرف می زنند که هر شنونده ای فکر می کنند گوینده یا نویسنده آن حرف نسبت به چیزی که می گوید یقین ندارد. از آن گذشته بعد از آنکه بر سر خلق مسلمان و امت محمد منت گذاشته و لب به سخن می گشایند طوری حرف می زنند که گویا دارند برای بچه های دبستان و یا کودکستان درس اخلاق می دهند. و اینگونه سخن می گویند:</p>
<p>هر کس کسی را بکشد خداوند او را نمی بخشد.</p>
<p>هرکس ظلم کند مردم باید با او قهر کنند.</p>
<p>هر کسی به حقوق مردم تجاوز کند باعث خشم خداوند می شود.</p>
<p>و از این بدتر آقای منتظری در حرفهایش هشدار می دهد که کاری نکنید که مشروعیت نظام به زیر سئوال برود. زهی بی شرمی و وقاحت و بزدلی که هنوز برای نظام مشروعیت قائل هستید. بنده به عنوان بک فردی که تنها ایده آلم حکومت اسلامی بوده، با دیدن آقایانی چون منتظری و آملی وصانعی&#8230; به آنانی که اسلام را تخطئه می کنند حق می دهم. در ایران و در فقه شیعه ای که بهترین فقیه آن شخصی چون منتظری است ، باید در اساس اسلام و تشیع تجدید نظر کرد. خامنه ای که جای خود دارد.</p>
<p>و بسیار از این دست سخنان بی خاصیت و بچه گول زن. آقایان، احمق خودتان هستید.آقای منتظری ،هرخری میداند که ظالم عندالله مغضوب است. هر احمقی می فهمد که شخص ظالم حق حکومت و امانت داری مسلمین را ندارد.و هر بچه ای می داند که تجاوز به حقوق مردم چه معنا و مجازاتی دارد. برای گفتن این حرفها که نیازی به فقیه سفیه نداریم. فقه و اجتهاد این است که شما بعد از این همه بینات عدیده بگوئید ظالم کیست.نام ببرید. حالا در مقابل ظالم ایستادن پیش کش. فقه و اجتهاد این است که شما بفهمید و اعلام کنیدچه کسی حرمت مسلمانان را رعایت نکرده. چه کسی به جان و مال و ناموس مردم تجاوز کرده . نام ببر و به مردم معرفی کن.اجتهاد این است که تا کنون فهمیده باشید و اعلام بکنید که مسئولین حکومت بر ضد موازین اسلام و حرمت امت محمد خروج کرده و حکم کافر حربی دارند.در غیر اینصورت کتمان و عدم بیان حقیقت خود کفر است و شما ها همگی در پرتگاه کفر و الحاد قرار دارید.امروز دیگر زمان شاه عباس و قاجار نیست که سر کتاب باز کنید و از اسلام حرف بزنید . امروز هزاران بچه دبیرستانی و دانشگاهی اسلام را بهتر از من و شما می فهمند و آنرا با عشق به حقیقت مطالعه کرده اند نه برای گرفتن شهریه فلان مدرس و نه برای روضه خوانی و امرار معاش. آقای صانعی و آملی، من از دوازده سالگی می دانستم که علی چرا به صورتش سیلی زد. یکمیلیارد بار هم از روضه خوانی شما شبیده ام. سیلی به صورت زدن پیش کش جد و آبادتان. داستان علی و معاویه را شما را به همان معاویه قسم دیگر تعریف نکنید که من شک دارم شما شیعه علی باشید. افضل الجهادی را که یک عمر تعریف کردید و نان مفتش را خوردید این است که امروز صریحاً نام ببرید چه کسی مسئول خون مردم است . کی فرمان داده . چه کسی در رأس همه امور است. چه کسی فرمانده تمامی این لشکر سلم و تور است . یعنی نمی دانید یا نمیفهمید بعد از اینهمه بینات. اگر اینطور است که معنی فقاهت و اجتهاد را با خریت و بی شعوری اشتباه گرفته اید. اگر می ترسید که شما دیگر پایتان لب گور است، والبته ملک الموت تأخیر هم داشته است. اگربرای چند روز باقی مانده عمرتان می ترسید که پس لعنت حسین و زینب بر شما که عمری به دروغ خواندید “ ویا لیتنی کنت معکم”</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1388/04/22/aakhoond7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خروج از اسلام که شاخ و دم ندارد</title>
		<link>http://vasabaha.com/1388/04/02/takfir/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1388/04/02/takfir/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 23 Jun 2009 21:20:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلام به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[امروز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/1388/04/02/%d8%ae%d8%b1%d9%88%d8%ac-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%da%a9%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d8%ae-%d9%88-%d8%af%d9%85-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[آقای کروبی اعلام کرده که حامیان آقای احمدی نژاد مروج اسلام طالبانی هستند.
صحبت از نوع فلان و بهمان اسلام نیست . اولآ که آقای خامنه ای  احمدی نژاد را بطور مطلق مورد تأئید خود قرار داده. پس اگر ذره شجاعت و شهامت دارید تکلیف خود را با خامنه ای معلوم کنید.با آنچه تاکنون گذشته است بحث اسلام و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong>آقای کروبی اعلام کرده که حامیان آقای احمدی نژاد مروج اسلام طالبانی هستند.</strong></p>
<p dir="rtl">صحبت از نوع فلان و بهمان اسلام نیست . اولآ که آقای خامنه ای  احمدی نژاد را بطور مطلق مورد تأئید خود قرار داده. پس اگر ذره شجاعت و شهامت دارید تکلیف خود را با خامنه ای معلوم کنید.با آنچه تاکنون گذشته است بحث اسلام و کفر آقای خامنه ای و احمدی نژاد مطرح است.آقای خامنه ای اگر چه بی ایمان و اگر چه بی فهم از اسلام،اما  اطلاع و آگاهی کافی دارد که آنچه ایشان انجام داده حکم خروج از اسلام و محاربه دارد.امروز خامنه ای در معرض آشکار شدن ضدیتش با اسلام قرار دارد. مگر همین حرفها پبرامون یزید و معاویه و خلفائی که بزرگترین جنایات را کردند مطرح نبود.بنده دلایل کافی و فراوانی دارم که دست های نامرئی ای که خیلی هم قوی و در سطوح بالا قرار دارند بنام اسلام و با تاکتیک (بد دفاع کردن بهترین حمله است)ـ قصد مبارزه با اسلام را دارند.ـ آقای خامنه ای امروز از اسلام خارج و بر ضد امت محمد خروج کرده. البته این حرف را زمانی در مورد یزید و معاویه و متوکل عباسی هم نمی شد زد.ولی امروز چی؟ چرا باید بگذاریم آیندگان حکم صادر کنند.مگر خروج از اسلام و محاربه با امت محمد شاخ و دم دارد.</p>
<p dir="rtl"><strong> آهای فقیه ترسوی نفهم، آقای منتظری، چرا خفقان گرفته ای؟ آیا این کارها خروج بر اسلام و امت محمد نیست . می خواهی یاسین به گوشت بخوانم؟</strong></p>
<p dir="rtl">آنچه می گذرد جز شرک و الحاد وکفر چه می تواند باشد؟!این است شجاعت روحانیت شیعه که عمری برخ خلق خدا می کشیدید؟ مگر بر اساس مسلمات و بدیهیات اولیه اسلام ،می توان در اعلام کفر آقای خامنه ای شک و تردیدکرد؟</p>
<p dir="rtl">علی بصورت خود سیلی میزد و می گریست و می گفت اگرمردی از عدم توان تحمل این  پیشامد و ظلم بمیرد قابل شماتت نیست. چه اتفاق افتاده بود؟ خلخالی(مانند دستبند) از پای زنی یهودی به تعدی خارج کرده بودند. آنهم افراد معاویه و نه در محدوده تحت سیطره علی.</p>
<p dir="rtl">حال این چند روزه در حکومت مطلقه آقای خامنه ای چه کاری کمتر و خفیف تر از چنگیز مغول بر سر پیر و جوان و زن مرد این مرز و بوم در آورده اند؟ صد ها فیلم و عکس به آشکاری عزم ، عمد و اراده قوم تاتاری آقای خامنه ای را به نمایش میلیارد ها چشم گذاشته است. اقلاً دو میلیارد از مردم جهان شاهد حمله لشکریان خامنه ای بوده اند. و وارد آوردن عمدی خسارت به اموال فردی و عمومی را به عینه دیده اند و تا قیام قیامت قابل دیدن و دو باره دیدن است. چندین میلیون خبر نگار و شاهد فیلبرداری و عکس گرفته اند. فرد فرد تظاهر کنندگان ایرانی خود یک خبر نگار هستند.صد ها دوربین فیلم گرفته. خیلی از افراد جنایتکار بسیج و پلیس شناسائی شده اند .در هیچبک از کشور های مترقی و در هیچ کجای دنیای امروز تظاهراتی به این حد از آرامش و برباری و بزرگمنشی برگزار نشده. در عوض آنچه بر سر مردم می اورند و می بینیم قابل مقایسه با هیچبک از وقایع فجیع طول تاریخمان قابل مقایسه نیست. هیچگاه اسرائیلی ها به اینصورت با مردم فلسطین برخورد نکرده اند. آری وارد خانه ها شده ان و می شوند . افراد مورد نظرشان را در خانه هاشان دستگیر می کنند . اما اموال دارائی افراد را تخریب نمی کنند. این قوم وحشی در زیر ذره بین هزاران دوربین به اموال دولتی که ظاهراً متعلق به دولت است حمله کرده می شکنند و می سوزانند ات بگویند که مخالفین ما این کار را کرده اند. به چه کسی می خواهید بگوئید که کا رمخالفینتان است؟ به خودشان که شاهدند و از شما فیلم و عکس تهیه می کنند . یا به جهانیان که با چند دقیقه تأخیر اعمال شما را مشاهده می کنند. </p>
<p dir="rtl">معلوم است که چرا چنین می کنند. چون می دانند که درب هر خانه ای را بشکنند درب خانه مخالفشان را شکسته اند. میدانند هر اتومبیلی را که در محل پارگینگ بسوزانند و منهدم کنند متعلق به یک از مخالفینشان است. آری این را نیک می دانند.</p>
<p dir="rtl">آیا این قوم سلم و تور، این قوم تاتار، این کسانی که گوی بی مروتی و سبوعیت را از سپاهیان چنگیز ربوده اند، آیا اینها بی اذن آقای خامنه ای و ملیجکش دست به اینکارها می زنند.</p>
<p dir="rtl">چه نشسته اید علمای دروغگوی ترسوی بزدل؟! چه نشسته ایدسفهای فقیه نمای اسلام ؟!چه نشسته اید یزیدیان شیعه نمای حوزه های علمیه؟  آیا در اعلام الحاد و محاربه آقای خامنه ای بر ضد دین اسلام و امت محمد جای شک و تردیدی می ماند؟ جز اینکه کور و کر  باشید و در درون غار کهف خوابیده باشید! هیهات که امروز شاهد عاشورائید و بر زمین کربلا قدم میگذارید و مانند مسخ شدگان از غضب الهب دم بر نمی آورید.  و یالیتنی کنت معکم.  من اصبح و لم یهتم به امورالمسلمین فلیس بمسلم . من سمع رجل ینادی یا للمسلمین فلم یجبحه فلیس بمسلم. این حرفها سالها از دهانهای گشاد شما خارج می شد. امروز که جیره حکومت شده اید، دیگر حتی برای روضه خوانی بر زبان نمی رانید.</p>
<p dir="rtl">پس آن طویله ای که از پبر و پاتال های فسیل شده دخمه های ریا و تزویر حوزه های به اصطلاح علمیه پر کردید و نامش را مجلس خبرگان رهبری گذاشتید چه هدفی جز شکمباره گی از اموال مردم داشته است.</p>
<p dir="rtl">آیا شرک و کفر و الحاد بالاتر از این که همه دست بدست هم داده اید و کسی را بر مقدرات مردم حاکم کرده اید که اختیاراتش از خداوند هم بیشتراست.اقلاً خداوند می گوید لا اکراه فی الدین. شما که در کوچکترین امورمحرمانه خلق خدا اکراه و اجبار بکار می برید. </p>
<p dir="rtl">آقای شاهرودی ملحد، آیا با کدام حکم خدا و سنت رسول همخوانی دارد که اگر آقای خامنه ای بر خطا هم بود باید اطاعت کرد؟ آری شما منتصب خامنه ای هستید و معاشتان در تحت امر ایشان تأمین می شود،اما ایشان خدای شماست و نه خدای امت محمد. من اگر کوچکترین شک و یقینی در کفر و الحاد شما داشتم و اگر کمترین شکی در ضدیت و خروج شما بر ضد آئین رسول سرمدی و امت او داشتم ، سعی می کردم برای استدلال و محاجه و شاید انذار شمابه آیات و احادیث و سنت پیامبر و اهل بیت متوسل شوم. اما شما با این حرف جای هیچ شکی باقی نگذاشتید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1388/04/02/takfir/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آخوند ۶ (اینها اسلام را به کجا می برند)</title>
		<link>http://vasabaha.com/1388/03/31/akhoond-6/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1388/03/31/akhoond-6/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2009 19:38:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخوند]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[امروز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/1388/03/31/%d8%a2%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af-5-%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%af/</guid>
		<description><![CDATA[ لزوماً، دانستن همیشه با فهمیدن همراه نیست. آخوند شاید از اسلام چیزی بداند اما از فهم آنچه میداند در غالب موارد عاجز بوده است. بخصوص که با اجبار و بی انگبزه به جمع دانشی از اسلام پرداخته است. آکثر اخوند ها از سنین طفولیت و به اجبار یا به خواست خانواده هایشان به این فرقه پیوسته اند. و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> لزوماً، دانستن همیشه با فهمیدن همراه نیست. آخوند شاید از اسلام چیزی بداند اما از فهم آنچه میداند در غالب موارد عاجز بوده است. بخصوص که با اجبار و بی انگبزه به جمع دانشی از اسلام پرداخته است. آکثر اخوند ها از سنین طفولیت و به اجبار یا به خواست خانواده هایشان به این فرقه پیوسته اند. و این کسوت در عین یک انتخاب شغل برای تأمین زندگی مادی بچه هایشان نوعی ارضاع حس مذهبیشان را نیز بهمراه داشت. در غالب موارد پدر مادر هائی بودند عهد و نذر می کردند که چنانکه پسر دار شوند  آنرا به طلبگی بفرستند.<br />
این است رمز نفهمیدن اسلام.<br />
مشکل اکثریتی از ایرانیان و حتی مسلمین جهان این است که فکر می کنند حکومت و حاکمیت ایران، به اسلام اعتقاد دارند.فکر می کنند خامنه ای ،جنتی ،مصباح، احمدی نژاد ووو&#8230; به اسلام ایمان دارند منتها نگرش و برداشتشان متفاوت یا نا صحیح است.</p>
<p dir="rtl">مطلقاً چنین نیست، زیرا اینان اگر ایمان و اعتقاد به اسلام و خدا وروز جزا داشته اشند خیلی خوب اطلاع دارند که برای خروج از اسلام  و برای شرک وکفر و الحاد، کافی است ادعا کنی که هاله نوری تو را دربر گرفت. هر گونه اعتقاد به تماس با امام زمان و الهام گرفتن از او اعلام شرک عریان و علنی و منتهی به خروج از دین است. اعلام اینکه امام زمان فلان چیز را تأئید کرد،حتی اگر به شوخی بیان شود شرک به خدا است. پیامبر اسلام هیچگاه ادعای معجزه و برخورداری از نیروئی غیبی نکرد و بلکه در جواب هر گونه تقاضای معجزه ای تنها به یک جمله بسنده می کرد که : انا بشر مثلکم.</p>
<p dir="rtl">روحانیت امروز ایران به حدی از اسلام و شریعت خدا به دور است و چنان خائف قدرت و خائن امت و شائق ثروت است که وقتی احمدی نژاد آن خزعبلات را برای آقای آملی تعریف می کرد آقای آملی با سر تکان دادن تأئید آمیز به جفنگ های او گوش می کرد. درحالیکه وظیفه اولیه و عکس العمل سریع هر مسلمان عادی باید این باشد که گوینده چنان اراجیفی را دعوت به سکوت کرده و یا حد اقل رو برگرداند و اگر می تواند از آن مکان خارج شود.</p>
<p dir="rtl">روحانیون می گویند در مجلسی که شراب نوشیده می شود نباید نشست و باید خارج شد. حال اینکه شراب نوشیدن معادل خروج از دین و شرک  نیست. ولی آقای آملی در مجلسی که حرف کفرآمیز و شرک آلود بر زبان کسی جاری می شود به عنوان مخاطب اصلی و شنونده موید می نشیند، گوش می کند ، از گوینده  آن کلام شرک آلود با چای پذیرائی می کند و دم بر نمی آورد.</p>
<p dir="rtl">معنای فقیه و اجتهاد چیست؟. وقتی چنین کسانی نتوانند فی المجلس تشخیص داده و و موضعگیری و نهی از منکر کنند، چگونه میتوانند مرجع فقاهت مسلمین باشند. چگونه می توانند مصالح اسلام و مسلمین را تشخیص دهند. چگونه می توانند قرآن و حقیقت اسلام را بفهمند. و چگونه فکر نمی کنند که چنین کسی حتی صلاحیت معلمی یک کلاس درس را هم ندارد ،چه رسد به اداره یک کشور و قرار گرفتن در رأس امور مسلمین.</p>
<p dir="rtl">اینها از آنجا که عمر خود را به اندوختن دانسته هائی از اسلام صرف کرده اند، و از آنجا که از این طریق امرار معاش کرده اند، دین و دین خوانی سوراخ ارتزاقشان بوده و نه دریچه  شناخت و ایمان.</p>
<p dir="rtl">سالها به گوش خلق خواندند که: در مجلس شراب و قمار  و غیبت و کفر گوئی نشستن حرام است. نمی گویم مصباح یزدی، نمی گویم جنتی و امامی کاشانی. از طویله طویله مراجع و فقیه و سفیه حرف نمی زنم. از جوادی آملی حرف می زنم که پیش خیلی ها از آبروئی بر خوردار است. ایشان می نشیند و به ارجیف و خزعبلات گوش می کند و دم بر نمی آورد. شاید خیلی ها بخواهند تجاهل کنند که دروغ است. شاید خیلی ها بخواهند به دروغ مضاعف احمدی نژاد گوش کرده و بگویند که احمدی نژاد آن حرف را نزده است. اما همه دیدیم که آقای کروبی از قول آقای جوادی آملی و در برابر آقای احمدی نژاد و در برابر چشمان میلیونها شاهد گفت و هر شک و تردیدی را بر طرف کرد.</p>
<p dir="rtl">من باز تکرار می کنم که  اساساً در این سلسله گفتار بر آنم تا به این حقیقت توجه شود که بطور طبیعی و بنا بدلایل زیاد، آخوند کمترین باور وایمان را به اسلام دارد. بحث طرز نگاه و نگرش و تفسیر متفاوت از اسلام نیست. صحبت از بی اعتقادی است. یکی از دلایل عمده روگردانی مردم از اسلام  این است که می بینند که آخوند ها عملاً ایمان و اعتقادی به اسلام ندارند. مردم می بینند که آخوند ها حتی ازحجب و حیای مردم عادی نیز برخوردار نیستند. نمونه ها به حدی است که برای اثبات این کلام نیازی به ذکر نمونه نیست.</p>
<p dir="rtl">تازه آخوندهائی هم اگر پیدا می شدند که استثنائاً روشنفکر و متعهد و معتقد بودند مربوط به زمانی می شد که روحانیت استقلال مالی و اقتصادی داشت. امروز روحانیت جیره خوار حکومت است. به همین دلیل نمی تواند نان حکومت را بخورد وبر خلاف  حکومت موضع بگیرد. نمی تواند نان خامنه ای را بخورد و ملیجک او را تأئید نکند. در بدنه روحانیت  استوانه ای قوی تر و عظیم تر منتظری داشته ایم. به ساده گی به کناری انداخته شد. حال از جوادی آملی و امثالهم چه توقعی دارید. این در حالی است که منتظری کوله باری از مبارزه اسلام خواهی و عدالت طلبی و سالها زندان را یدک می کشید. دیگر تکلیف  دیگران روشن است.</p>
<p dir="rtl">این روزها حکومت همه اسلام و عدالت و انسانیت  را رسماً زیر پا گذاشت. آقای منتظری چه غلطی کرد؟ جفنگهائی که تحویل مردم داد  خود تلویحاً مشروعیت حکومت و غاصبین حکومت را تأئید می کرد. ایشان اعلام خطر می کند که اگر حکومت به این روش ادامه دهد بحران مشروعیت پیدا می کند. درحالیکه ایشان از جنایاتی هولناکتر از این باخبر بوده است. از خانه نشین شدن خودش خبر دارد. از نامه نوشتن به جای خمینی خبر دارد. از هزاران مصداق و نمونه خبر دارد که هر کدامش حکم خروج از اسلام را  کفایت می کند. اما تمام اسلام و امام و پیغمبر و تعهد انسانی اسلامیش و مبارزاتش منتهی و منحصر است به یک مصاحبه بی بی سی و &#8230; .</p>
<p dir="rtl">مردم باید به این حقیقت پی ببرند که افراد عادی جامعه وقتی  دزدی ، رشوه و ربا خواری ، زنا ولواط می کنند و اگر به حریم عفت زنی شوهر دار تجاوز کنند، در دل خویش از خداوند ترس  و شرم بیشتری دارند تا یک آخوند. من نمی خواهم به نمونه های لا تعد و لا تحصای امثال امام جمعه تویسرکان اشاره کنم. مردم همه این اطلاعات رادارند. تنها باید بدانند که زندگی و اعمال اخوند ها نباید ملاک حق و باطل اسلام  قرار بگیرد. مردم یاید بدانند که  قاتل و متجاوز معروف به خفاش شب از خداوندترس بشتر داشته تا آقای خامنه ای. دلایلش  را بر اساس نص صریح قرآن و استدلال پیامبر و ائمه در دنباله این سری مطالب م.</p>
<p dir="rtl">مطرح و نقد و بر رسی خواهد شد. امروز اگر نیروهای نظامی بتوانند خامنه ای و احمدی نژاد را نجات بدهند. خامنه ای و احمدی نژاد ومصباح و &#8230; دیگر آخوندها هیچ دغدغه ای ندارند که مأمورین قبل از کشتن دختران و زنان به آنان تجاوز هم بکنند. مگر در سالهای شصت نکردند؟  تازه خوشحال هم می شوند چون خیلی از دژخیمان ایشان اشتیاق و انگیزه بیشتری برای حمله به مردم و دفاع از حکومتشان پیدا می کنند.</p>
<p dir="rtl">فارغ از هر گرایشی ، خیلی بی انصافی خواهد بود که اسلام را با آخوندبفهمیم. این دلیل اصلی ای است که شریعتی  می گفت من اسلام بدون آخوند را ارائه می کنم. ادامه دارد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1388/03/31/akhoond-6/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ارتداد و حکم اعدام</title>
		<link>http://vasabaha.com/1387/07/03/convert-2/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1387/07/03/convert-2/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 24 Sep 2008 01:41:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلام به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[آخوند]]></category>
		<category><![CDATA[ارتداد]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[اعدام]]></category>
		<category><![CDATA[سفیه]]></category>
		<category><![CDATA[فقیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/1387/07/03/convert-2/</guid>
		<description><![CDATA[امروز در شاید تمام کشور های چهان، نظامیان و وابستگان به سازمانهای اطلاعاتی محدودیتهای خاصی دارند که برای دیگر کارکنان و کارمندان دولتی مطرح نیست.استعفاء برای نظامیان و افراد اطلاعاتی تقریباً ناممکن است. مسافرت خارج از کشور نیز محدودیتهای فراوانی دارد. چرایش معلوم می باشد و نیاز به توضیح ندارد.
در مدینه  زمان پیامبر و خلفای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز در شاید تمام کشور های چهان، نظامیان و وابستگان به سازمانهای اطلاعاتی محدودیتهای خاصی دارند که برای دیگر کارکنان و کارمندان دولتی مطرح نیست.استعفاء برای نظامیان و افراد اطلاعاتی تقریباً ناممکن است. مسافرت خارج از کشور نیز محدودیتهای فراوانی دارد. چرایش معلوم می باشد و نیاز به توضیح ندارد.</p>
<p>در مدینه  زمان پیامبر و خلفای راشدین نیروی نظامی و اطلاعاتی حرفه ای وجود نداشت. گفتن کلمه شهادتین و ورود به اسلام، برابر بود با ورود به همه نهاد های آن جامعه. هر فرد با ورودش به اسلام عضو نیروهای نظامی هم می شد و با توجه به ویژگی خاص آن جامعه و آن برهه خاص، یک مسلمان در تمام نهادهای فرضی آن حکومت حضور و نقش داشت. بنابر این، ورود و نفوذ آسان یک فرد به درون نیروی نظامی و اطلاعاتی اگر به قصد خیانت ،جاسوسی و فریبکاری باشد، لزوماً بایدمستوجب پرداخت هزینه ای سنگین باشد. آن هزینه سنگین عدم پذیرش توبه و عدم امکان بازگشت بوده و چنانچه بطور ضمنی مهدورالدم بودن فرد مرتد را تداعی کند که امروز به معنای اعدام گرفته می شود می توانسته امری منطقی باشد. در آن روزگار یقین داشته باشید که در اروپا و فرانسه نیز اعدام لغو نشده بود. ضمناً زندان و امکان باز داشت افراد نیز وجود نداشته.</p>
<p>بنابر این حکم ارتداد و اعدام مرتدین و عدم پذیرش توبه از آنان به فرض انطباق کامل با احکام قرآن یک هشدار منطقی و معقولی بوده به کسانی که قصد خیانت دارند و بخواهند به سادگی گفتن چهار کلمه شهادتین، اسلام آوردن را پوشش جاسوسی خود قرار دهند، وگرنه «لااکراه فی الدین&#8230;» چه جایگاهی خواهد داشت؟! . یعنی حالا که در باز است و به آسانی یک «اشهد»گفتن می توانی وارد شوی و همه در ها برویت گشوده می شود، مواظب باش که برای خروج حساب کتابی در کار است.</p>
<p>در مدینه دهه اول و دوم هجری، خروج از دین اسلام به معنی این بود که سربازی از این طرف خندق جنگ احزاب به آن طرف خندق رفته و به دشمن بپیوندد، و با رفتن خود همه اطلاعات سری نیروی های خودی رانیز به دشمن منتقل بکند.</p>
<p>امروز اما خروج یک فرد از دین اسلام، خروج و استعفاء از نیروی نظامی و اطلاعاتی نیست . مسیحی شدن یک پسر یا دختر بیست سی ساله هیچ خطری را متوجه نظام و حکومت اسلامی نمی کند.البته این فرض محال را بر وجود چنین حکومتی قرار می دهیم.</p>
<p>اگر فقها(بخوانید آخوند و سفها)ی اسلامی هنوز آن حکم فرضی را جاری می دانند عجیب نیست،چون اینان تمام اسلام را به همین روش و منوال می فهمند که اگر غیر از این بود مسلمانان سر نوشتی بهتر از این می داشتند. حتی آخوندهای مثلاً مترقی و روشنفکری که شهرت مخالفت با حکومت را نیز یدک می کشند، در استدلال و توجیه خود در مخالفت با حکم قتل«مرتد»، جز خراب کردن صورت مسئله کاری دیگری انجام نداده اند و چون با اسلام از دریچه تنگ حوزه های طلبگی آشنا شده اند،لاجرم به تفاسیر هپروتی ای پرداخته اند که بیش از آنکه راه گشا باشد سؤال بر انگیز است و تنها به درد طلبه هایشان می خورد.</p>
<p>به نظرات دوتن از ما بهتران آخوندهاو به نقل از رادیو بی بی سی توجه کنید. قیاساتها معها.<br />
<a title="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/02/050202_mj-montzari-renegade.shtml" href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/02/050202_mj-montzari-renegade.shtml">http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/02/050202_mj-montzari-renegade.shtml</a></p>
<p><em>در متن زیر که به نقل از بی بی سی آورده شده است. جملات داخل پرانتز از ما است</em></p>
<p><strong>آیت الله منتظری از مراجع شیعه در پاسخ به استفتایی در باره تغییر مذهب از اسلام به دیگر مذاهب گفته است که حکم ارتداد شامل کسانی که پس از تحقیق تغییر عقیده می دهند نمی شود.</strong>( واصباحا: <em>باید از این سفیه عالیقدر خمینی پرسید مگر کسی از روی تفریح هم مذهب عوض می کند؟! مسلماً هر کس دلیل خاصی بر برتری مذهب انتخابی اش می یابد که که به مذهب قبلی اش پشت می کند. شاید حتی کسی بدلیل کراهت داشتن از آخوند به اسلام پشت کند. خوب، این خود تحقیق محسوب می شود. و هر انسانی ممکن است در تحقیقاتش مرتکب خطا بشود. حال تکلیف چیست؟ می بینیم که حضرت اجل و سفیه وجیه المله امروز هم همان اعتقاد دیگر آخوند ها را دارد و نسبت به اصل اعدام فرد مرتد با دیگر آخوند ها اختلافی ندارد و فقط شرط تحقیق را مطرح می کند که حالا معلوم نیست چه کسی می خواهد تعیین کند که تغییر مذهب فلان شخص از روی تحقیق بوده یا از روی تفریح</em>!)</p>
<p>وی که به فتواهای جسورانه و خلاف عرف معمول فقها شهرت دارد در پاسخ به سوال کننده ای از اروپا که پرسیده &#8220;چرا کسی را که مسلمان بوده و بعد تغییر دین داده و مثلا مسیحی شده می کشند؟&#8221; گفته است در قرآن نیز در رابطه با مرتد حکم اعدام مطرح نشده است( <em>که البته این را هر کس می داند</em>)</p>
<p>آیت الله منتظری توضیح می دهد که اعدام مرتد در جایی بوده است که کسی مسلمان زاده بوده و &#8220;سپس از روی جحود (انکار ستیزه جویانه) و عناد برای ضربه زدن به اسلام&#8221; کافر شود.</p>
<p>وی تصریح می کند که: &#8220;مجرد تردید و یا تغییر عقیده پس از تحقیق اگر اتفاق افتاد موجب اعدام نیست.&#8221;( <em>با اینکه ایشان می گوید حکم اعدام در قرآن نیامده باز با اصل حکم اعدام مخالفت نمی کند و شرط تحقیق را مطرح می کند که این تعارف نیز به خاطر موقعیت فعلی او در شرایط سیاسی خاص و به دلیل مترقی نشان دادن خود در برابر حکومت است و نه از سر اعتقاد و باور</em>)</p>
<p><strong>انکار در داخل دین، انکار در خروج از دین</strong></p>
<p>فتوای آیت الله منتظری البته کاملا جدید نیست و پیش از این با تعبیری دیگر در رساله فتواهای او آمده است. اما استفتای جدید موجب انتشار و برجسته شدن فتوای او شده است که این بار دارای صراحت بیشتری است. او در رساله خود دو نوع ارتداد را مطرح کرده است؛ در نوع اول به شخصی می پردازد که بعضی از احکام دین را انکار کرده است:</p>
<p>&#8220;اگر کسی ضروری دین بودن بعضی از احکام ضروری دین برای او ثابت نشده باشد و بر اساس وجود شبهه آن را انکار نماید و به عنوان مثال وجوب نماز را منحصر به صدر اسلام بداند یا حجاب را از واجبات نداند و بر همین اساس آن را انکار نماید مرتد نمی شود و حکم ارتداد در مورد او جاری نمی گردد.&#8221;</p>
<p>در نوع دوم او به اشخاصی اشاره می کند که اصولا از دین اسلام خارج می شوند:</p>
<p>&#8220;حکم ارتداد در مورد کسی که در مسیر تحقیق از براهین عقلی استفاده می کند و احیانا به نتایج دیگری دست می یابد جاری نمی شود.&#8221;</p>
<p>آیت االه منتظری حتی فراتر رفته می گوید: &#8220;بعید نیست گفته شود پدیده ارتداد در صدر اسلام از بعضی توطئه های سیاسی علیه اسلام و جامعه مسلمانان حکایت می کرده و صرفا به خاطر تغییر عقیده و اظهار آن نبوده است.&#8221;</p>
<p><strong>اختیار یا وانهادن عقیده آزاد است</strong></p>
<p>احمد قابل یکی از شاگردان آیت الله منتظری که دارای اجازه اجتهاد است نیز در مقالات خود و بویژه در بحث اخیر خود از رابطه &#8220;عقل و شرع&#8221; با استدلالی نزدیک به نظر آیت الله منتظری اصولا حکم ارتداد را منتفی دانسته است و می گوید: &#8220;بشر در انتخاب یا وانهادن عقیده مبتنی براستدلال درحد توان هر فرد آزاد است.&#8221;</p>
<p>او حکم ارتداد را &#8220;یک حکم سیاسی ومصداقی برای مقابله به مثل&#8221; می داند &#8220;که یادگاری ازدوران جنگ های اعتقادی ای بود که بعدها درقالب جنگ های صلیبی آشکار شد.&#8221;</p>
<p><a href="http://www.bbc.co.uk/persian/media/audio/2003/050202_ayazi.ram">آزادی عقیده فقط به انتخاب اولیه بر نمی گردد، گفتگو با محمدعلی ایازی از مدرسان حوزه قم &#8211; برنامه جام جهان نما</a></p>
<p>محمد علی ایازی از فقها و مدرسان حوزه قم نیز می گوید نگاه جدید از منظر آزادی عقیده می نگرد و معتقد است که این آزادی فقط به انتخاب اولیه شخص برنمی گردد بلکه در ترک عقیده هم جاری است و این نظر از پشتوانه قرآنی نیز برخوردار است که از اکراه در دین پرهیز می دهد.</p>
<p>او می گوید تا کنون تصور عمومی فقهای ما از ارتداد صرف تغییر عقیده بوده است اما بر اساس<br />
تفسیر جدید آیت الله منتظری و برخی دیگر از مراجع در ارتداد مساله اصلی جنگ و عناد و محاربه است و کسی که صرفا از عقیده اسلامی برگردد مرتد نیست.</p>
<p>آقای ایازی مفهوم عناد را نیز در چاچوب همین مقابله با اسلام د رعین باور به حقانیت آن معنا می کند.</p>
<p><strong>اختلاف در ارتداد به نمونه پرونده آغاجری</strong></p>
<p>بجز حکم ارتداد سلمان رشدی که شهرتی جهانی دارد، در سالهای اخیر متهم شدن هاشم آغاجری پژوهشگر اسلامی به ارتداد و سپس محکومیت او به اعدام یکی از پر سرو صداترین پرونده های قضایی در جمهوری اسلامی بوده است.</p>
<p>نگاهی صرفا حقوقی ( و نه سیاسی) به سیر وقایع و تجدید نظرها در این پرونده نشان می دهد که تا چه حد برداشت دست اندرکاران فقه شیعی از ارتداد دستخوش تضاد و اختلاف شده است. در حالی که برخی از قضات و فقها کوچکترین انتقاد از روحانیت یا دین را به ارتداد تعبیر می کنند، فقهای دیگری حکم ارتداد را در مورد تغییر عقیده (بر اساس تحقیق) نیز جاری نمی دانند.</p>
<p>نکته جالب در این زمینه آن است که گرایش خود آیت الله خامنه ای به عنوان فقیه حاکم نیز به گروه دوم نزدیک تر از گروه نخست است. چنانکه او در اردیبهشت ماه گذشته حکم داد که سخنان هاشم آغاجری از مصادیق ارتداد نیست. به گفته عبدالرضا ایزد پناه معاون وقت قوه قضائیه نظر آیت الله شاهرودی رئیس این قوه نیز با آیت الله خامنه ای همسو بوده است.</p>
<p>در باره تحولات نظر نواندیشان دینی در مورد حکم ارتداد و دایره مفهومی آن، دو سال پیش رضا علیجانی از تحلیل گران ملی- مذهبی ایران که اکنون در زندان است، مقاله مفصلی منتشر کرد که در آن گروههای مختلف اصحاب رای در این زمینه را طبقه بندی کرده است.</p>
<p><strong>ارتداد و آزادی عقیده در جهان اسلامی</strong></p>
<p>در عین حال، حکم ارتداد در دنیای غیر شیعی کمابیش بر همان منوال سنتی است. این حکم مشهور چنان اعتباری در میان مفتیان اهل سنت داشته است که بر اساس اسناد سازمان ملل متحد به درخواست آنها مفاد ماده ۱۸ اعلامیه حقوق بشر طوری تغییر کرده است که مخالف فقه رایج در عربستان و مصر نباشد.</p>
<p>در ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر حق آزادی تغییر مذهب برای افراد محفوظ دانسته می شود اما در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی با تغییر لفظی که در ماده ۱۸ به عمل آمد، آن را از &#8220;حق تغییر مذهب&#8221; به &#8220;حق آزادی داشتن مذهب&#8221; تبدیل کردند. دلیل این تغییر آن بود که در هنگام تصویب، کشورهای اسلامی بویژه عربستان و مصر با بیان اینکه تغییر مذهب در اسلام در حقیقت حکم ارتداد دارد و فرد مرتد بنا بر احکام بعضی از فرق اسلامی جان و مالشان مباح است، به مخالفت پرداختند.</p>
<p>در نتیجه این مخالفت بود که از ذکر صریح حق آزادی تغییر مذهب خودداری شد و به جای آن &#8220;حق آزادی مذهب&#8221; گنجانده شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1387/07/03/convert-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://www.bbc.co.uk/persian/media/audio/2003/050202_ayazi.ram" length="0" type="audio/x-pn-realaudio" />
		</item>
		<item>
		<title>مستضعفین ضامن بقای حکومت ستمگران</title>
		<link>http://vasabaha.com/1387/04/22/mostazaf/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1387/04/22/mostazaf/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Jul 2008 12:35:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلام به زبان ساده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/1387/04/22/mostazaf/</guid>
		<description><![CDATA[بر خلاف تصور عموم، این مستضعینند که حکومتهای ستمگر را بوجود می آورند و همان مستضعفینند که بقای آن را تضمین می کنند. جدا از استدلال فلسفی و جامعه شناسی، اگر از دیدگاه قرآن نیز به این موضوع پرداخته شود به چنین نتیجه خواهیم رسید. نتیجه گیری صریح و روشن و آشکاری که جای هیچ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #000000;"><strong>بر </strong>خلاف تصور عموم، این مستضعینند که حکومتهای ستمگر را بوجود می آورند و همان مستضعفینند که بقای آن را تضمین می کنند. جدا از استدلال فلسفی و جامعه شناسی، اگر از دیدگاه قرآن نیز به این موضوع پرداخته شود به چنین نتیجه خواهیم رسید. نتیجه گیری صریح و روشن و آشکاری که جای هیچ اما اگری باقی نمی گذارد.</p>
<p><strong>ان الذین توفاهم الملائکه ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض قالوا الم تکن ارض الله واسعة فتهاجروا فیها فاولئک مــأواهم جــهنم و ساءت مصیراً ( نساء ۹۷ )<br />
</strong></span></p>
<p><strong>قرآن</strong> به شرح حال کسانی می پردازد که بهنگام مرگ و بازخواست، سعی می کنند گناه کردارشان را به گردن حکومتهای ستمگر انداخته و با گفتن«<strong>کنا مستضعفین فی الارض</strong>» استضعاف خود را بهانه می کنند. خدا وند می پرسد: &#8221; <strong>فیم کنتم</strong> &#8220;در زندگی چکار می کردید و عمر را چگونه گذرانیدید.</p>
<p><strong>در</strong> اینجا خداوند بدون اینکه اشاره به جرم و گناه خاصی داشته باشد آنانرا گناهکار اعلام کرده و با عنوان&#8221;<strong>&#8220;</strong> «ظلم کنندکان به نفوس خودشان» مخاطب قرار می دهد و می پرسد &#8221; <strong>فیم کنتم</strong>&#8221; چه کار می کردید. خداوند بطور قطع آنانرا به صرف مستضعف بودن گناهکار اعلام می دارد و گویا بنا را بر وجود گناه دیگری قرار نمی دهد و مستضعفین را مسئول دوام ظلمی که متحمل شده اند می داند و پیشاپیش آنانرا با عنوان &#8220;<strong>ظالمی انفسهم</strong>&#8220;  محکوم می کند. مستضعفین نیز تمام گناه و اتهاماتشان را می پذیرند، و تنها به فکر توجیه آن بر آمده و آنرا نتیجه قطعی و پیامد طبیعی حکومت ستمگر قلمدا کرده و گناه را به گردن حاکمان ستمگر می اندازند.</p>
<p>حاکم و محکوم، خدا وند و بنده مستضعف، دادستان و متهم، متفقاً اعتراف و اذعان می کنند که صرف حضور و زندگی در سرزمینی که حاکم ظالم دارد گناه و جرم بوده و مستوجب مکافات است. اصولاً حرفی از نوع گناه و کم و کیف آن نیست. گویا تمام کارها و زندگی افراد تحت حکومت ستمگر زیر سئوال میباشد و از آنچه آنان در زندگی انجام داده اند با عبارت &#8220;<strong>ظالمی انفسهم</strong> &#8220;یاد میشود و تمام. یعنی اینکه اگر در زیر سلطه حکومتی ستمگر زندگی کنیم، حتی نماز و عبادت و کار های نیک و عمل صالح نیز جرم و گناه محسوب شده و همگی در دایره شمول &#8220;<strong>ظالمی انفسهم&#8221;</strong> قرار می گیرد. همین و بس . هیچ بحث و اما و اگری نیز مطرح نمی شود. تمام.</p>
<p>شریعتی می گفت: &#8221; <em>اگر در صحنه حق و باطل زمان خودنیستی هر کجا که باشی فرقی ندارد . چه به نماز ایستاده باشی چه  به شراب. هر دو یکی است&#8221;.</em> البته بنده معتقدم اندک تفاوتی دارد، وآن اینکه اگر به شراب خواری بگذرانی گناه سبکتری محسوب می شود تا اینکه به نماز . زیرا شراب و شراب خواری تکلیفش روشن است. کسی با شرابخواری دروغ نمی گوید. معلوم است که شراب را برای لذت و لهو  لعب می خورند. نه نام خدا رویش می گذارند و نه نام جهاد فی سبیل الله. هیچکسی با شرابخواری خدا و دین و دیانت و راستی و درستی را به زیر سئوال نبرده و نمی تواند هم ببرد. تازه شرابخواران با کوچکترین عمل انسانی ای که انجام می دهند گناه و قبح شرابخواری را سبک می کنند، زیرا شرابخواری بر چسب تباهی برپیشانی اش خورده، اما نماز و روزه و عبادت و دینداری چه؟! بنابراین اگر کسی قصد ماندن، سکوت و زندگی کردن با حکومت ستمگر را دارد اگر به جای نماز به شراب بایستد نزد خدا بندگیش پذیرفتنی تر است، زیرا دروغ و دروغ پروری و گناهی نابخشودنی است و در تمام مکاتب و جوامع بشری دروغگو را دشمن خدا انگاشته اند اما کسی شرابخوار را دشمن خدا نمی داند. حتی قاتل و متجاوز و دزد و جنایتکار دشمن خدا قلمداد نشده اند. اما خداوند دروغگویان را چنان منفور می دارد که حتی وقتی نماز می خوانند مورد لعن قرار می گیرند که <strong>:</strong><em><strong> فویل للمصلین</strong>. وای بر نمازگزاران. نماگزاران ریاکار دروغگو. نمازگزارانی که نماز را وسیله فریب مردم قرار داده و نسبت به التزام عملی نماز بی توجه هستند. آیا جائی در قرآن دیده اید که با چنین شدتی نماز نخوانها را مخاطب قرار داده باشد؟پس برای سنگینتر نشدن گناهانتان تا زمانی که در سیطره حکومت ستمگر قرار دارید نماز نخوانیدمگر در تنهائی و در خفاء. برای نماز پای در هیچ مسجدی نگذارید که نمازتان به مصادره حکومت ستمگر خواهد رفت. </em></p>
<p><strong>خداوند</strong> تو جیه و استدلال بنده گناهکارش را می پذیرد. می پذیرد که گناهان و نابودی اعمال صالح بواسطه حکومت ستمگران است. اما این توجیه، دلیل بی گناهی بنده خطا کار نیست. خداوند جواب می دهد : &#8220;<strong>الم تکن ارض الله واسعة فتهاجروا فیها&#8221;</strong> یعنی اینکه اگر در محدوده حکومت ستمگر زندگی کنی باید اعتراض کنی و اگر نمی توانی از آن خارج شوی و مهاجرت کنی. به هر حال کسانیکه به خداوند اعتقاد دارند باید بپذیرند که خداوند از زمین و مخلوق خود اطلاع کامل و کافی دارد و حرف بی اساس نمی زند. پس زمین خدا به اندازه کافی بزرگ«<strong>واسعة</strong>» هست و جائی برای زیستن و مهاجرت«<strong>فتهاجروا فیها</strong>» پیدا می شود. پس اگر ماندی ، سکوت کردی و به زندگی با ستم و ستمگران ادامه دادی ، گناهکار، هم جرم و ضامن جنایات ستمگران خواهی بود. اگر نتوانی مهاجرت بکنی و اگر نخواهی جلای وطن بکنی،مکلفی که سکوت نکنی و با اعتراض، بیزاری و برائت خود را اعلام کنی. یا اصحاب اخدود و یا اصحاب کهف، جز این اصحاب ظالم محسوب می شوید.  باید دانست که روی سخن با مذهبیون و مسلمانان است. مذهبیون و مسلمانانی که یقیناً اعتراف خواهند کرد که مکافات و عقوبت خداوند سخت تر از زندان و شکنجه حاکمان ظالم است. روی سخن با مسلمانانی است که برای توجیه سهل انگاری خود قرآن را تفسیر به رأی نمی کنند. با مسلمانانی که مسلمانی دینشان می باشد و نه بهانه شان.</p>
<p><strong>بنابراین</strong> برای کسانی که قادر به انجام هیچ کاری نیستند ، یک راه باقی می ماند. نماز نخوانند. اگر هم می خوانند به خفا و در خلوت مطلق خود و خدایشان باشد و لا غیر. پای در هیچ مسجدی نگذارند، نه برای نماز و نه برای نیاز. هر گونه نزدیکی و نماز و هر گونه حضوری در مساجد امروز ایران گناه کبیره میباشد و نزد خداوند قابل بخشش نیست. هر گونه تظاهری به دین و دیانت مورد بهره برداری حکومت کافر و ستمگر قرار می گیرد. نماز در مساجد و در ملاء عام و حضور در نماز جمعه از اکابر کناهان کبیره می باشد اگر به قرآن و کلام خدا اعتقاد داشته باشید. بیاد آورید لحظه ای که خداوند از شما خواهد پرسید : &#8221; <strong>فیم کنتم</strong> &#8220;، در آن زمان بهانه ظلم ستمگری خامنه ای و احمدی نژاد پذیرفته نیست.</p>
<p> <strong>بیاد</strong> داشته باشید  اگر هزار بار بگوئید خامنه ای، جنتی ، امامی کاشانی ، رفسنجانی ، خاتمی، احمدی نژاد، مصباح یزدی، کروبی، منتظری ووو&#8230;  تنها یک جواب خواهید شنید : بروید به جهنم  &#8221; <strong>فاولئک مــأواهم جــهنم و ساء ت مصیراً</strong> &#8221; آنروز زیاد دور نیست!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1387/04/22/mostazaf/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کج فهمی سـ (ف)(قـ)های اسلام ۱ ( زن )</title>
		<link>http://vasabaha.com/1387/04/15/zan1/</link>
		<comments>http://vasabaha.com/1387/04/15/zan1/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 Jul 2008 02:18:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>vasabaha</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلام به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[فقیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://vasabaha.com/?p=68</guid>
		<description><![CDATA[بابد فهمی یا با این فرض، که اسلام برای زنان حقوق مساوی با مردان قائل نیست، تنها، رسیدن زنان به حقوق انسانیشان  را به تأخیر می اندازیم و نه چیز دیگر. اگر اسلام مانع رسیدن زنان به حقوق برابر باشد، لزوماً مبارزه زنان برای رسیدن به حقوقشان مبارزه ای به سختی مبارزه با اسلام خواهد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بابد فهمی یا با این فرض، که اسلام برای زنان حقوق مساوی با مردان قائل نیست، تنها، رسیدن زنان به حقوق انسانیشان  را به تأخیر می اندازیم و نه چیز دیگر. اگر اسلام مانع رسیدن زنان به حقوق برابر باشد، لزوماً مبارزه زنان برای رسیدن به حقوقشان مبارزه ای به سختی مبارزه با اسلام خواهد بود. اگر خوشبینی جاهلانه مخالفین اسلام را بپذیریم، باید رسیدن زنان به حقوق برابر و آزادی اجتماعیشان  را موکول به حذف اسلام  کنیم و نتیجتاً برای همیشه به تأخیر بیاندازیم .</p>
<p>اگر حقیقتاً می خواهیم زنان به حقوق انسانی و برابرشان با مردها برسند، بجای حذف اسلام از جامعه، باید به فکر حذف آخوند از اسلام بود که در چنین صورتی مبارزه آسان و ممکن خواهد بود و زمان کمتری خواهد برد. اگر به زبان ارقام حرف بزنیم، در قاموس قرآن و اسلام  به کمتر از ده درصد موارد محدود کننده حقوق زنان بر خواهیم خورد. آیا منطقی و عقلانی خواهد بود ، و آیا به نفع زنان خواهد بود که ما نیز مانند آخوند ها به آن ده درصد بچسبیم و از بیش از نود درصد پتانسیل اسلام بهره نگیریم تا حقوق انسانی زنان را اثبات و اعمال کنیم. چرا چنین می کنیم؟ زیرا بیماری خودآزاری مذهبی داریم. زیرا حقیقتاً به حقوق انسانی وبرابر زنان باور نداریم. زیرا باور نداریم که حقوق انسانی مردان نیز در گرو  برابری زن و مرد می باشد.</p>
<p>اگر تاکنون در جوامع اسلامی، زنان به اندکی از حقوق خود دست یافته اند، به خاطر باز گشت به حقیقت اسلام  و بهره برداری از پتانسیل های برابری خواهانه اسلام بوده، نه مبارزه با آن.</p>
<p>آچه در طی بیست سه سال رسالت پیامبر پیرامون حقوق زن مطرح شده، صرفاً گام هائی درجهت تعدیل و تحدید نابرابری حقوقی زنان نسبت به مردان بوده است و نه تعیین آن. به بیان دیگر حرکتی به سوی محدود کردن نابرابری زنان بوده.البته فقهای اسلامی و مخالفین اسلام همواره در نفهمیدن این مطلب اتفاق نظر کامل داشته اند.</p>
<p>زن در قرن ششم میلادی و بویژه در جامعه قبایلی و نیمه وحشی عربستان، به عنوان مایملک شوهر یا صاحبش،کمتر تفاوتی با یک برده دارد. از آنجا که زن به لحاظ اقتصادی منشاء اثر و منبع در آمدی نبود و در جنگهای قبایلی، خود نقطه ضعفی بشمار می آمد، اتفاق می افتاد که برای شوهر و صاحبش ارزشی کمتر از یک برده داشته باشد.  زیرا بردگان مرد علاوه بر اینکه در فعالیتهای اقتصادی منبع کار و در آمدی بودند، در جنگها نیز به کار می آمدند و در جنگ آوری، با مردان آزاد قبیله برابری می کردند و گاهاً برتری هائی نیز از خود نشان می دادند. در صورت اسارت بردگان یا کنیزان(زنان برده)، خانواده و قبیله صرفاً خود را متحمل زیان اقتصادی می انگاشت، اما اسارت زنان آزاد باعث شرمساری و سر افکندگی قبیله نیز می شد. لذا پیش می آمد که زن برای صاحبش ارزشی کمتر از بردگان و کنیزکان داشته باشد. صاحبی که به فراخور حال، گاهی شوهر است ، گاهی پدر و گاهی برادر و یا وارث خانواده و قبیله.</p>
<p>در حرکت اول، گامهای اولیه پیامبر در جهت اختصاص حق ارث، شهادت، دیه، و بعضی حقوق دیگر به زنان، چنان بلند و بلندپروازانه بوده است که جای شک نمی ماند که می بایست در گام دوم زنان به برابری مطلق با مردان برسند. آغاز حرکت پیامبر با چنان گامهای بلند و شایدبه لحاظ شرایط اجتماعی تند روانه، حکایت از وجود و لزوم گامهای بعدی می کند. گامهای بعدی ای که به لحاظ تئوری(قرآن) نیز ضرورتشان اثبات شده است.یقیناً محــمّد از تئوری اجتماعی و نفوذ شخصیـّـتی بسیار قوی و بالائی بر خوردار بوده که در چنان جامعه ای توانسته چنین گام بزرگ و بلند پروازانه ای بردارد و درحرکت اول، زنان را به نیمی از حقوقشان در زمینه ارث و حقوق دیگر برساند .</p>
<p>از زمان، جامعه و شرایطی صحبت می کنیم که وقتی از یکی از مردانش پرسیده می شد از مال دنیا چه دارد، اینطور جواب می داد : &#8220;<em><span> ده شتر، پنج زن، بیست گوسفند، جهار بز و&#8230;</span></em> . حالا پیامبرمی خواهد این موجود که حتی بعد از شتر ها شمارش می شد را به برابری حقوقی برساند. آیا جامعه و صاحبان آن موجود &#8211; یعنی زن &#8211; پذیرای چنین حقی بودند؟ بدون رشدفکری، آماده سازی ذهنی جامعه و  آگاهی و باور زنان نسبت به حقوق انسانیشان ،چگونه ممکن است در جامعه ای نیمه وحشی که زنان در ردیف اموال و دارائی مردان شمارش می شدند، آنانرا یک شبه به برابری مطلق رسانید. آیامردان و مالکان این موجود می پذیرفتند و آمادگی قبول آنرا داشتند؟ بنابراین روشن است که پیامبر گام اول را بر داشته و به لحاظ شرایط و  توان کشش جامعه و باور ها اجتماعی، نمی توانسته در حرکت اول گام نهائی بردارد.</p>
<p>فقهای جاهل* و منتقدین اسلام متفقاً معتقدند که پیامبر می توانست و اگر لازم بود می بایست یکجا اعلام برابری می کرد.  در اینجا مخالفین اسلام و منکرین مذهب ، با فقها هم نظر هستند که پیامبر می توانست و با فرض امکان معجزه و اراده خداوند، برای پیامبر این کار را عملی می دانند.این در حالیست که پیامبر حتی «باید نباید» های مسلم و قطعی دینش، یعنی حرام و حلالهای نهائی اسلام را نیز یکجا، خشک و بطور مکانیکی اعلام نکرد.  مخالفین اسلام نیز بهمراه فقها، برای پیامبر معجز* قائل می شوند تا نظر خود را اثبات کنند.  بر این مبنا فقیه و عالم اسلامی استدلال می کند که حقوق زن همین است که مطرح شده و درست است، زیرا حکم خدا و رسول است.  مخالف هم بر مبنای همین استدلال ثابت می کند که زن در اسلام از حقوق برابر بر خوردار نیست.  بنابراین می بینیم که کافر و مؤمن، معتقد و مخالف هر دو در فهمشان از اسلام اتفاق نظر دارند و هر دو به یک چیز متوسل می شوند. فقیه معتقد می گوید حق همین است چون اسلام گفته. منتقد مخالف نیز می گوید زن در اسلام از حقوق انسانی و برابر بر خوردار نیست، بر این مبنا استدلال می کند که اسلام نا حق است چون اینطور گفته. لذا می بینیم که مخالفین اسلام و فقیه اسلامی، هردو در نفهمیدن ، بدفهمیدن وکج فهمیدن اسلام کاملاً یکسانند.</p>
<p>در همین اروپای امروز،تا چند دهه قبل زن از حق مالکیّت و رأی برخوردار نبود، و هنوز نیز آثار تحت سلطه و زیر دست مرد بودن را در تعویض نام خانوادگی اش پس از ازدواج مشاهده می کنیم . ولی محمـــّد در آن جامعه نیمه وحشی، پس از بیعت و رأی گرفتن از مردان، زنان را نیز به دادن رأی فرا خواند و از آنان نیز خواست با او بیعت کنند .</p>
<p>آیا اگر حزب سوسیالیست امروز فرانسه و یا هر حزب و سازمان و دولت های مترقی جهان امروز را به شبه جزیره قرن پنج و شش میلادی بفرستیم، جرأت چنین ریسکی را خواهند داشت؟!</p>
<p>همین امروز و در قرن بیست و یکم ، مردان یا زنان کارگر برای احقاق حقوقشان به مبارزه ای مرحله ای و سنگر به سنگر می پردازند. سندیکاهای کارگری، ده دقیقه کاستن از ساعت کار، یا امتیاز خوردن یک فنجان قهوه بین ساعات کار را گامی موفقیّت آمیز در جهت برابری و احقاق حقوقشان تلقی می کنند. حال باید دید به چه میزان از بی انصافی و پرت و پلا گوئی نیاز است تا از محمــّد انتظار داشته باشیم جامعه ای نیمه وحشی را، یک شبه به مساوات و دموکراسی پیشرفته ای برساند که امروز نیز نمونه اش را نداریم.</p>
<p>چنین انتظاری از اسلام و محــمد از آنجا ناشی می شود که مخالف و معتقد( مؤمن و کافر) ، اعم از عوام و خواص هردو،مذهب را یکسان می فهمند . هردو انتظار دارند که محــمد می بایست بدون توجه به شرایط عینی و توان پذیرش جامعه ، قانونی کامل ،شامل ،جامع و مانع را یکجا ارائه و اجرا می کرد.</p>
<p>مخالف، انتقاد می کند که چرا این کار انجام نشده ومثلاً در مورد امور و حقوق زنان به عنوان نیمی از جامعه انسانی ، می گوید که قوانین اسلام ناقص، نا مشخص و نتیجتآ تبعیض آمیز است و حق هم دارد. معتقد(آخوند و فقیه) نیز ادعا می کند آنچه آمده و اجرا شد از طرف خدا بوده، پس درست است و در نتیجه عادلانه خواهد بود ، این یکی نیز حق دارد. لذا منطبق بر برداشت و طرز فهمشان ازخدا و اسلام هردو حق را به جانب خود می دانند و درست هم می گویند ، گرچه در جایگاه موافق و مخالف یا مؤمن و کافر قرار دارند. امّا اینهاهردو به فرض صداقت داشتن، مانند لمس کنندگان فیل در تاریکی ( حکایت مولوی ) هستند که بخشی از واقعیّت را دریافته و به همان اکتفاء کرده اند. لذا از حقیقت دور مانده اند.</p>
<p>یک نمونه دیگر از کج فهمی و کج اندیشی فقها و علمای به اصطلاح اسلامی و همچنین منتقدین اسلام، باور و یا اعتراض به تعیین سن نـــه سالگی به عنوان سن تکلیف ، ازدواج و مسؤلیت پذیری دختران و نوعاً زنان می باشد، در حالیکه اعلام سن« نه سال » نیز گامی به جلو و در جهت محدود کردن بی بند باری مردان بوده و نه تعیین حدود. جنین های متولد نشده ای که به شرط دختر بودن بیعانه خرید و یا ازدواجشان  پرداخت می شد، بدینطریق نه سال مهلت می یافتند تا صرفاً از آسیب غیر قابل جبران به لحاظ شرایط رشد طبیعیشان در امان بمانند. فقیه کج فهم و منتقد نادان، این نه سال که گام اول برای محدود کردن مردان بوده است را، تعیین سن مجاز ازدواج در اسلام تعبیر کرده اند. پس از آن هر چه خواستند از این نه سال بیرون کشیدند، سن تکلیف، بلوغ جسمی و فکری، مسئولیت و مسئولیت پذیری. از آن سنگری که پیامبر قصد دفاع در برابر تجاوز به دختران داشت، گور دیگری ساختند و اطفال«هشت سال و یک روزه» فراوانی را پس سنگسار وشلاق و زندان، به سر نوشتی دچار کردند که دل دختران زنده بگور شده عصر جاهلیت  به حالشان کباب شود.</p>
<p>اصولاً پسران به لحاظ آزادی عمل و امنیت بیشتر و داشتن روابط آزاد اجتماعی در بیرون از چهار چوب خانواده، ازامکان آگاهی و رشد بیشتری نسبت به دختران برخورداربوده اند. بنابراین اگر سن نه سال را برای پسران به عنوان سن تکلیف فرض کنیم کمتر ظالمانه خواهد بود . اما بالعکس ،فقهای ما کسی را که جامعه و مذهب امکان رشد و آگاهی کمتری در اختیارش گذاشته ، زودتر و بیشتر مورد باز خواست و مسئولیت پذیری قرار داده وشش سال زودتر از پسران ( مرد ) از او انتظار عمل به تکلیف دارند.  کسی که ( زن ) در زمان بلوغ کاملش از نصف حقوق یک مرد برخوردار است را، شش سال زود تر و در سن نه سالگی ( طفولیت ) مورد مؤاخذه و سئوال قرار می دهند و از او انتظار عمل به وظیفه و تکلیف دارند، همانگونه که از یک مرد بالغ. این در حالی است که مرد را موجودی کامل و ذاتاً عاقلتر قلمداد می کنند و زن را به فرض علاّمه دهر بودن باز زیر دست و تحت قیمومیّت مرد به حساب می آورند.  اما این زن یا دختر که از اوانتظار می رود در زمان نه سالگی اش ودرطفولیت، مسئولیت اجتماعی یک مرد کامل و بالغ را به دوش بکشد ، در کهنسالی نیز، رأی ، نظر ، قضاوت و شهادتش پذیرفته نیست ولو افلاطون زمانش باشد .  اما اگر در زمان نه سالگی و طفولیتش قصوری در عمل به تکلیف شرعی و اجتماعی اش داشته باشد ، باید شلاق بخورد ، سنگسار شود وو&#8230; .</p>
<p>این موجود در سن نه سالگی و طفولیت و در زیر و علیرغم فشار و تهدید پدر و برادر و خانواده و قبیله اش مجبور و مکلف است جدی ترین تصمیم زندگی اش را بگیرد و مسئول است همسر و شریک زندگی اش را نادیده انتخاب کند و از او انتظار می رود مجهز به علم لدنّی باشد ومرد ناشناسی که قرار است یک عمر با او زندگی کند را به طرفةالعینی و گاه از پشت پرده و با شناخت و بصیرت کامل انتخاب کند. امـّا چنین موجود خارق العاده وذکاوتمندی(بلحاظ توقعات فقها) حق تقاضای طلاق ندارد و در صورتی که شوهرش به طلاق اقدام کند ، او حق هیچ نظر و اعتراضی ندارد، زیرا او گناهکار است و می بایست بنا به آن علم لدّنی و فوق بشری خدادادی اش همان هنگام ازدواج و در سن نه سالگی و از پشت پرده می فهمید و تشخیص می داد که آن مرد وخواستگار امروز و یا شوهر فردایش، در آینده نا سازگار از آب در می آید. ولی آن فقیه ( بخوانید سفیه ) نمی گوید اگر می فهمید چه می توانست بکند؟!</p>
<p>به راستی اگر اینها قانون و اراده خداوند باشد، نباید شک کنیم که چنین خدای وارونه ای چگونه این جهان لایتناهی و کائنات را اداره می کند؟!</p>
<p>و نباید از این خدای نا عادل و از خودمان بپرسیم : چرا کسی که به اندازه نیمی( شش سال، ۱۵∕۶ ) از عمر همنوع مذکّرش زود تر به شناخت و مسئولیت و تکلیف نائل می شود ،در کهنسالی نیز حق نظر و انتخاب برابر ندارد؟!</p>
<p>و نباید پرسید چنین کسی که در نبوغ و بلوغ و رشد، بدین حـدّ از برتری نسبت به جنس مخالفش می باشد ( به لحاظ توقعی که از او داریم) ، چرا نباید &#8221; قواّمین علی الرجال &#8221; باشد ؟! بلکه بالعکس در عمل باید از نادان تر از خود و از نا مسئول تر از خود(مرد) اطاعت کند.</p>
<p>این نا فهمی فقیه و عالم ( بخوانید سفیه و جاهل ) اسلامی از آنجا سر چشمه می گیرد که پیامبر اسلام، باز گامی بلند در جهت محدود کردن تعدی به حقوق زن برداشت و دستور داد : &#8221; قبل از نه سال با دختران ازدواج نکنید&#8221;.اما فقیه به این « ُنـه » چسبید و از درونش هر چه خواست بیرون کشید. این در حالی بود که در آن شرایط، روی جنین داخل شکم زنان بشرط دختر بودن قرعه خریداری و ازدواج می انداختند.و اصولاً محدودۀ سنی مطرح نبود. پدران و پدر بزرگان نمی توانستند با نواده و نبیرگان خود ازدواج کنند، امّا می توانستند نوادگان دختر دیگران را برای ازدواج خریداری کنند . دخترانی که شاید محکوم به زنده به گور شدن می شدند. اطفال دختری که بعد از بی نیازی از شیر مادر به خانه پدران و پدر بزرگان (به لحاظ نسبت سنّی) و شوهران آیندهشان می رفتند.  این دیگر بستگی به تمایلات آن پدر بزرگ و پدر داشت که چه وقت تصمیم به ازدواج با آنان بگیرد، در سه چهار سالگی و یا شاید پنج.</p>
<p>در چنین اوضاع و احوالی پیامبر سن ازدواج را محدود کرد به &#8221; نُه سال&#8221;. یعنی قبل از نه سالگی از ازدواج با دختران پرهیز شود. این گام، حد اقل محدودۀ کم خطربرای دختران( از نقطه نظرتغییرات فیزیکی و طبیعی زنانه) و حدّ اکثر محدودیت قابل پذیرش برای چنان جامعه و مردانی را پیشنهاد می کرد. یعنی مانند مورد ارث ، شهادت، و دیگر امور حقوق طبیعی زن، این مورد نیزفقط یک گام به جلو بوده در جهت تعدیل و تخفیف تعدّی به حقوق زن. گامی در جهت محدود کردن نابرابری ها، ونه تعیین حقوق و حدود . محدود کردن ظلم و نه معین کردن حق.</p>
<p>امروز فقها و مجتهدین اسلام ،حکومت اسلامی دلخواه خود را براه انداخته اند، دختران نه ساله را بابت تکلیف شرعیشان، تا حد سنگسار شدن در این جهان مسئول میدانند واز آنان در نه سالگی تا مرز به جهنم رفتن در آن جهان توقع انجام وظیفه دارند.اما این دختران تا سن پانزده سالگی حق رأی ندارند و امضائ آنها پس از هیجده سالگی نیز اعتبار قانونی برابر با مردان را ندارد. در این میان معلوم نیست که اینها عاقلترند یا خدا؟! که اگر قانون شرع جاری است ، چرا هیجده سال؟ و اگر قانون عرف حکم می کند ، پس از کدام حکومت اسلامی و شرعی سخن می گویند؟ این تناقض مسخره و کج فهمی ، و این یک بام و دو هوا عمل کردن به اصطلاح فقهای اسلامی ، چیزی است که برای مخالفین مذهب و متقدین اسلام بسیار دلپذیر است  زیرا، آنان براحتی می توانند حکم ابطال صادر کنند،  بدون اینکه به خود زحمت استدلال بدهند و بر هرکس روشن است که چنین اسلام ، مذهب و چنین احکامی مردود و غیر انسانی است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://vasabaha.com/1387/04/15/zan1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

