داد و ستد پایاپای

شما چه اندازه دزد هستید؟!

هنگامی که پول  ابداع نشده بود هر کس مازاد دسترنج و کار خویش را با کالائی که نیاز داشت آلیش* می کرد و زندگی می چرخید. گندمکار گندم میداد و پوستین می برد. پوستین دوز تنپوش گندمکار را فراهم می کرد و گندمکار نان پوستین دوز را. دیگر مشاغل و نیازمندیها نیز به همین روش. برابری کالاها به ارزش ساعات عمر و سختی کار مربوط می شد و بس. این روش اقتصاد سالم و حقوق انسانی را تضمین و تعیین می کند.

با پیدایش پول داد و ستد آسان شد و هر کس بابت ارائه مازاد کالا و دسترنج خویش پولی دریافت میکرد که هزینه دیگر نیازمندیهایش می شد که در حقیقت این هزینه یا پول وسیله مبادله غیر مستقیم  مازاد کالای تولیدی خویش بود با کالای تولیدی دیگران. این همه اقتصاد است. اگر جز این عمل شود نامی جز دزدی و چپاول ندارد.

خوب، مطرب چه تولید کرده که گندم گندمکار را می برد؟ نقاشی نقاش، شعر شاعر، تعزیه مداح، روضه آخوند و دلغکبازی هنرمندان کدام کالای مورد نیاز دامدار را برآورده است که شیر و گوشت گوسپندانش را می برد و می خورد؟

امروزی تر بگوئیم، آخوندها چه آورده اند که همه چیز را می برند؟ فوتبالیستها چه چیزی تولید کرده اند که میتوانند گندم و گله هزار کشاورز و دامدار را یکجا تصاحب کنند؟

حالا خودتان وارد جزئیات بشوید و ببینید در مقابل هر کارگر چند دزد و راهزن کمین کرده اند.  ببینید خودتان در کجای این بازار داد و ستد ایستاده اید؟ در جایگاه آورندگان، یا در کمینگاه غارتگرات و دزدان؟

*معاوضه یا مبادله

Leave a Reply