دورنمای جنبش سبز

امروز دیگر روشن شده است که بدون اعتصاب عمومی، تکیه تنها به اعتراضات خیابانی و بهره برداری از مناسبتهای ملی و مذهبی، جنبش سبز را به جائی رهنمون نخواهد شد جزفرسودگی، نومیدی، انفعال و شکست. طبیعت حکومت حاضر طبیعتی است بحران زیست و با توجه به حمایتهای کشورهای خارجی، اعتراضات خیابانی نه کارساز خواهد بود و نه ابدی. البته دور از ذهن نیست که فراخوان اعتصاب عمومی  مربوط به کانون  یا رهبری یک جنبش اعتراضی میباشد که موضع گیری آشکا و روشنی از خود نشان داده باشد، که متأسفانه آقای موسوی و کروبی صرفآ یک معترض انتخاباتی هستند و بس.

حکومت حاضر، میکروبی را میماند که نسبت به  دارو مصونیت حاصل کرده. تکیه مطلق بر اعتراضات خیابانی و مناسبتهای ملی مذهبی تنها باعث فرسودگی و ضعف بدن بیمار میشود و نه عامل بیماری(میکروب). فرسودگی بدن بیمار چیزی نیست جز همان انفعال و سرخوردگی نیروها و به هدر دادن پتانسیل جوشانی که تا امروز پویائی خود را حفظ کرده است، اما ابدی و نامحدود نخواهد بود.

تاکتیک مجرد تظاهرات خیابانی و شعار نویسی و نشان دادن موج اکثریت مخالفان، در کشورهای دموکراتیک کارائی دارند و این در حالیست که در کشورهای دموکراتیک احزاب آزادی وجود دارند که نقش رهبری حرکت را بازی می کنند و در فضا و شرایطی برابر حکومت را به چالش می کشند. اما در کشوری که رسماً هیچ حزب و سازمان آزاد و مستقلی وجود ندارد، تکیه تنها به اعتراضات خیابانی، دورنمائی جز انفعال و سرخوردگی را نماینگر نیست.

در غیاب احزاب و نشریات و رادیوتلوزیون آزاد و مستقل، حکومت ایران حریف بی رقیبی را میماند که با خود مسابقه می دهد. چنانچه شکست بخورد باز برنده اول و دوم مسابقه خود اوست. اعتراضات و تظاهرات روزهای پس از انتخابات نشان داد که چنانچه ادامه می یافت اکثریت مطلق مردم را در بر می گرفت، اما در برابر چنان اکثریت و اعتراضات بزرگ و بی نظیری، حکومت حتی یک قدم عقب نشینی که نکرد هیچ، بلکه طلبکار هم شده و بر دامنه بگیر ببندها خود نیز افزوده است، طوری که امروز از تسویه مطلق دانشگاه و ادارات حرف می زنند و حتی یکی از شروط استخدامی افراد را سوگند وفاداری یه دستگاههای سرکوب موجود اعلام می کنند. یعنی اگر روزی یک کارمند در تظاهرات غیر حکومتی شرکت کرد بدون دادگاه و محاکمه محکوم خواهد بود. محکوم به شکستن سوگند ونقض تعهد وفاداری ای که خود پیشاپیش زیرش را امضاء کرده است.

با توجه به اینکه حکومت قدمی عقب نشینی نمی کند و فضا را تنگترنیز خواهد کرد، امیدی به فعالیت احزاب رسمی و اسمی موجود سابق نیز نیست، چه رسد به اینکه نطفه تشکل و سازمانی نو گذاشته شود. بنابراین اگر خوشباورانه به مسائل نگاه کنیم، آیا حرکت مردمی خودجوش که نه کادر و تشکیلات رهبری دارد، و نه حزب و ارگان حزبی و تبلیغاتی، تا کی و تا کجا قادر به ادامه راه خواهد بود؟ احزاب و سازمانهای رسمی موجود که عمدتاً شهرت و فراگیری خود را وامدار چهرهای حکومتی سابق میباشند، در مواجهه با احزاب و گروههای سیاسی بالقوه، خود نقش حکومتی در سایه را ایفاء می کنند که مانع از رشد نمو و یا اظهار وجود هر حرکت متشکل دیگری خواهند شد، بطوریکه خود حکومت نیازی به قلع و قمع آنان نخواهد داشت.

پرداختن به اندیشه اعتصاب عمومی وزمینه سازی داخلی و خارجی آن بمراتب از اهمیت بیشتر برخورداراست تا گرم کردن بازار چهارشنبه سوری و اعتراضات مناسبتی. مگر در طول سال چند چهارشنبه سوری داریم؟ چند روز قدس، شانزده آذر، یا عاشورا و هیجده تیر داریم؟  حکومت همه اینها را به ساده گی و با تنگتر کردن فضا، پشت سر گذاشته و خواهد گذاشت، درحالیکه برای پیشامدهای آینده، حکومت آماده و کارآزموده تر خواهد بود و مردم فرسوده تر. بنابراین،  پتانسیل و پویائی جنبش مردم  را باید هر چه زود تر به سوی اعتصابات عمومی رهبری کرد، جز این باشد، فرسودگی و انفعال چیزی نیست که با حرف و شعار پیشگیری شود. حکومت این واقعیت را خوب میداند و به امید آن بنشسته است. این هشداری است که اگر امروز مورد توجه قرار نگیرد فردا خیلی دیر خواهد بود.

ح درویش

One Response to “دورنمای جنبش سبز”

  1. اعتصاب اعتصاب- مدرسه ی انقلاب

Leave a Reply