پروسه تکاملی امام حسین

123-0

از صالحی نجف آبادی تا شریعتی، و از شریعتی تا احمد قابل، پروسه تکاملی واژگونه ای است که  از حسین در «شهیدجاوید» و  «شهید قلب تاریخ»، به فراری بزدلی  میرسیم که کاری به ظالم و مظلوم ندارد. حسینی که دیگر معترض پیمان شکنی معاویه  و موروثی شدن حکومت  نیست، بلکه می گوید عیسی به دین خود موسی به دین خود.

حسین در وارث آدم ِ شریعتی مکملی بود بر حسین «شهید جاوید» از صالحی نجف آبادی، بدان معنا، که اگر مردم نتوانستند با سرنگونی حکومت ستم حکومتی مبتنی بر قسط برپا کنند، باید تا مرز کشته شدن به مبارزه آگاهی بخش ادامه بدهند و با شهادت خویش مشروعیت و درستی حکومت را به چالش بکشند، باشد که آیندگان راه از چاه باز شناسند تا در گذر تاریخ، حق و باطل،  درستی و پلشتی، نیکی و بدی، از هم باز شناخته شوند وحقیقت درپس پرده غبار ستم و سلطه حکام پوشیده نگردد، یعنی مصباح الهدی بشوند.

مقایسه «شهادت حمزه» ای  و «شهادت عمار»ی، استدلال تاریخی فلسفی شریعتی است بر این  دو باور. شهادت حمزه در راه برقراری حکومت قسط، و شهادت عمار برای  رسوائی حکومت ستم.

در رویداد بهمن پنجا وهفت، این تئوری خیلی خوب از بوته آزمایش بیرون آمد و حکومت مستضعفان را برپاکرد، اما ایراد بسیار بزرگی داشت که یکبارمصرف از کار در آمد و پس از حصول نتیجه به ضد خودش تبدیل شد. زیرا مدافعین و مجریان آن نظریه به این نتیجه رسیده اند که حسین، نه آنکه قصد برپائی حکومت قسط نداشته است، بلکه بر خلاف نظریه  شریعتی، فقط به فکر حفظ جانش بوده است.  خروج حسین از مدینه و حرکت او بسوی کوفه  که قرنها نماد آزادیخواهی و برابری طلبی شیعه بوده است نیز دروغ بوده و صرفاً تلاشی برای فرار و حفظ جان بوده است، نه  مبارزه و جانفشانی برای نجات امت جدش یا رسوائی یزید. «حسین شهید جاوید» یا «حسین وارث آدم»، کشک(ی) بود برای کمه‌جوش* آخوند و منبعد، همه چیز کشک. دیگر به حسین مبارز نیازی نیست. این تئوری حمله به عقب ، آخرین دست آورد روشنفکر مذهبی و پروسه تکاملی حسینی است که مبارزه با یزید را خلاف عقلانیت میداند و تنها وظیفه پیروان حسین را به امر به معروف و نهی از منکر در خلوت و پستو خلاصه میکند.

حسن بن علی برادر حسین نیز داشت در کنج عافیت برای خودش امر بمعروف و نهی از منکر میکرد که بمذاق معاویه خوش نیامد و نتیجتا پیمان «ترک نهی از منکر» امضاء کردند. حسن کاری نداشت که معاویه  یزید را بخلافت بعد از خودش منصوب بکند یا نکند. حسین نیز کاری به نقض پیمان معاویه نداشت و فقط در مورد «باید نبایدهای» غسل و کفن و دفن حرف می زد که یزید قصد جانش کرد و او مجبور شد از شهر و دیار خودش به سمت دشمن بگریزد تا لشکریان یزید مجبور نباشند راه دورتری را تا مدینه طی کنند. همین.

 این تئوری خنده دار، نظریه تکاملی شخص آخوند احمد قابل است که نماد کوته فکران  ملی مذهبی و اصللاح طلبان نیز میباشد. گرچه آخوند احمد قابل بظاهر مترقی و یکی از چهره های شاخص منتقد حکومت نام گرفته بود، اما بزرگترین بیمه نامه پایداری این حکومت را امضاء کرد. شریعتی و نجف آبادی راه سلطه آخوند را هموار کردند و احمد قابل  ماندگاریشان را. او توصیه می کند که شیعه باید بنشیند در خانه  برای حفظ مال، یا مانند حسین فرار کند برای حفظ جان ، و اگر جان و مالش به خطر نیفتاد امر بمعروف و نهی از منکری هم انجام دهد. پیرامون حیض و نفاس شاید. خوب، کاش از آقای قابل پرسیده می شد که  این امام  جز برای تسکین بیماری  خود آزاری به چه دردی می خورد که هنوز هم برایش بغض می ترکانی؟ به آهنگ سخنش توجه کنید!

نقل قولهای تاریخی مطلقاً نمیتواند ملاک تحقیق و تحلیل وقایع باشد. گر چه آشکارسازی آقای قابل، پرده از واقعیت درونی متولیان مذهبی بر میدارد و واقعیتی که نسلها متوالی را به خرافه پرستی انداخته است را به نقد می کشد، اما، استدلال کلامی از گفتار حسین ولو نقل تاریخی آن درست باشد، حقیقت را آشکار نمیسازد. نحوه حرکت حسین نشان از واکنش یک فرد گریزنده از تهدید ندارد. تهدید و تعقیب حسین در مکه نیز برای ممانعت از پیوستن او به یاران احتمالی او در کوفه بود. حسین تهدید شده نمیبایست با جار و جنجال و شعار از مدینه خارج شود. ترکیب همراهان حسین نیز نشان از یک فرد در حال گریز و فرار ندارد. استدلال آقای قابل کمی مسخره تر از داستان دیگر آخوندهاست، گرچه امروز حسین ملاک و مبنای هیچ حرکتی در جامعه ما نیست الا خرافه و اپسگرائی، اما نباید از خرابه به ویرانه متوسل بشویم. خرابه حسین آخوند و ویرانه حسین روشنفکران.

خوب، امروز به کدامین مبانی متولیانی اسلام می توان تکیه کرد که فردا زیر پایت خالی نشود و حسین مبارز به حسین فراری بدل نشود؟ آیا پس از چهارده قرن دروغ و پنهانکاری برای مصلحت حرفه ای  آخوندها، دیگر چیزی برای دفاع و تجربه دوباره باقی میماند؟ اگر کسی به حقیقت اسلام اعتقاد دارد باید به آخوند زدائی اسلام بیندیشد و بس و گرنه مصلحت اسلام و آبروی پیامبرش در این است که  این اسلام کنار گذاشته شود.

امروز اگر یزید بر ما حاکم شد که شده است، ما به پیروی از حسین باید در خانه بمانیم تا  جان و مالمان تهدید نشود، و اگر تهدیدی حس کردیم باید فرار را بر قرار ترجیح داده و به جای امنی پناه ببریم  برای حفظ جان، و نه برای مبارزه وتشکیل جبهه.  امر بمعروف و نهی از منکر نیز باید طوری باشد که ستمگران را بر نیاشوبد، زیرا در آنصورت جانمان به خطر می افتد. ما باید فقط اصلاح طلب باشیم، درست مانند حسین بی علی.

 روشنفکرانه ترین تصویر ملی مذهبیها و اصلاح طلبان از امام حسین  الگوبرداری از شاه سلطان حسین است. با این تئوری نه حکومت با ما کار دارد، نه جان کسی به خطر می افتد. والسلام، شیعه تمام.
……………………………………………………………………………………

*غذای سنتی خراسانی ها. کمجوش یا کمه‌جوش، نوعی سوپ که با سائیده یا خمیر کشک درست می شود

One Response to “پروسه تکاملی امام حسین”

  1. ننگ باد بر امثال تو با این ذهن پلیدت. کی نسل کوته قکران و ظاهر بینان و بی خردان و جاهلانی چون تو از این خاک وطن زدوده خواهد شد…

Leave a Reply