سید «ازخر پریده»ـ

شغال را گفتند چگونه است که هنگام دویدن زوزه هم می کشی؟ جواب داد: پس از امامت این سید از خر پریده هیچ کاری عجیب نیست. گفتند سید از «خر پریده» چگونه سیدی است؟   گفت :

در زمان خلیفه متوکل عباسی کاروانی به قصد زیارت کربلا عزم سفر کرد. در راه خبر آوردند که بر تمام دروازه های شهرها گزمه و عسس و جاسوس گماشته اند که فرزندان علی را دستگیر کرده و به سیاهچال بیاندازند. کاروانیان هر کس نشان و مدرکی حاکی از نسبت و بستگی به محمد و آل علی بهمراه داشت بر زمین افکند و بلا از خود دور ساخت. گروهی از حرامیان و راهزنان از پس آن غافله سر رسیدند و با دیدن اشیائی که بر زمین ریخته بود از خرهای خود به پائین پریدند و آن نشانه ها را برگرفتند. رئیس حرامیان گفت : این نشانها را حفظ کنید که روزی به کارمان خواهد آمد. این بود که آن حرامیان با پریدن از «خر» نسب سیادت کسب کردند و به جای «کاروان دزدی» در بیابان،  در شهر و دارالعماره به چپاول آشکار اموال مردم پرداختند. از آنروز دیگر «سیدِ آلِ علی» پنهان گشت و«سیدِ از خر پریده» پدیدار.***
………………………………………………………………….

***از هنگامیکه این حکایت به رشته تحریردرآمده، صدها دزد و راهزن  به تکذیب یا تصحیح گفته آن شغال بخت برگشته برخاسته و اعاده حیثیت کرده اند که : «اولاً، آن گروهی که نشانه های سیادت و مدارک انتساب به آل علی را از زمین برگرفتند جاسوسان و فرستادگان خلیفه متوکل بودند که به تعقیب فرزندان بوتراب گماشته شده بودند نه دزدان و راهزنان، که ما دزدان و اجدادمان هرگز سرشتی چنین ناپاک نداشته ایم که اعمال زشت خویش به حساب فرزندان علی بگذاریم و نام نیک آن بزرگان را دستمایه کارهای ناپسند خویش بکنیم. دوم اینکه، آن فرومایگان بر اسب سوار بودند و نه الاغ، اما، قدر مسلم این است آن «پریدن» از روی خر یا اسب، هرچه بود  آل علی را برسکوی اتهام نشاند و امت محمد را بر پرتگاه تشکیک دین حق، که اگر فرزندان و نوادگان آل علی از قماش خمینی و خامنه ای باشند، پناه بر یزید و آل بوسفیان.

Leave a Reply