تحریم انتخابات رفراندومی است بی نیاز از مجوز حکومت

mosavi-jini2

در شرایطی که حکومت سالهاست با حضور  و حتی وجود اسمی گروههای سیاسی و سندیکاهای کارگری و هر سازمان خارج از حیطه قدرتش  مبارزه می کند امکان فراهم شدن شرایط تحریم فراگیر دور از انتظار است. علی رغم نبود  ساز و کار لازم برای تحریم همگانی و فراگیر،  چهره های رانتخوار و رانتدار مبارزات آزادیخواهی کشور که خود را سمبل مقابله با اهل سلطه نشان داده اند خود بر طبل انتخابات نیز می کوبند. این چهره ها خود نیک میدانند که  وعده  ها و استدلال انتخاباتی و دورنمائی که ترسیم می کنند از طبلی که مینوازند تو خالی تر است.ـ

  نبود ساز و کار لازم برای تحریم همگانی توجیه کننده شرکت در رفراندوم مشروعیت خامنه ای نیست. آیا وقتی مطالبات مردم از سوی حکومت بی پاسخ مانده است باید باج و خراج اضافه نیز  بپردازند؟!؟ این چیزی است که چهره های تابلو دار پیشنهاد می کنند.ـ  نشسته سر شاخ و بن می برید!ـ

رفراندوم یا مراجعه به آراء عمومی راه حلی برای برون رفت از مشکلاتی است که نیاز به تغییرات اساسی در ساختار اساسی سیستم اداری کشور دارد. همچنین هنگامیکه جامعه در مورد یک تصمیم گیری حیاتی و مقطعی دچار ترددید میشود نیاز به رفراندوم مفهوم و راهکاری است که بطور خود بخود در اذهان افراد و جامعه مطرح میشود و عمل به آن نیازمند توافق جمعی است ولو اینکه در قانون اساسی  پیشبینی نشده باشد.  توده مردم ممکن است نام «مراجعه به آراء عمومی و رفراندوم» را نیز نشنیده باشند، اما معنا و مفهوم رفراندوم چیزی نیست که از بالا  به پائین دیکته شده باشد، بلکه بالعکس. رفراندوم یعنی باز گشت به آراء عمومی  و این باز گشت ممکن است هنگامی اتفاق بیافتد و ضرورت پیدا بکند که نمایندگان قانونی و بحق انتخاب شده مردم در مجلس و نهادهای تصمیم گیری حضور دارند اما چون در مورد امر خطیری قادر به تصمیم گیری نیستند آنرا به موکلین خود محول کنند.. اما جایگذاری و پیشبینی  فراندوم و تدوین آن در قانون نیاز و الزامی است که از پائین به بالا تحمیل  شده است.ـ

پس از وقایع انتخابات 88 رفراندوم بطور فراگیری در اذهان و گفتامان مردم مطرح می شد. مسلما حکومت  مخالفت می کند ولو اینکه در قانون تشریح و تدوین شده باشد زیرا میداند که مشروعیتش از بین خواهد رفت. روشن است که حتی در کشورهای متمدن و پیشرفت دولتها بسختی با مراجعه به آراء عمومی موافقت می کنند. در بیشتر موارد فشار افکار عمومی و سازمانهای سیاسی و اجتماعی هستند که حکومت را وادار می کنند که تن  به رفراندوم بدهند. یعنی به نمایندگان فرا رسیدن شرایط و لزوم مراجعه به افکار عمومی را تفهیم می کنند و این نمایندگان هستند که رفراندوم را بر گزار می کنند. همانند انتخابات رسمی و قانونی.ـ اما در کشوری که چون ایران که مردم نماینده ای در حکومت و مجلس ندارند، مسئله رفراندوم صورتی قهری بخود میگیرد زیرا حکومت سلطه طلب و تمامیت خواه تن به اجرای مفاد قانون اساسی  نخواهد داد و گرنه مردم سخن خود را در پای صندوقهای رأی بیان می کردند.ـ اینجاست که رفراندومی که در قانون پیش بینی شده است را باید در خارج از چهارچوب قانون اجرا کرد.ـ

مسلم است در کشوری چون ایران که حکومت مشروعیتش را بی نیاز از آراء مردم میداند هر گز به رفراندوم پیش بینی شده در قانون تن نخواهد داد. تئوریسینهای حکومت آشکارا اعلام می کنند که  آراء عمومی ارزشی ندارد الا برای تجدید بیعت با رهبر. رهبر، کسی که خود را حاکم مطلق میداند و انتخابات را عملی برای راحتی و آرامش خویش تلقی و از آن بهره می برد  تا یقین حاصل کند که کسی فکر مخالفت به سرش نزند. خوب، مسلم است که رفراندم عملی منفور خواهد بود ولو اینکه در نصوص صریح قران و قانون اساسی مذکور و پیش بینی شده باشد. بر هر دارنده چشم و گوشی آشکار شده است که  حتی تمامی قرآن در خدمت حفظ نظام و  رهبری است که  نماینده خداست. این سخنان آشکارا  گفته شده و میشود.

رفتار و موضعگیری اصلاح طلبان  چیزی ورای حماقت و نادانی سیاسی است. آنها روی دیگر سکه و رقیب سلطه طلبان در تصدی کرسی ها حکومتی هستند.ـ آنها هیچ گرایش و وجه اشتراکی با مردم ندارند . آنها در به انحصار گرفتن و بهره برداری از مردم  رقیب حکومت و مافیای تمامیت خواه هستند.ـ تمامی شواهد به  این واقعیت گواهی میدهند.ـ

در چنین شرایط تکلیف آزادیخواهان و چهره های مطرح و پیشگام جامعه چیست؟  بویژه در ایران که سازمانها و احزاب و سندیکاها حتی بطور اسمی  اجازه حضور و ظهور ندارند. در کشوری که ایجاد حزب و سازمان و سندیکای کارگری پیشاپیش بعنوان کانون توطئه سیاسی بر ضد مردم – و نه حتی ضد رژیم – قلمداد می شود تکلیف  چهره های مارکدار آزادیخواهی چیست؟ کسانیکه عنوان و رانت مبارزات آزادیخواهانه  را با چند سال زندان و محرومیت بنام خود کرده اند چه وظیفه ای دارند؟ آنهائیکه با سرمایه گذاری از چند سال عمر خویش در زندانهای کشور، و یا  با صحنه سازی دستگاههای اطلاعاتی «موافقت اصولی شرکت سهامی فعالان سیاسی» را کسب کرده اند چه باید بکنند؟ مگر نه اینکه چند سال پیش داد و هوار می کردند که خواهان رفراندوم هستند و حکومت اجازه نمیدهد! خوب، این رفراندم.ـ

 اساسا آیا چهره های مارکدار آزادیخواهی کشور رفراندوم و مراجعه به افکار عمومی را قبول دارند یا نه؟
آیا می پذیرند که حکومت دچار بحران مشروعیت بوده است؟
اگر نمی پذیرند، چه پاسخی برای وقایع 88 و حصر کاندیداهای مدعی احراز اکثریت دارند
آیا برای برون رفت از انسداد سیاسی آشکار موجود، دوست ندارند که به افکار عمومی مراجعه شود؟
آیا تحریم فراگیر انتخابات نمیتواند برگزاری طبیعی رفراندومی خارج ازحیطه اختیار دیکتاتوری حاکم باشد؟

2 Responses to “تحریم انتخابات رفراندومی است بی نیاز از مجوز حکومت”

  1. دوست عزیز آیا قبول دارید که اگر در سال 88 هم انتخابات را تحریم کرده بودیم احمدی نژاد بدون هیچ هزینه ای برای حکومت ریس جمهور میشد و امروز جنبش سبزی نبود که به آن ببالیم؟
    کمترین تاثیر شرکت در انتخابات این است که میتواند باعث جرقه اتفاقاتی مانند سال 88 شود

  2. نتیجه انتخابات 88 فاجعه بار تر آن است که در چند جمله بیان شود. رادیکالتر شدن حکومت چیزی است که حاوی تمام دست آوردهای منفی آن انتخابات است. در این راستا حکومت مجبور به تحمل احمدی نژاد شد زیرا نمیتوانست و نمی خواست با انتقاد و ایجاد محدودیت برای او برگ برنده بدست مخالفین و سرکوب شدگان بدهد.
    نمونه بارز پیامد منفی ان همین بس که اصلاح طلبان و مردم امروز از نیش عقرب جراره به مار غاشیه پناه برده اند. انتخابات 88 و ندانم کاری موسوی و عدم اراده و دیدگاه درست او، جنبش مردمی که به امید باز شدن روزنه ای به خروش آمدند را به انفعالی رقتبار کشانید. اختلاسها و غارت اموال و هرج و مرجی که در شریان امور کشور پدید آمد بدلیل زمینه رشدی بود که وقایع 88 پدید آورد. به این لینکها که در زیر خدمتتان میدهم و تاریخ آنها توجه کنید.
    بدرود
    …………
    http://vasabaha.com/1388/10/22/strike-greve-2/

    http://vasabaha.com/1388/12/27/strike-greve-3/

Leave a Reply