سیّدِ «ازخر پریده»ـ

2mojtaba-52

از شغال* پرسیدند هنگام دویدن زوزه هم می کشی؟ پاسخ داد که: پس از امامت این «سید از خر پریده» هرچیزی ممکن است.ـ


در زمان خلیفه متوکل عباسی کاروانی به قصد زیارت کربلا عزم سفر کرد. در راه خبر آوردند که بر دروازه های شهرها گزمه و عسس و جاسوس گماشته اند که فرزندان علی را دستگیر کرده و به سیاهچال بیاندازند. از کاروانیان هر کس نشان و مدرکی حاکی از نسبت و بستگی به محمد و آل علی بهمراه داشت بر زمین افکند و بلا از خود دور ساخت. گروهی از حرامیان و راهزنان از پس آن غافله سر رسیدند و با دیدن اشیائی که بر زمین ریخته بود از خرهای خود به پائین پریدند و آن نشانه ها را برگرفتند. رئیس حرامیان گفت : این نشانها را حفظ کنید که روزی به کارمان خواهد آمد. این بود که آن حرامیان با پریدن از «خر» نسب سیادت کسب کردند و به جای «کاروان دزدی» در بیابان،  در شهر و دارالعماره به سر کیسه کردن مردم پرداختند. از آنروز، دیگر «سیدِ آلِ علی» پنهان گشت و«سیدِ از خر پریده» پدیدار.*
………………………………………………………………….

*از هنگامیکه این حکایت به رشته تحریردرآمده، صدها دزد و راهزن  به تکذیب یا تصحیح این گفته  برخاسته، اعاده حیثیت کرده اند که : «اولاً، آنهائی که نشانه های سیادت و مدارک انتساب به آل علی را از زمین برگرفتند جاسوسان و فرستادگان خلیفه متوکل بودند که به تعقیب فرزندان بوتراب گماشته شده بودند نه دزدان و راهزنان، که ما دزدان و اجدادمان هرگز سرشتی چنین ناپاک نداشته ایم که اعمال زشت خویش به حساب فرزندان علی بگذاریم و نام نیک آن بزرگان را دستمایه کارهای ناپسند خویش بکنیم. دوم اینکه، آن فرومایگان بر اسب سوار بودند و نه الاغ.

اما، قدر مسلم این است آن «پریدن» از روی خر یا اسب، هرچه بود  آل علی را برسکوی اتهام نشاند و امت محمد را بر پرتگاه تشکیک دین حق، که اگر فرزندان و نوادگان آل علی از قماش خمینی و خامنه ای و خاتمی باشند، پناه بر یزید و آل بوسفیان.

ح . درویش

Leave a Reply