مبارزات فرمایشی

به جای تعویق شش ماهه عیدی کارمندان، دارندگان تلفنهای همراه ملزم به پرداخت پیشاپیش عیدی به حکومت شده اند. این موضوع بهانه ای شد بر حاشیه روی نه چندان بی ربط.

همه خطوط تلفنهای همراه  که از مخابرات سپاه سرویس می گیرند قطع و برای وصل مجدد ملزم به پرداخت 9000 هزار تومان جهت کمک به حکومت بشار اسد شده اند. این خبر مربوط به اصفهان میباشد و از دیگر جاهای کشور اطلاع مشابهی در دست نیست اما آنچه مسلم است این موضوع مربوط به همه کشور می شود.

روشن است که اشاره به حکومت بشار اسد جنبه طنز دارد اما وقتی میلیارد میلیارد ثروت این مردم را به جیب حکومت بشار و باجگیران خامنه ای سر ریز می کنند،  این اشاره طنز آمیز سخن از حقیقتی می گوید که به زبان اعداد و ریاضی  خیلی هم درست و جدی است. اگر حکومت پول مفت بادآورده نداشته باشد نمی تواند برای خودش حامی و طرفدار بخرد. اگر کیسه حکومت زیاد پر نباشد در استخدام تروریست  وتظاهرکننده ساندیس خور دچار مشکل می شود. پس جیب حکومت به هر صورتی پرشود پشتوانه حاتم بخشی ها و هوادار خریدنهایش می شود. حالا شما فکر می کنید پول سهم امام و نذورات سر ریز شده در ضریح امام رضا و صندوق صدقات هزینه کشتار مردم سوریه نمی شود؟!

ازاعتراضات انتخابات 88 به این سو بارها سخن از مبارزه منفی و نافرمانی مدنی شده است، اما، کسی از خود نپرسیده که آیا مردم  پذیرای چنین کاری هستند. مثلاً اینروزها در شعارهای رضا پهلوی توصیه نافرمانی مدنی زیاد به چشم می خورد.  آیا کسی حاضر از داشتن خط تلفن موبایل چشم پوشی کند و با پرداخت 9000تومان آب به آسیاب دشمن نریزد؟ از شاهزاده رضا پهلوی باید پرسید که چنین امری چگونه ممکن و مقدور است. آیا ساده اندیشی  نیست که افراد را به از دست دادن داوطلبانه چیزی دعوت  کنیم که می بینند دیگران در بدست آوردنش  از همدیگر سبقت هم می گیرند؟!

با این  ترفند حکومت می خواهد با تغییر در سیستم کارتهای موبایل آنها را تحت کنترل و رد گیری کامل در آورد و در عین حال هزینه گستردن  این دام را نیز از کسانی بپردازند که  باید در آن گرفتار بشوند. اینکه مردم ما چقدر آمادگی دارند تا  حکومت ستمگر و غارتگر را علیه خودشان تقویت نکنند جای بسی نومیدی است زیرا صف های طویل پرداخت پول  حکایت از آن دارد که مردم ما  به چنان رشد و آگاهی نرسیده اند که برای نجات کشور و نسل آینده خویش اندکی فداکاری بکنند. این در حالی است که ما انتظار داریم حکومتهای بیگانه برای پشتیبانی از مردم ایران  روابط تجاری خود با رژِیم را قطع  واز منافع خود چشم پوشی کنند. آیا کسانیکه از بیگانه انتظار کمک دارند حاضرند خودشان نیز متحمل اندکی زیان و سختی بشوند؟!

در اصفهان بدون اخطار قبلی همه خطوط موبایل مربوط به مخابرات سپاه قطع* و فعال سازی دوباره آن مشروط به پرداخت 9000 تومان شده است. برای این کار هیچ توجیه منطقی وجود ندارد. با توجه به گرانی و سرکیسه کردن بی حد و حساب مشترکین چنانچه فرض محال را بر نیاز تکنیکی به چنین هزینه ای قرار بدهیم، این هزینه بر عهده واحد مخابرات میباشد و نه مصرف کنندگان.

در زمان وزارت غرضی وقتی از او پرسیدند که چرا در ایران یک خط موبایل بیش از هزار دلار  فروخته می شود در حالیکه در اروپا  به صرف تعهد آبونمان تنها(یعنی مجانی)، خط موبایل واگذار می شود.  آقای غرضی گفته بود: «می خرند، ما هم می فروشیم.»  یعنی اینکه کار گزاران و مسئولان حکومتی به مردم  به دید مشتری و خریدار نگاه می کنند. آنهم مشتری و خریداری که مجبور است از یک بازار بسته و از یک فروشنده انحصاری و بدون رقیب خریداری کند.

از «ولی نعمت» و شعارهای دروغی که سر می دادند هیچ خبری نیست. حکومت هر گز به فکر رفاه و فراهم کردن خدمات سریع و ارزان برای مردم که نیست هیچ، بلکه در اتاقهای توطئه دولت و نهاد های وابسته، دائم به فکر دام و تله گستردن برای سرکیسه کردن هر چه بیشتر مردم هستند و لا غیر. « می خرند، ما هم می فروشیم» نیازی به گفتن ندارد که که اگر مقدورشان  باشد، سقفی برای فروششان وجود ندارد و برای ارزش یک کالا تنها  جو روانی و عرضه و تقاضای  بازار است که تعیین قیمت می کند، نه هزینه ها  و سود متعارف آن فرآورده.  دولت نیز نقش یک فروشنده را دارد، نه نماینده و وکیل مردم.  در این راستا،  خدمت به مردم، قدرت خرید، رفاه و آسایش و توازن و برابری مردم  در برخورداری از فرآورده ها و امکانات،  مطلقاً مد نظر دست اندرکاران نبوده  و نیست و شعار «مردم ولی نعمت ما هستند» صرفاً جملات فریبنده ای برای سخنرانی خمینی  خامنه ای و فرصت طلبان پیرامون آنها بوده است و لاغیر.

سال 2000 میلادی  در چند کیلومتری مرزهای ما  یک شهروند ترکیه با پرداخت ده دلار به سرعت خریدن یک کیلو پرتغال  صاحب یک خط تلفن موبایل میشد. در همان زمان در ایران میبایست  یکشبانه روز  در صف طویل ماند تا با پرداخت نزدیک به هزار دلار یک خط موبایل خریداری کرد. آنهم برای چند ماه یا سال بعد. امروز  حکومت ناگزیر شده است که خدماتی را ارزانتر از قبل عرضه  کند و از اینکه مردم بتوانند بدون پرداخت هزینه های سنگین  از تلفن و دیگر امکانات استفاده کنند دل خوشی ندارد.

بسیج، سپاه، نهاد های اداری و دولتی و شهرداریها  بیشترین ابتکار و هوش و حواس خود را مصروف چگونه سرکیسه کردن مردم می کنند واین ادعائی نیست که نیاز به ارائه مدرک و نمونه باشد. مردم هر روزه شاهد هستند و با پوست گوشت آنرا لمس می کنند. اما انتظار اینکه  مردم  منافع آنی خود را نادیده انگارند حماقت و ساده اندیشی زیادی را می طلبد. باید توجیه و امیدی ملموس پشتوانه محرومیت داوطلبانه مردم باشد تا افراد لمس کنند که سود آنها در محرومیتی است که در مقابله ومبارزه منفی با حکومت می پذیرند. یعنی اگر کالائی را نخرند، ارزان تر خواهند خرید. اگر در کاری شرکت نکنند تنها نخواهند بود. اگر با نخریدن و محرومیت از تلفن به مبارزه منفی پرداختند، تنها نیستند و یک روح جمعی اقدام به چنین کاری را تجویز کرده  و محرومیت آنان اثر گذار خواهد بود. اگر توقف کردند  دیگری سبقت نخواهد گرفت و کار آنها مفید بوده و ارزشگذاری خواهد شد. این چیزها میسر نیست مگر با رهبری و سازماندهی

کدام رهبری و کدام سازماندهی
بدون رهبری و در نبود احزاب و سازمانهای سیاسی کارآ،  از مردم انتظار فداکاری، تقابل و یا مبارزه منفی داشتن  بیجا و خیالپردازی بچگانه ای  بیش نخواهد بود. این چیزی است از نظر همه چهره ها و رانت خوارهای سیاسی مخالف حکومت نادیده گرفته می شود و به جای تلاش در سازماندهی و هماهنگی نیروهای مردمی، به سخنرانی و منبر داری می پردازند و از مخاطبین خود انتظار دارند که بدون فراهم بودن سازو کار بدیهی و ضرور، با حکومت به مقابله و مبارزه منفی برخیزند. انقلاب فرمایشی، رهبری فرمایشی، سازمان و تشکل فرمایشی و مبارزه فرمایشی.

رضا پهلوی از آنگوشه دنیا، آقای بنی صدر از اینطرف، گروه های پر و بال شکسته و چهره های سیاسی آزاد و وابسته هرکدامشان را که بنگرید فرمان صادر می کنند: مردم بروید، بکنید، بیائید، نروید، باید بروید، مردم اگر میخواهید فلان شود باید بهمان بکنید ووو. اما هیچکدامشان گامی در جهت سازماندهی و هماهنگی مردم بر نمی دارند بویژه که شرایط موجود امروز کشور از نیروهای خارج از کشور انتظار بسیار بیشتری دارد تا مردم داخل.

این آقایان همگی هنوز در دوران و با روحیه ملوک الطوایفی دو سه قرن پیش زندگی می کنند و از مردم انتظار دارند که چون گله گوسفند با هِی هِی آنها به این سو و آن سو بروند. غافل از اینکه آقای خامنه ای که که انتخابات فرمایشی برپامی کند پیشاپیش ساز و کارش را فراهم کرده و اینطور نیست که با هی هی کردن و بدون تمهیدات لازم کاری از پیش ببرد.

چهره های نامبرده و نبرده ای که از مردم انتظار شرکت در یک انقلاب یا اصلاحات فرمایشی دارند، خود بیش از هر کس و هرچیز عامل توقف و کندی حرکت مردم که می شوند هیچ ، بلکه مانع از زایش و باروری اندیشه تشکل و سازماندهی در بین مردم می شوند.

گهگاه افراد و نهادهای خارجی اعم از دولتی یا خصوصی و ان جی او ها   پیدا می شوند که جهت مبارزه با رژیم کمک مالی ارائه می کنند که این کمکهای مالی نیز تیر سه شعبه ای است بر پیکر اپوزیسیون وجنبش مردم :

1- کسانی به این کمکها دسترسی پیدا می کنند که  اگر نفوذی و همکار رژیم نباشند یا اهل مبارزه نیستند و اراده آنرا ندارند، یا فرصت طلبانی هستند که بواسطه زمینه سازیهای قبلی و بهره برداری از وساطت دیگران صرفاً جهت کسب درآمد، بهانه و محفلی درست کرده اند. بدین طریق کمکی که نمیکنند هیچ، سد راه دیگران نیز میشوند.

2- کمکهای اهدائی معمولاً از طرف حکومتها یا مؤسساتی پرداخت میشود که پیشاپیش دستورالعمل سیاسی خاصی را هم دیکته می کنند و این خود عامل جدائی، بدبینی و نتیجتاً عدم همبستگی نیروهای مخالف حکومت می شود.

3- حکومت بهانه خوبی پیدا می کند تا نیروهای مخالف خویش را جیره خوار و وابسته بیگانگان معرفی کند. این خوراک تبلیغاتی و توجیه عوام پسند برای  توده مردم در داخل کشور همواره بهانه ای بوده تا  حکومت هر منتقد و آزادیخواهی راجاسوس و عامل بیگانگان معرفی کند. آش نخورده و دهن سوخته. کوچکترین ضربه ای که اینگونه کمکها به جنبش مردم ایران می زند«بدنامی»است. حال چه باید کرد؟

Leave a Reply