این درد مشترک

این درد مشترک*
با رقص و قر کمر،
یا عشوه و ادا،
بر روی پشت بام،
در خلوت حیات،
یا توی زیر زمین،
درمان نمی شود

خوش باش و خوش برقص
کین رقص منفرد
یا گوز منفعل
بادی به مقعد است
از بهر گشنه نان
یا کون برهنگان
تنبان نمی شود

بادی به پاچه کن
قر در کمر بنه
عقده گشا، ولیک
آن زیر خشتکت
با وسمه تنگتر
هر گز نمی شود

خسته شد آن ملنگ
آن شوخ ِ چشم تنگ
وان دیگری که داشت
زیر بغل تفنگ
فکرش ز روشنی
پر برق بود و رنگ
ملی و مذهبی
یا آن مصدقی
آن سلطنت طلب
یا خاتمی طلب
حالا دلش خوش است
کین درد مشترک
با یک تکان کون
درمان شود ولی
جز بر یبوستش
بر درد دیگری
درمان نمی شود
ح . درویش
…………………………………………..

*با شعر و آواز می خوانیم و به به می گوئیم که:«این درد مشترک، هرگز جدا جدا، درمان نمی شود» اما در عمل هر کس برای خودش جدا جدا پتانسیلش را در هوا خالی می کند. یعنی هدر می دهد. حالا نوبت رقصنده ها شده است که جدا از دیگران برقصند و درد مشرک(بخوانید منفرد) را درمان بکنند. زهی خیال باطل. برای عقده ترکانی بد نیست. این هم یکجور پا از خط بیرون گذاشتن است، اما برای فاطمه تنبان نمی شود. خیلی ها هم خوشحالند و تبلیغ می کنند به امید اینکه کشورشان با رقص مشترک آزاد شود. اگر بشود چه شود، اما باز برای ما نمی شود چون فرصت طلبان با تورهای آماده نشسته اند و باز حاصل رقصها مصادره آنها خواهد شد.

2 Responses to “این درد مشترک”

  1. hala dige Persian shod folan???!!!noche haye bani sag mesl inke alave bar shour ehsas taloghi ham nesbat be iran nadarand!!agar inchenin hast pas dar saaithaye Iranian che ghalati mikonid?!taajob mikonam chera karbar bbc javab in tohin shoma ro nadadand?!a

  2. @Persia; با درود. فارسی بنویسید تا معلوم شود چه نوشته اید و احتمالا پاسخی هم داده بشود.
    بدرود.

Leave a Reply