راه کار آخوند
منطق پذیرفته شده، روش قضاوت و اداره مردم و کشور در طی سی سال گذشته دقیقاً همان چیزی بوده است که از مهمترین تریبون حکومت اعلام می شود و نه آن مفادی که در قانون اساسی و در احکام اسلام یافت می شود. بشنوید
آقای طالقانی با تشکیل عجولانه مجلس خبرگان و تدوین و تصویب قانون اساسی مخالف بود. به همین دلیل و به عنوان اعلام مخالفت خویش از نشستن بر صندلی های مجلس خود داری می کرد و وقتی مورد سئوال قرار گرفت که چرا روی زمین می نشیند جواب داد که: “جریمه اش را می دهم“. اومی گفت که هر آیه ای از قرآن می تواند سر فصل قانونی باشد که می توان برای اداره مقطعی امروز جامعه به آن عمل کرد. او می گفت که برای اداره موقت (آنروز) جامعه کمبود قانون و دستورالعمل وجود ندارد. آقای طالقانی میدانست که در شرایطی که جامعه نمی داند چه می خواهد، تدوین و تصویب عجولانه قانون اساسی کار عاقلانه ای نخواهد بود و منجر به بهره برداری قدرت طلبان و زمینه ساز دیکتاتوری می شود. به همین دلیل او می گفت که : “صدای نعلین استبداد از دور به گوش می رسد”.
هیچ کس نمی تواند منکر محبوبیت منحصر به فرد شخصیت آقای طالقانی در بین مردم و روشبفکران سیاسی و احزاب موجود آن زمان بشود. محبوبیت طالقانی در بین اقشار گوناگون مردم تنها بدلیل افکار و دیدگاههای سیاسی منطقی و مردمی او بود و نه ناشی از احساسات کور و شور و حال مقطعی آن دوران. آن روزها وقتی در کردستان درگیری و کشتار و نسل کشی بیداد می کرد تنها یک فرد وجود داشت که توان پادر میانی داشت و او کسی جز طالقانی نبود. حتی اگر خمینی و منتظری هم به کردستان می رفتند امکان نداشت که خلق کرد و گروههای سیاسی منطقه تمکین کنند و در برابر کشتار بیرحمانه حکومت سکوت کنند. اما وقتی طالقانی به کردستان رفت و تا زمانی که آنجا بود گلوله ای شلیک نشد.
چنان شخصیتی، با تمام رشد فکری و آگاهی سیاسی و اسلامی اش، همه سرمایه مردمی اش را هزینه بقای خمینی کرد و با مایه گذاشتن از خویش باعث شد که آخوند فرصت یابد تا بند نعلین استبدادیش را سفت کند. بدون طالقانی خلق کرد فریب حکومت را نمی خوردند، گرچه در صداقت و درستکاری او جای هیچ شکی نیست. چنان شخصیت بزرگی تنها توانست مورد بهره برداری حکومت قرار بگیرد، همچنانکه منتظری. کسانیکه صف بندی مشخصی با ستمگران ندارند نخواهند توانست مفید حال مردم باشند و تنها خواهند توانست برای حکومت از مردم وقت بگیرند و باعث انفعال مردم بشوند. همین و بس.
امروز دیگر جای هیچگونه شک و شبهه ای نیست که احکام اسلام ملاک و راهنمای عملکرد این حکومت نیست. روشن است که حکومت ملاک و روش و منطقی را قانون می انگارد که مفید به حال خودش باشد و بس. این چیزی است که خود می گویند و آنهم با صدای بلند. اینان صراحتاً سیاست معاویه و یزید را رویه و روش حکومتشان اعلام می کنند. آیا اعلام کفر نمازگزاران نماز جمعه ای که امامش اینگونه سخن می گوید جائی از ابهام دارد؟ آیا نماز گزاران جمعه تهران که به چنین امام جمعه ای اقتداء می کنند با نمازگزارانی که به معاویه اقتدا می کردند تفاوتی دارند ؟
Filed under: آخوند