سالگرد جنبش سبز

از اولین نشانه های افول جنبش سبز و از تقریباً بعد از تظاهرات عاشورا، حقیر به طور مکرر می گفتم و می نوشتم که بدون فراخوان اعتصابات عمومی جنبش سبز پویائی خود را از دست خواهد داد و امروز این موضوع ثابت شده است. البته این گفته خیلی ها را خوش نمی آید و حق هم دارند چون پذیرش  بر باد رفتن آنهمه پتانسیل وشور آزادیخواهی چنان ناخوشایند است که حقیر نیز مستثنی از آن نیست.

اینروزها وقتی رهبران جنبش سبز از برگزاری سالگرد ۲۲خرداد حرف می زنند حکایت از این می کند که آن جنبش دیگر وجود ندارد و مرده ای را میماند که در سالگرد فوتش مراسم یاد بود و بزرگداشت برگزار می کنند. آنان به جای اتخاذ روشها و تاکتیکهای جدید برای مقابله با به روزمرگی افتادن جنبش، حرف از برگزاری سالگرد و یادبود می زنند چنانکه بر هرچشم تیز بین و عقل دور اندیشی روشن است که بسنده کردن به سالگرد و یاد روز، نشان از زبونی و درماندگی کسانی دارد که هرچند خوب و دوست داشتنی و هرچند مردمی و درستکار، اما در میدان مبارزه تکلیف خود را با دوست و دشمن معلوم نکرده اند و پهلوانی را میمانند که توان  ادامه مبارزه را ندارد اما، می خواهد بدون قبول شکست میدان را ترک کند.

پس از تظاهرات عاشورا و پس از سرکوبها و عدم تمکین حکومت ستمگر، وارد شدن به مرحله اعتصابات عمومی، هم زمان میسر و فراهمی را داشت، وهم ضرورتی انکار ناپذیر، زیرا، بر همه آشکار شده بود که حکومت به هیچ قیمتی قصد تمکین و برسمیت شناختن اکثریت قاطع مخالفینش را ندارد و با گذشتن از بحران اعتراضات در مناسبتهای ملی مذهبی، روز بروز کارآزموده تر و جسور تر میشود.

برای حرکت خود جوشی که رهبری حزبی و سازمانی ندارد و  دارای کانون متمرکز و مشخصی برای تصمصم گیریها نیست و رسماً  فاقد کوچکترین ارگان خبری و ارتباطی میباشد، نمی توان انتظار داشت که مردم به طور نامحدود در زیر ضربات مختلف دشمن مقاومت کنند و در صحنه بمانند. این در حالی است که دشمن روز بروز آبدیده تر شده و بر امور مسلط تر می شود و روشهای سرکوب و زمین گیر کردن مردم را تجربه کرده و بهبود می بخشد،از طرف دیگر، در نتیجه بدست نیاوردن یک نتیجه حداقلی،  مردم روز بروزنومید،  فرسوده تر و خسته تر شده و با مشاهده سرنوشت مبهم  جانباختگان و شکنجه شدگان در بند حکومت، در سرازیری انفعال و نومیدی خواهد افتاد. فراخوان اعتصابات عمومی، تنها و تنها روشی بود که با اتخاذ آن می شد هم حکومت را به تمکین وادار کرد و هم مردم را امیدوارانه در صحنه نگهداشت.  این فرصتی بود که رهبران از دست دادند و نتیجه آنرا در ۲۲بهمن مشاهده کردیم.

البته دور ذهن هم نیست که رهبران ماهیتاً با خواست و اراده مردمی بیکانگی دارند و اساساً با تحول بنیادین جامعه مخالفند و این حقیقت در شعارهایشان نیز آشکار است زیرا، همواره حرف از بازگشت به آرمانهای امامشان می زنند. آرمانی که نه هرگز وجو داشت و و اگر هم چیزی در حد حرف زده شده بود هر گز به مرحله نمود عملی رسید. در واقع آنچه از آرمانهای آن امام  نمود پیدا می کرد یا کرد، تدارک وزمینه سازی رفتن به سوی پرتگاهی بود که امروز در آن سقوط کرده ایم.  تازه، همان مقدار از شعارها و حرفهای بی اساس و متناقضی که از خمینی نقل می شود و سمبل آرمانهای رهبران جنبش قرار گرفته، چندین برابر آن،  گفته ها و موضعگیریهائی از خمینی وجود دارد که روشها و سیاستهای حکومت را تأئید می کند.

آقای موسوی در همین یکی دو روز اخیر حتی حرف از عدم تمایل به در دست گرفتن حکومت و قدرت زده است. یعنی حتی از موضع کاندیداتوری برای گرفتن پست ریاست جمهوری  نیزکاملاً عدول کرده و کسی هم از خود نمی پرسد که مگر رئیس جمهور بدون قدرت و حکومت هم داریم!. کسی هم ازایشان نمی پرسد که  آقای موسوی، مگرریاست جمهوری را برای وعظ اندرز می خواستی؟ یا حالا که میخواهی با زیرآبی از میدان مبارزه خارج شوی این را می گوئی؟  عقب نشینیهای گام به گام و تاکتیکهای حمله به عقب ایشان نشان میدهد که در محذور مردم مانده و می خواهد با به روزمرگی انداختن جنبش و با برگزاری مراسم سالگرد، مردم را خوشدل به فاتحه خوانی و مجلس ترحیم کرده و بدون جلب توجه و ایجاد سوال صحنه را ترک گوید، زیرا او در راه یک عمل انجام شده ای قرار گرفت که برای خروج ازآن چاره ای ندارد جز اینکه به دور باطل و رسیدن به جای اول بسنده کند. جای اول، همان سالگرد و پایان در نقطه آغاز میباشد. هما ن چیزی که وعده اش را داده. بدین روش از محذور اخلاقی مردم نیز خارج می شود. مردمی که متحمل خسارت جانی و مالی فراوانی شدند و به امید رسیدن به آزادی و حقوق اولیه خود از هیچ کوششی فرو گزار نکردند. سالگرد یعنی پایان و سالگرد جنبش به ثمر نرسیده معنائی جز سکون و پایان ندارد. باشد تا انتخاباتی دیگر و فریبی دیگر

ح درویش

۳ Responses to “سالگرد جنبش سبز”

  1. بابا جان جنبش سبز تو خونه هاست تو دلهاست تو مغزهاست به صرف خیابونا نیست که حالا فراخوان لازم داشته باشه یا نه.
    اینو یادت باشه که این محبوبیت موسوی نبود که ما رو آورد بیرون، عدم رضایت از وضع موجود ما رو بیرون آورد ، موسوی فقط بهانه بود. اگه به ظاهر کسی بیرون نیاد من یکی خوشحالترم چون این نشونه تخریب عمقی است که تو خونه ها داره شکل میگیره و اینده حکومت رو عمیقتر به نابودی میکشه. همیشه حق به حق دار میرسه چه با تظاهرات چه بدون اون  

  2. @پویا
    انشاء الله

  3. سالگرد جنبش سبز…

    بدون فراخوان اعتصابات عمومی جنبش سبز پویائی خود را از دست خواهد داد و امروز این موضوع ثابت شده است….

Leave a Reply