ارسال شده در ۹م, شهریور ۱۳۸۷ توسط vasabaha
ایران : ما به دوستان فرانسوی گفته بودیم که نیازی به نشست مجدد نیست زیرا مشکلات و موانع قبلی همچنان وجود دارند.
انگلیس : حتماً توجه دارید که ما برای مهمانی و تفریح دور هم جمع نشده ایم. برای میمانی و رفت و آمد دوستانه ، باید اول مشکلات و اختلافات حل شده و گنار گذاشته [...]
دستهها: از هر دری, حکایت, شاید طنز | ۱ نظر »
ارسال شده در ۱۱م, مرداد ۱۳۸۷ توسط vasabaha
موتوا قبل ان تموتوا
سال پنجاه و هشت بود. رادیو و تلویزیون مرتباً اخبار ویرایش شده منطقه نا آرام کردستان را به خورد خلق غیر کُرد می رساند. من و ما اصفهانیها بیشتر از همه خود را شریک انغلاب(ق) میدانیم. قرارمان هم این است که همه چیز خوب و سر جای خودش باشد. دیگر شاه و [...]
دستهها: از هر دری | بدون نظر »
ارسال شده در ۶م, مرداد ۱۳۸۷ توسط vasabaha
در پاریس سالنامه ای منتشر می شود که بنیانگذار آن مصداق آشکار این ضرب المثل اصفهانی ها است که می گویند : نه سنگ خزینه را ببوس، نه تو آب خزینه بگوز
البته بنیانگذار محترم وانمود می کند که می خواهد سنگ خزینه را ببوسد، اما آنچه از ایشان سر می زند تنهامشمول بخش دوم این [...]
دستهها: از هر دری | بدون نظر »
ارسال شده در ۲۰م, اردیبهشت ۱۳۸۷ توسط vasabaha
محمدکاظم کاظمی
غروب در نفس گرم جاده خواهمرفت
پیاده آمدهبودم، پیاده خواهمرفت
طلسم غربتم امشب شکسته خواهدشد
و سفرهای که تهی بود، بسته خواهدشد
و در حوالی شبهای عید، همسایه!
صدای گریه نخواهی شنید، همسایه!
همان غریبه که قلک نداشت، خواهدرفت
و کودکی که عروسک نداشت، خواهدرفت
منم تمام افق را به رنج گردیده
منم که هر که مرا دیده، در گذر [...]
دستهها: از هر دری | بدون نظر »
ارسال شده در ۱۸م, اردیبهشت ۱۳۸۷ توسط vasabaha
از دیر باز فلاسفه و متفکران علوم انسانی و جامعه، در این فکر بودن که انسان چیست و وجه تمایز او با دیگر حیوانات کدام است.در این راستا کوشیدند تا معنی یا تعریف جامعی از انسان ارائه کنند که بتواند شاخص تفاوت او با دیگر حیوانات باشد.
گفتند انسان حیوانی «ابزار ساز» است. بعد ها معلوم [...]
دستهها: از هر دری | بدون نظر »
ارسال شده در ۶م, اردیبهشت ۱۳۸۷ توسط vasabaha
۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
دختر ۷ شوهره و اداره ی دنیا()
داشتم سایت گردی می کردم. سر و کارم افتاد به خواندن دستنوشته های یک کارمند سازمان ملل در سایت انتخاب که نوشته بود، بعضی از افغان ها برای اینکه بتوانند در ایران زندگی کنند و اقامت بگیرند باید زن شرعی و عقدی ایرانی داشته باشند. آدم های [...]
دستهها: از هر دری | بدون نظر »
ارسال شده در ۶م, اردیبهشت ۱۳۸۷ توسط vasabaha
عثمان کشته شده است.و اینبار دزدان غیر حکومتى هستند که بیت المال را غارت مى کنند. تسویه حسابها و عقده گشائى ها ، حمله وتهاجم به غیر عرب ها و هرج و مرج، چنان مدینه را فرا گرفته که هیچ کس خود را در امان نمى بیند. حتـّى دزدان و فرصت طلبان و منافقین به [...]
دستهها: از هر دری | بدون نظر »
ارسال شده در ۵م, اردیبهشت ۱۳۸۷ توسط vasabaha
آیا میدانید چه بر سر رستم آمد ؟ رستم شاهنامه را نمى گویم . رستم فرخّزاد ، سردار سپاه حکومت ساسانیان را مى گویم.
هم او که شجاعتها و دلاوریهاى رستم صفحات شاهنامه را بر صفحه واقعى روزگار رقم می زد . فرمانده قدرتمند سپاه با عظمت ابر قدرت آن زمان؛ رستم ، هم او که [...]
دستهها: از هر دری | بدون نظر »
ارسال شده در ۸م, اردیبهشت ۱۳۸۵ توسط vasabaha
اگر آقای احمدی نژاد ایران را به مدینه فاضله هم تبدیل می کرد، از نفرتی که به هنگام دستبوسی خامنه ای در من بوجود آورده بود اندکی نمی کاست ،اما وقتی دستبوسی بنی صدر را بیاد می آورم ، از احمدی نژاد بسادگی در می گذرم. شاید چیزی منفور تر از دستبوسی وجود [...]
دستهها: از هر دری | بدون نظر »
ارسال شده در ۱۴م, فروردین ۱۳۸۵ توسط vasabaha
تا وقتی ایران بودم، هر وقت تهران می رفتم سری هم به تجریش و چیزر میزدم و سر قبر پدرم ، در امام زاده چیزر( چیذر). سر راه ، یادم نمی رفت که به مغازه حسن آقا همسایه قدیمی و دوست پدرم نیز سری بزنم. مغازه اش سر کوچه اسدی قدیم و نزدیکای خیابان حکمته. [...]
دستهها: از هر دری | بدون نظر »