یارانه نمونه خروار

در فرانسه، وقتی یک فرد بیکار به سر کار می رود، بلافاصله حقوق بیکاری، کمکها و تخفیف های پیشین  او حذف می شود و تغییر پیدا می کند. بیمه درمانی، بلیط مجانی اتوبوس و مترو، مستمری ماهیانه و کمکهای دولتی برای هزینه مسکن و خانواده و…  قطع می شوند و تغییر و تخفیف پیدا می کنند.  در ایران اما، میلیاردرها  نیز حاضر نیستند که از صدقات دولتی محروم بشوند. در کشورهای اروپائی همان فرد بیکار و بی خانمانی که  تازه به سر کار رفته است میداند و می پذیرد که  دیگرنباید انتظار آش نذری و نان مجانی داشته باشد.

کدامیک از مرفهین اسرافگر و شاغل در مشاغل گوناگون دولتی و آزاد حاضر به چشم پوشی از یارانه ها شده اند. یارانه ای که بقول خودشان  پول دو کیلو گوشت هم نمیشود. آیا فقر و فلاکت چنان عادلانه برقرار شده است که تمام هشتاد میلیون  باهمدیگر برابرند و حتی باندازه یک کیلو گوشت هم  فاصله طبقاتی ندارند تا اینکه بعضی افراد بتواند به نفع  نیازمندتر از خودشان کنار بروند؟!

وقتی  کمک ماهیانه در حد بهای یکی دو کیلو گوشت مسئله روز مردم و مجلس یک کشور میشود، اگر حکایت از فقر و فلاکت تمامی مردم نداشته  باشد، ناگزیر از ناراستی  آن مردم پرده بر میدارد. قابل تامل است که این مردم  مرفه و متوسط جامعه بوده اند که به حذف یارانه اعتراض داشته اند زیرا :  حاضر نمیشوند به نفع فقیرترها  چشمپوشی کنند، یا  اینکه فکر می کنند این پول به جیب دولت-ی می رود که به آنان تعلق ندارد و بقول خودشان یک مو از خرس کندن را غنیمت میدانند. و بدتر اینکه، حتی حساب نمیکنند که اگر این خرس یا دولت گرسنه تر بشود به فقیرترها فشار بیشتری وارد میشود. حال باید پرسید که از چنین مردمی  چگونه حکومتی سر بر می آورد؟

حسن روحانی گفته بود که از یارانه خویش صرف نظر می کند، اما اگر به عمق فاجعه گفته خویش پی می برد هرگز سخن از حذف یارانه های افراد مرفه بمیان نمی آورد. اگر من، نگارنده این گفتار، بخواهم برای یک فرانسوی توضیح بدهم که رئیس جمهور ایران چه گفته است، آنقدر عجیب است که حتی به سخن من گوش نمی دهد. آدم می ماند چگونه مثال بزند. خوب، از کوزه برون همان تراود که در اوست. چنین مردمی باید چنین رئیس جمهوری هم  داشته باشند.

از عجایب هفتگانه عجیب تر این است که مردم ایران برای پولی که معادل ارزش یک کیلو گوشت میباشد، و یا برای گرفتن یک کاسه آش نذری  تلاش بی نظیری بخرج می دهند، در زندگی روزانه خویش چنان اسراف کار و تجمل گرا هستند که با هیچ منطق و تفسیری قابل توجیه نیست.

دولت بازوی  اجرائی حکومتی است که  خواه نا خواه برخاسته از مردم میباشد. . حکومتها هر چه باشند، دموکراسی یا دیکتاتوری،   پرورده و برخاسته از همان مردم میباشند. احمدی نژاد و اصحاب چپاولگرش همگی برخاسته از همین مردم بودند.

در انتخابات مجلس اصلاحات دوران خاتمی، به یکی از دوستانم که از منتقدین و مخالفین اساسی حکومت  نیز هست گفتم: « نمیدانید که حضور در انتخابات مهمترین جبهه برای تحکیم و حمایت از این رژیم میباشد؟» جواب داد : “برای خودمون که بد نیست، وامی، اعتباری، چیزی بخواهیم، بالاخره نماینده خودمونه.” با این منطق، سرباز خودی در صف دشمنان قرار می گیرد، و بعد، تعجب می کنیم که چرا امام زمان نمی آید ظلم را بر دارد.  حالا اگر کسی ظلم را تعریف کرد امام زمان تکلیفش روشن میشود.

الناس علی دین ملوکهم، مردم بدین رهبرانشان هستند، یا خلایق هرچه لایق، بازتاب و تفسیر همین حقیقت است که «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم». یعنی اگر حکومتی پا گرفت و پایدارماند نشان از اراده و خواست مردم  دارد، و مردم مسئول خوب و بد حکومتهایشان هستند ولو اینکه در زندان آن حکومتها  بسر ببرند.

وقتی مردمی در چهارچوب خانه و خانواده و در اجتماع کوچک خود حقوق انسانی خود و دیگران را برسمیت نمی شناسد، حکومتی را از دل خود بیرون میدهد که نماینده همان ویژگیها میباشد. اینطور نیست که مردمی خوب و درستکار گرفتار حکومتی فاسد و ستمگر بشوند و دست غیب و طبیعت و خدا بیرحمانه نظاره گر باشند و کاری نکنند. نه.

گرچه  حکومتهای  خودکامه همواره مردم را در برابر خود دارند و مردم به  آن اعتماد ندارند و آن را از خود نمی دانند، اما اگر گرایشی در درون همین حکومتها پیدا شود که بخواهد دست به اصلاح امور بزند، نخستین مانعی که در برابر خود خواهد داشت همین مردم هستند. به زبان ساده، احمدی نژاد و روحانی و خامنه ای و… و این خیل دزد و چپاولگری  که همه غارت کرده و میکنند، پرورده همین مردمند.

مردمی که تحمل پذیرش عدالت را ندارند به افراد درستکار اجازه میدان داری  نخواهند داد.  مردم امروز ما هیچ نشانی از تغییر و بهبودی در اخلاق و رفتارشان بروز نداده اند. مدعیان  اصلاح امور میبایست به انتقاد از مردم بپردازند و فکر نکنند که مردمی خوب و با تمدنی هفت هشت هزارساله دچار حکومتی وحشی شده اند. نه.

این مردم  و پیشگامانشان هر چه در چنته تارخیشان داشته باشند، امروز به بربریت نزدیکترند تا هر چیز دیگر.

Leave a Reply