مگربا حجابها درامنیت بوده‌اند که بی حجابها را تهدید می کنید!؟

bbc

این زمزمه ها  از تراوشات فکر آخوندها است که به گوش می رسد: « علت تجاوز به زنان بد یا بی حجاب  تحریک خود آنان میباشد». این  بدان معنا  است که متجاوزین بیگناه هستند و تلویحا القاء می شود که حق شکایت نیز دارند چرا که این متجاوزین  خودشان قربانی  بوده اند. قربانی تحریکات زنی که  ممکن است جائی از سر و رویش نمایان شده باشد.

وقتی زمزمه ای و شایعه ای  براه می افتد، همه تکذیب و تقبیح می کنند اما سرانجام سر از مصوبات مجلس نیز در می آورد زیرا نقشه ها ی سلطه طلبان همواره بدین طریق نمود و ظهور پبدا کرده اند.  در آغازسخن از شایعه بمیان می آید و تکذیب ، اما پس از پذیرا سازی ذهنی جامعه،  وارد مصوبات مجلس و مقررات نوشته و نانوشته حکومت نیز می شوند.

از دید آخوند زنان  همواره عامل تحریک مردان بوده اند و این تحریک تلویحا خودش نوعی تجاوز تلقی می شده است، یعنی زن به ساحت امنیت روانی جنسی مرد تجاوز کرده است و مرد را ناگزیر از عملی کرده که از حیطه اختیار او بیرون بوده است. برای پیشگیری از همین تحریکات  دستور و رهنمود هائی هم میدادند از قبیل اینکه زنان هنگام مراجعه به پشت درب خانه و سخن گفتن با مخاطب پشت در منزل  که ممکن است مرد غریبه ای باشد، یک قطعه ریگ یا سنگ در دهان  و زیر زبان بگذارد تا صدایشان خشن و زشت شود و  مخاطب را تحریک نکند. یعنی اگر با صدای طبیعی و زنانه اش دو کلمه حرف بزند میتواند محرک واقع شود و مردی که در پشت درب خانه آمده  اگرتحریک به تجاوز شود و بر او حرجی نیست و مقصر آن زن خواهد بود.

خیلی روشن است که اگر کسی درب خانه ای را زد و کاری داشت زنان حق رفتن به پشت در و سوال و جواب ندارند چون ممکن است ریگ یا سنگی که زیر زبانشان گذاشته اند  صدایشان را به اندازه کافی زشت و خشن نکند، و در نتیجه، آنکسی که مثلا برای تحوبل یک بسته پستی درب آن خانه را زده است تحریک می شود و ممکن است بی اختیار و قاصر از تجاوز به زن صاحب خانه بشود، و مقصر آن زن محرک یا شوهر آن زن خواهد بود زیرا که خودش نیامده و زنش را فرستاده تا ببینید چه کسی درب منزل را می زند. پس اگر مرد درخانه نیست زن نباید به دق الباب کسی جواب بدهد زیرا ممکن است تحریک شونده بالقوه ای پشت در باشد. همین. این اغراق و طنز نیست. اگر چه اینطور می نماید. اما  باید توجه داشته باشیم که دامنه این تحریک و تجاوز تا چنین جاهائی نیز رسیده و میرسد.

خیلی از آخوندها که مترقی تر بودند توصیه میکردند زنان همیشه یک کیسه کشک در خانه نگهدارند تا هنگام سخن گفتن با مرد نامحرم  بجای سنک  یا  ریگ، یک قطعه کشک در دهان بگذارند که  قابل تحملتر  باشد. این توصیه توسط آخوند هائی ارائه میشد که خیلی مترقی بودند و از اجتهاد لازم برای ابداع و کشف الهامات درونی  برخوردار بودند.

حد و مرز تحریک و وسوسه زنان نیز مانند تحریکات غذائی چیزی نسبی  است. حتی  وزش یک باد نابهنگام  که چادر یک زند را اندکی کنار بزند میتواند محرک باشد. اساسا همانطور که همواره از زبان آخوند شنیده شده است زنان جز اینکه در چهار چوب خانه و پستوی شوهرشان  محصور و مخفی باشند محرک مردان نامحرم خواهند بود.  دامنه این منطق به جائی خواهد رسید که ممکن است اطلاع از حضور یک زن  در پشت دیوار خانه اش محرک باشد. مگر نه اینکه آدم وقتی خیلی گرسنه باشد از شنیدن  و حتی تصور ذهنی غذا نیز تحریک می شود و آب دهانش جاری میشود! خوب تحریک جنسی نیز دامنه ای نامحدود دارد و وقتی عمل تجاوز معلول تحریکات فرض شود دیگر تعیین و تحدید دامنه تحریک پهنا و وسعتی ناپیدا خواهد داشت همانطور که تاکنون  در تصمیملت قضائی دیده شده است و همواره زنان قربانی حق دفاع نداشته اند و چنانچه دفاع آنان منجر به آسیبی به متجاوز بوده مجرم نیز شناخته شده اند که نظیرش را همه روزه در پیش چشممان می بینیم. زنانی که به اعدام محکوم شده اند چون حق دفاع در برابر متجاوز نداشته اند.

و نمونه ای از توجیهات و پاسخهای متناقض و چارواداری آخوندها که زبان لمپنها و اوباش شنیده می شود اینکه : اگر استدلال شود که چرا در غرب و کشورهای غیر مسلمان تجاوز به زنان کمتر است و در مقایسه با کشورهای مسلمان  نزدیک به صفر است خواهند گفت:  1- مردهای غربی غریزه جنسی قوی ندارند و بی بخارند ووو.  اما 2- در جای دیگر خلافش را میگویند بطوری که فهمیده میشود مردان غربی حتی خیلی افسار گسیخته اند و در خیابان و پیاده رو نیز جلو خودشان را نمیتوانند بگیرند. شایعه و تبلیغ می کنند که در غرب زنان امنیت ندارند و حتی در اتوبوس و در ملاء عام ممکن است مورد تجاوز قرار بگیرند و کسی بدادشان نرسد. بطوری که بعضی از زنان که برای اولین باربه اروپا سفر می کنند وحشت زیادی دارند. 3- روابط اجتماعی آزاد در امور و کار روابط روزانه مردان و زنان را از دیدگاه خودشان برداشت می کنند و به فحشای فکری خودشان تعمیم میدهند. یعنی وقتی شما زنی را دیدید و تحریک شدید به همان سادگی در اختیار شما قرار میگیرد و میتوانید آنچه در ذهن بیمار آخوند می گذرد را انجام دهید. بنا براین توجیه می کنند به همین دلیل در آنجا تجاوز وجود ندارد زیرا آزاد و قانونی است.

در فرانسه اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد صدها کانال تلویزیونی و رادیو و روزنامه گوش فلک را کر می کنند. اگر در مدت یکسال ده بار چنین اخباری پخش شد یعنی بیست بار نبوده است. اما اگردرایران رادیو تلوزیون  و روزنامه ها به این  امور بپردازند، آیا دیگر وقتی برایشان باقی می ماند که عمامه حتی یک آخوند را نمایش بدهند؟  اساسا  نقل اخباری از این قبیل را ترویج فساد تلقی  می کنند و توصیه می کنند پوشیده بماند. جامعه امروز ایران مانند بیمار سرطانی ای است که به جای معالجه و پیشگیری، بیماری خود را پنهان و انکار می کند و مذبوحانه به اقداماتی دست میزند که وخامت شرایط را به مرحله ای غیر قابل باز گشت می رساند.

قابل تأمل است که تا پیش از واقعه ۵۷، در بین مردان لاابالی و اوباش یک تعهد و پایبندی اخلاقی خاصی وجود داشت که به حریم زنان محجبه تعدی نمی کردند و یک نوع غیرت تعریف نشده «عشق لاتی» و شاید مقدس به سبک فیلمهای ناصر ملک مطیعی و.. در بینشان حاکم بود بطوری که حتی آنان را ناموس خود بحساب می آوردند و گاهاً اگر کسی مراعات نمی کرد مداخله می کردند و اجازه نمیدادند وجهه مردانه ای که برای خویش تعریف میکردند خدشه دار شود، اما، امروزه عدم امنیت اجتماعی زنان مربوط به نوع پوشش آنان نمیشود و اساسا کسانی که بدنبال تجاوز به نوامیس دیگران هستند نه آنکه به مسائل انسانی و مذهبی توجه و اعتقاد ندارند بلکه مطلقا هیچ حریم و چهارچوب اخلاقی ای را نیز پایبند نیستند.

با  بساطی که آخوندها گستردند،  امروز خیلیها  انگشت اتهام را بسوی اسلام  نشان  میگیرند. با این پیش فرض غلط که آخوند به آنچه می گوید اعتقاد و باور دارد اینطور نتیجه می گیرند گه آنچه آخوند می گوید تحت تأثیر آموزه های اسلامی است. واقعیت  اما این است که عدم رعایت حریم  افراد اعم از زن یا مرد، ارتباط مطلق و چندان زیادی با آموزه های صحیح یا غلط اسلام ندارد، چه اینکه در زمان شاه نیز اتفاقاتی می افتاد که افکار عمومی بی تمابل  به این نبود که گناه را بر گردن زنان بگذارند.  مثلا آن اتفاق معروف که در خیابان منوچهری تهران افتاد و آن مردی که در میوه فروشی و در ملاء عام اقدام به تجاوز به یک زن کرد را تبرئه کردند. برای  او  برائتی تراشیدند که برایش مبنای علمی روانشناسی تعریف کردند و ارتکاب جرم را یک عمل خارج از کنترل و توان آن مرد قلمداد کردند. حداقل در اخبار اینطور منعکس شد.

آنچه مهم و مسلم است این است که فرهنگ ناموس پرستی و غیرتهای ناموسی  زیاد هم بنیان درستی نداشته اند و حرمت نوامیس و احترام به حقوق دیگران به یک شعار دروغ بیشتر تشابه داشته است تا یک باور   وتعهد اخلاقی.

در سالهای دهه پنجاه  در اصفهان یک گروه توریست فرانسوی بطور وحشیانه ای مورد حمله قرار گرفتند و تمامی زنان و دخترانشان مورد تجاوز قرار گرفتند. فاجعه چنان بود که برای ارضاع افکار عمومی و فرونشاندن خشم دولت فرانسه چند روز بعد عده ای را دستگیر و اعدام کردند. این واقعه زمانی اتفاق افتاد که خیلی ها امروز آن دوران را مدینه فاضله فرض  می کنند. آنچه مسلم است تفکیک مذهب و فرهنگ  و درمان ناهنجاریهای آن در کشور ما  مشکلی است که بدون کار و تلاش آگاهانه و جامعه شناسانه میسر نیست. این در حالی است که  تمامی تلاشها در جهت وخیم تر شدن ناهنجاریها انجام می شود و کسی به فکر رهنمود و چاره اندیشی نیست. حقیقت این است که در جامعه امروز ما همان گروه یا کسانیکه دم ازحقوق زن  می زنند عملا خود به آزادی و برابری زن و مرد اعتقاد ندارند و تنها انرا ایزاری برای اعتراضات و نق زدنهای خود وسیله قرار می دهند. کسانی هم که  در جایگاه روشنفکران اجتماعی سیاسی ما قرار گرفته اند اراده  و توان این کار را ندارند و تنها میدان را در اشغال خویش گرفته اند. به کسی نیز فرصت حضور و ظهور نمی دهند، زیرا فرصت طلبانه از رانتهائی بهره می گیرند که جامعه ناآگاه ما چشم به دهان چنین کسانی دوخته است.

Leave a Reply