بنی صدر، تنها رئیس جمهور، رئیس جمهور تنها

khobregan_roye_zamin_neshastane_taleghani_va_bani_sadr_963637280   آقای بنی صدر اولین و تنها رئیس جمهوری است که با رأی مستقیم مردم انتخاب شد. رؤسای جمهور بعدی ولو  آرای  اکثریت مردم را بدست آورده باشند، خود پیشاپیش منتخب بدنه مافیائی قدرت بوده اند و درصدی از مردم بدلیل غیبت گزینه ایده آلشان  ناگزیر از گزینشی ثانوی بوده اند و همواره با شعار«دفع افسد به فاسد»، ترجیحاً به«انتخاب بد از بدتر» پرداخته اند. رأی دهندگان اولین دوره ریاست جمهوری بخوبی اذعان دارند که بدنه حکومت  و مثلث بهشتی-خامنه ای-رفسنجانی از موافقان بنی صدر نبودند و مشخصاً کاندیدای دیگری مورد نظرشان بود.

   اگر چه آقای بنی صدر شهرت فراگیر خود را مرهون همراهی خمینی و عضویت در شورای انقلاب و… میبود، اما، او چهره و گزینه مورد نظر بدنه مافیائی حاکمیت نبود.  او آرائ اکثریت مردم  را شخصاً و بواسطه سخنرانیها و نفوذ کلام خویش در توده مردم و قشر تحصیل کرده بدست آورد. خمینی  مجبور به تمکین و تأئیدهائی از او شد که متعاقباً همه را پس گرفت. برخلاف برداشت احتمالی از مقدمه این گفتار که اشاره ای به حقایق دارد، هدف  نه تمجید که انتقاد از آقای بنی صدر میباشد.

   هرگاه سخن از انتقاد به میان می آید اذهان و توجه افراد بسوی مخالفین فرد انتقاد شونده معطوف میشود زیرا بیشتر مردم انتقاد را  مرادف مخالفت و ضدیت می گیرند، نه روشی برای اصلاح و تعدیل. درنتیجه، اینگونه برداشت می شود که اگر از شخص یا گروه و اندیشه ای انتقاد کردید لزوماً مخالف یا رقیب آن هستید. حتی بیشتر روشنفکران و پیشگامان امروز فرهنگ سیاسی ما انتظار ندارند که از گروه یا فرد همفکر و همسوانتقاد شود، زیرا اینگونه استدلال می کنند که ممکن است مورد سوء استفاده رقیب یا دشمن قرار بگیرد و از سوی دیگر موجب تضعیف گروه یا فرد همفکر بشود.  اما درباره آقای بنی صدر چنانچه انتقادی وجود داشته باشد نوبت به مخالفین نخواهد رسید.

   تاکنون هرچه انتقاد از سوی مخالفین آقای بنی صدر مطرح شده، آشکارا چیزی جز بهانه گیری، توقع بیجا و نق زدنهای تکراری و بیهوده نبوده است. بزرگترین و سهمگینترین انتقادی که هنوز هم بر شانه های آقای بنی صدر سنگینی می کند میبایست از سوی دوستان، همفکران، هواداران و جریانات همسو مطرح میگردید که عدم طرح آن دلیلی جز آنچه گذشت نمیتواند داشته باشد، «سوء استفاده مخالفین یا تضعیف دوست.» و امروز می بینیم که دوست تضعیف شده و مخالفین نیز بهره برداری لازم را کرده اند.

   اشعه ای که از موی زنان ساطع می شود، بوسیدن دست خمینی، از پای در نیاوردن پوتین …، خروج از کشور با لباس زنانه، ادامه انتشار روزنامه انقلاب اسلامی وو…، اینها امهات ایراداتی هستند که از سوی مخالفین مطرح شده و می شود. علیرغم جواب، توضیح یا انکار و استدلال آقای بنی صدر، منتقدین هنوز هم آنها را تکرار می کنند و از تکرار و طرح آن خسته نمیشوند، زیرا، آنان بدنبال تحقیق،  درک و حلاجی وقایع از روی دردمندی و نتیجتاً خواهان یا جستجوی راهکاری نبوده اند.

   در مقایسه با عملکرد و موضعگیری عملی و گفتاری چهره ها، شخصیتها و سیاسیون بیرون و درون حکومت از آغاز تاکنون، چنانچه این چند انتقاد و ایراد وجود نمی داشت گویا آقای بنی صدر میتوانست یا میباست فرشته ای باشد و کوتاهی کرده است و این برداشتی است که از درون و مجموعه انتقادات مطرح شده از سوی مخالفین استنباط میشود، زیرا بفرض درستی همه آن انتقادات و نادیده گرفتن توضیحات آقای بنی صدر، آدم می ماند که یعنی این شخص با موقعیت و جایگاه سیاسی اجتماعی منحصر بفردی که داشت جز این چند فقره، عیب و ایراد دیگری نداشته است؟! اگرتنها به سخن و انتقاد مخالفین ایشان بسنده شود، ناگزیرازایشان اسطوره ای قابل ستایش ساخته می شود. چنین نیست، اما این تصویری است که از سوی مخالفین ایشان به ذهن متبادر می شود.

    آیا اگر آقای بنی صدر دست خمینی را نمی بوسید، در مورد موی زن حرف نزده بود، از پوتین سربازان چیزی نمی گفت و با لباس زنانه هم سوار هواپیما نشده بود و نام انقلاب اسلامی را از روزنامه اش حذف می کرد و مثلاً نام شاهپور و شاپور* را جابجا نمی گفت، امروز دیگر هیچ انتقاد و ایرادی مطرح نبود و از ایشان انتظار دیگری نمی رفت؟ آیا تمام ادعاهای منتقدین صرفاً موکول و مربوط به «نبایدها» می شود و در مورد «بایدها» هیچ سخنی برای طرح وجود ندارد؟  اگر چنین باشد یا آقای بنی صدر فردی بسیار ایده آل و منحصر به فرد می باشد، و یا اینکه دیگر شخصیتهای سالهای اخیرهمگی پیامبران اولی العزم و معصوم بوده اند.

   آقای بنی صدر با اندک سکوت و مماشات سیاستمدارانه وعوام پسند در برابر خمینی و بدنه مافیائی سیستم حاکم، می توانست همه حکومت را از آن خویش داشته باشد اما اینکار را نکرد. مخالفین هر گز به این موضع گیری آقای بنی صدر توجه نکرده اند. در غیر اینصورت ذهن و زبان خویش را به انتقادی اساسی و سازنده معطوف می کردند. مدت کوتاه ریاست جمهوری ایشان پر است از گفتار و انتقادهای تیز و تندی که وی صریحاً بدنه اصلی حاکمیت و چهره های دیکتاتوری امروز را نشانه می گرفت. دعوت به بحث آزاد و مناظره، لبه تیز تیغ مبارزه طلبی ایشان بود که فراگیر اذهان توده مردم شده بود و این نشان از دموکراسی خواهی و تسلط و باور ایشان داشت به آنچه می گفت یا می خواست.

    مخالفین آقای بنی صدر غالباً به روش هواداران رژیم از وی انتقاد یا خرده گیری، و همواره به قصد تخریب و تضعیف ایشان بهانه گیری کرده اند در حالیکه انتقاد اساسی و جدی به آقای بنی صدر این است که  وی تنها چهره ای است که میتوانست با تشکل و یکپارچگی گروههای آزادیخواه، چالشی بسیارجدی برای حکومت بوجود بیاورد، اما، این کار را نکرد و کسی هم انتقاد نکرد و نپرسید که چرا؟  «چرا»ئی که میبایست از سوی دوستان و هواداران مطرح میشد. چرا؟!؟

*در مورد شاپور بختیار.  انتقاد میشود که چرا آقای بنی صدر او را شاهپور نامیده.

One Response to “بنی صدر، تنها رئیس جمهور، رئیس جمهور تنها”

  1. هموطن عزیز، این حرف شما بسیار بجا است ، اگر شما این نقد را نه به آقای بنی صدر، بلکه به تمامی کسانی که خود را مردم فرهیخته ، و روشنفکر می دانند، و بدلایل مختلف از همکاری با آقای بنی صدر سر باز زده اند. هیچ احتیاجی به تشکل بوجود آوردن و این جور چیزها هم نبود. مثلا آقای ابراهیم نبوی چندین سال قبل یک مصاحبه با آقای بنی صدر داشتند فکر می کنم سال ۸۱ ، یا ۸۲. این مصاحبه بالاخره بعد از ۴ یا ۵ سال بعد آن هم توسط یک شخص دیگری که حضور داشت ، یا همکار ایشان منتشر شد و در یوتیوپ هست. اولا از این جور مصاحبه ها باید بیشتر بشود، و ثانیا اگر واقعا خبرنگاری بدنبال آگاه کردن مردم است، نمی تواند ۵ سال روی یک مصاحبه بنشیند. البته گروههایی هم هستند که با ایشان همکاری می کنند، و این مصاحبه ها و سوال و جوابها را آنها منتشر می کنند. و البته دستمزدشان ازاین کار، فحش خوردن از همان گروهی است که شما در مقاله خود اشاره نمودید.

Leave a Reply