روش ساخت اسلحه یکبار شلیک ساچمه ای برای مبارزات شهری.
بنده قبلاً دراین لینک روشهای ساده و عملی و مؤثر مقابله با موتورسواران درنده خوی حکومت را ارائه کردم. برای بازدید کنندگان جالب بود و حتی بازدید کنندگان چینی آنرا روشی خوب و مؤثر می دانستند. اما ندیدم یا نشنیدم که بکار برده شده باشد، گرچه نسبت به کارآئی و عملی بودن آن جای هیچگونه تردیدی نیست. چرا؟ نمیدانم! شاید اطلاع رسانی نشده باشد. ظاهراً همه این حرفها صرفاً مشغولیات کاربران اینترنتی است و در عالم واقعیت خبری از آن نیست.
می خواستم در این صفحه روش ساخت اسلحه یکبار شلیک را مطرح کنم. اسلحه ای که با هزینه ای زیر ده هزار تومان و صرف یکی دو ساعت وقت آماده شلیک می شود. برای مسلح کردن چنین اسلحه ای هیچکس مضیقه و مشکل لوازم و ابزار تهیه و یا خرج و چاشنی شلیک را نخواهد داشت. برای حمل چنین سلاحی هیچگونه محدودیت و مشکلی وجود نخواهد داشت زیرا حتی می توان آنرا در جوراب مخفی و یا آستین ساعد حمل کرد.
بنده قبلاً در مورد ساخت و کاربرد تیرکمان و استفاده آن بر ضد پلیس و بسیج ضد مردمی گفته بودم. بعضیها در نظراتشان نوشته بودند که «خالی بندی نکن، جفنگ نگو، ووو » در حالی که من از تیر کمانی حرف می زدم که اسباب بازی هر بچه بازیگوشی می باشد و تأثیر آن بمراتب بیشتر از پرتاب سنگ با دست میباشد و دلایلش زا نیز گفته بودم. آنهائی که هدفمند و آگاهانه آیه یأس می خوانند بدانند که خیلی زود دستشان خوانده می شود. پس بهتر است بدانند که کسی به حرف آنان وقعی نخواهد گذاشت. روشی که بنده می خواهم ارائه کنم روشی عملی، آسان، مؤثر، کارساز و آزمایش شده میباشد. سؤال بنده این است :
آیا دوستانی که دردمند و نگران سرنوشت جنبش مردم هستند، چنین کاری را توصیه می کنند یانه؟
«جنبش سبز حرکتی مترقی و آزادیخواه است. روح جنبش سبز با خشونت و وحشیگری منافات دارد. اگر خشونت به خرج دهیم و مقابله به مثل کنیم حکومت بهانه سرکوب خواهد داشت. برای مردم خطر دارد، متهم به تروریسم می شویم ووو صد ها جمله خوب و مورد تأئید و قشنگ دیگر». همه اینها را من میدانم. اما باید بدانیم که دشمنان مردم وقتی به حمله و کشتار و غارتگری دست می زنند مشغول کارشان هستند. پلیس، بسیجی، پاسدار و لباس شخصیها به عنوان مأموریت و انجام کار روزانه و جهت کسب در آمد به مقابله مردم می پردازند. لذا آنان کارشان را می کنند و حرفی از خستگی و انفال نیست . اما مردم شغل و کار روزانه شان تظاهرات و درگیری خیابانی نیست. مردم مجبورند برای امرار معاش و اداره خانواده به کسب کارشان بپردازند. صرف نظر از بگیر و ببند های حکومت و محرومیتهای اجتماعی ناشی ازآن، مردم نخواهند توانست برای همیشه وبه طور نامحدود به خیابان ها آمده و بدون پیشرفتی عملی در جهت احقاق حقوقشان به تظاهرات بپردازند. مردم نمی توانند برای مدت نامعلوم و نامحدودی مورد ضرب و شتم جنایتکاران قرار گیرند. لذا انفعال امری است اجتناب ناپذیر مگر آنکه ترفندی اندیشیده شود بخصوص که حرکت و جنبش مردم سازمانیافته و حزبی نیست.
حکومت خسته و منفعل نخواهد شد. مأمورانی که به سرکوب مردم می پردازند دارند کار روزانه شان را انجام می دهند و بابت آن اضافه دست مزد نیز دریافت می کنند. آنان روز بروز متشکل تر و کارآزموده تر می شوند،نمونه اش ۲۲ بهمن. همین دیروز.اما مردم؟ به فرض کارآزمودگی، خستگی و انفعال در راه است و خبری از تشکلشان نیست و در عوض خستگی و ترفندهای حکومت به تفرقه و انفعال و نومیدیشان خواهد افزود. پس چه باید کرد؟ رهبران جنبش سبز نیز اراده و زیر بنای فکری جهت پیشنهاد اعتصاب را ندارند.
چه باید کرد؟ ؟
Filed under: امروز
دوست عزیز سبز پیکر .
از این دوران کودکی بدرا.و از این پندار ساده به همچنین .مطالبت را خوندم ،بیشتر نگران خودت هستم ،تا دیگران ،عصر کارهای انتحاری ،بسر آماده .بگذار این کار ها را همان طرفداران ملا عمر، و ملا علی انجام دهند .
با سپاس. یه سرباز سبز پیکر
تجربه ساخت چنین اسلحه ای حقیقتاً مربوط بدوران کودکی است. امابرای اینکه معلوم شود روشهای کودکانه کدامند کمی وقت لازم دارد. امیدوارم حق با شما باشد. در آنصورت خیلی خوشحال خواهم شد. این زمان بگذار تا سه ماه دگر
تا اونوقت عزت زیاد