تناقض

تنـــــــــــاقض

تا بدست آری تو قرصی نان ببم گندم بکار
شیکم خالی خره خربوزه میخواهد چکار
میتوانی این سخن  را ساده و آسان کنی
اینهمه قـِر دادن و اطوار میخواهد چکار
عمر خود سازی تلف با فاعــلاتن فاعــلات
جرعه ای می نعره مستانه میخواهد چکار
بی مخ دیوانه حرفت را بزن بی چند و چون
دور سر چرخاندن و افسانه میخواهد چکار
چار حرف از اینور و اونور کنی سرهم که چی
شمع دزدی جان من پروانه میخواهد چکار
یک سخن دو حرف سه تا واژه چارتا قافیه
کیلوئی چند است شعر، پیمانه میخواهد چکار
خانه ویران گشته از بن نقش ایوان می کنی
شهر ویران شاعر دیوانه میخواهد چکار
تا نپنداری حسود شعر زیبای تو ام
با تناقض گفتنم، گفتم که می خواهد چکار
ای حسن درویش شعر و شاعری آسان چو آب
قار و قور این شکم گوید ببم گندم بکار
…………………………………….

پهنه بیکران اینترنت و اوراق بی شمار فضاهای مجازی چنان از شعر و طنز و انتقاد آکنده است که تولید و مصرف بی رویه اش از هر آنتی بیوتیکی بی خاصیت تر شده، و چه میگویم، میکروبها و باکتریها خود معتاد آنتی بیوتیک شده اند. گذشته از اشعار بند تنبانی و نثرهای بی دروپیکر و نا مفهومی که با تقطیع هردمبیل سطور نگارش قیافه شعر بخود گرفته و بلغور کننده اش  شاعر، حقیقتاً اشعار زیبا و شعرای مستعد و ظریف چنان فراوانند که آدم می گوید قدیمیها چقدر ندید بدید بودند که کاه آخور حافظ و سعدی می کردند. به روح القدس سوگند که در ادبیات هیچ زبان و ملیتی اینقدر آفتابه لگن شعر را صد دست نکرده اند. صد دست چیست! میلیارد…. اگر اینهمه تف و لعن شعری اثری داشت میبایست امروز خامنه با بیتش در فاضلاب غرق شده باشند.
تناقض مخلص در شبیه سازی این شعر نیز به این دلیل است که گفته اند:

چون که با کودک سر کارت فتاد
پس زبان کودکی باید گشاد

ح . درویش

Leave a Reply