آخوند ۹ ـ رساله عملیه و اسطرلاب پیچیده تولیدالمسائل

اگر امروز خلفای راشدین یا هر یک از صحابه پیامبر زنده می شدند مسلماً در امتحان توضیح المسائل حضرات مراجع نمره قبولی نمی گرفتند یا بهتر است بگوئیم که اساساً  تمایت اسلام و ایمانشان زیر سئوال می رفت.

اصحاب پیامبر دستورات و انجام باید نبایدهای دینی را به عنوان دستورالعملی برای نتیجه گیری و تأثیراتی عینی و عملی ای که بر زندگیشان داشت می پذیرفتند. آنان فکر نمی کردند که گرفتن وضو و رفتن به حج  و دادن زکات به خاطر کسب فیض و اجر و ثواب می باشد، همانطور که مسواک کردن را به خاطر ثواب بردن انجام نمی دادند. پیامبر حتی از دودلی خود برای واجب کردن مسواک زدن دندانها صحبت می کرد و هیچ کس اعتقاد نداشت که مسواک کردن دندانها ثواب دارد  بلکه عیناً و عملاً نتیجه و سود آنی آن را ملاحظه می کردند و باور داشتند. امروز اما مسواک کردن نیز عملی مستحب و دریچه ای به سوی عالم کسب فیض و اجر و ثواب اخروی معنی می شود و اسبابی برای رفتن به بهشت، اگر مطابق رساله عملیه حضرات آیات عمل کنید!

برای درک و استدلال بهتر این واقعیت به نمونه هائی اشاره می کنیم تا روشن شود که آخوندها، بعنی کسانیکه بهترینشان به مرحله انتشار رساله عملیه می رسند چه دیدگاهی و درکی نسبت به باید نبایدهای دینی دارند.

روزه یکی از دستورات و واجباتی است که مؤمنین ملزم به انجام آن میباشند که از این رهگذر به توانائی جسمی و روحی مطلوبی دست یابند تا جسم و روح سالمتری داشته باشند و در همین راستا است که گفته اند : «صوموا تصحوا» و هرکجا که روزه گرفتن برای سلامت جسم فرد زیان داشته است حتی گرفتن آن حرام شده و این «باید» تبدیل به یک «نباید» شده است.  برای آخوند اما اینطور نیست هرچند که مجبور شده است امروزه اندکی خود را تابع شرایط و علمی جلوه دهد.

از دیدگاه آخوند روزه عملی شاق و امتحانی سخت برای آزمودن انسان است تا از این طریق خدا بتواند اهل بهشتش را برگزیند. در همین رابطه می بینیم که فرد روزه دار سعی می کند در مبارزه و کشمکشی که با خدای خود دارد پیروز شود و روی خدا را کم کند. مثلاً می بینیم که اکثر روزه داران سعی می کنند تا از آخرین لحظات قبل از شروع مسابقه بهره گرفته و در ثانیه های آخر قبل از اذان صبح مقداری آب و آذوقه اضافه به کوله بار شکم اضافه کند تا در طول روز کمتر گرسنگی بکشند و از امتحان خداوند سربلند از آب در آمده و زجر کمتر بکشند مبادا که وسوسه خوردن و نوشیدن آنهارا را در امتحان رفوزه کند. در واقع روزه یک کشمکش و مقابله است میان انسان و خدا و اگر انسان پیروز شود مبلغی به صندوق ذخیره اجر و ثوابش می افزاید تا پس از مرگ بتواند نمره و رتبه لازم برای ورود به بهشت را کسب کند،همین و بس. می گوئید نه ؟ دنبال کنید.

اگر یکی از اهداف مورد نظر برای روزه گرفتن «سلامت جسم و روح است ـ صوموا تصحوا» می باشد، باید اذعان کنیم که مردگان دیگر جسمی ندارند که بخواهند برای سلامتش روزه بگیرند و روحشان نیز تنها در زمان حیات قابلیت رشد و تعالی دارد. خوب، پس چرا آخوند برای مرده ها نیز دستور روزه گرفتن صادر می کند؟

آخوند می گوید که اگر کسی درزمان حیاتش روزه نگرفت یا چند  روز ماه رمضان را سفر رفت یا از روی خطا روزه خواری کرد باید از حساب بانکی مرده یا وارث او مبلغی را جهت گرفتن روزه اختصاص داده تا  روزه های ترک شده  جبران شود. این در حالی است که کسانی که با دریافت پول برای مرده روزه می گیرند خودشان نیز روزه واجب دارند و مجبورند یک یا چند ماه دیگر از سال را امساک کنند و با گرسنگی خوردن اضافه، مرده ای را که پشت در جهنم ایستاده است را به طرف بهشت راهنمائی کند. همچنین است در مورد نماز و شستن بول و غائط. یعنی برای مرده ای که در طول عمرش فلان جای خودش را نشسته و بوی گندش دیگرا را آذار داده و خودش نیز از سلامت بدن برخوردار نبوده با پول می شود جبران کرد و حالا که به جرم کثافت مقعدش به جهنم رفته با دادن مقداری پول  می شود او را از جهنم خارج و صد البته وارد بهشت کرد. این اسلام و رساله عملیه آخوند ، مجتهد و مرجعی است که همه صحابه پیامبر از امتحانش رفوزه خواهند شد.

وقتی وارد مبحث مبطلات روزه می شویم باز میبینیم که در طول روز ماه رمضان کشمکش بین خدا و بنده روزه دار ادامه دارد. مثلاً روزه دار سعی میکند اگر گرد و غبار یا خاک و خاشاکی وارد دهان و حلق گلویش شد آنرا ببلعد(بخورد) و به معده خالی خود بفرستد تا قدری جلوی گرسنگی او را بگبرد تا مبادا در برابر خدا کم بیاورد و اینکه بتواند تا شب مقاومت بکند. به همین لحاظ خدا نیز ترفندی به کار زده تا جلوی تقلب بنده اش را بگیرد و پائین دادن و خوردن عمدی گرد و غبار را موجب ابطال روزه اعلام کرده است. در جای دیگر باز خوردن یا بلعیدن عمدی خلط گلو و تف و مف بینی که از حلق وارد دهان می شود را ممنوع کرده تا از تغذیه و کسب انرژی بنده اش در طول روز جلو گیری کند. همچنین است در مورد غذای استفراغ شده که اگ بنده متقلبی بخواهد آنرا دویاره بخورد،یعنی ببلعد روزه اش باطل می شود و خدا از او قبول نخواهد کرد.

اینها راهنمائیها  فقهی مجتهدین و فقها و مراجع تقلید است که با جهد و کوشش به کشف آن نائل شده اند و آنرا در اختیار مقلیدین خود قرار داده اند. خوب ، در کشور های غیر مسلمان و در بین قبائل بدوی و دور از تمدن، کجا بنی بشری را دیده اید که حاضر باشد غذای استفراغی یا گرد و غبار و خلط گلویش را از دهانش بیرون نریزد و تف نکند؟ مگر آدم غیره روزه دار مجاز است و یا رغبت می کند که استفراغ خود را دوباره بخورد؟ مگر افراد روزه دار در غیر از ماه رمضان اخلاط سینه و بینی خود را می خورند که خوردنش در ماه رمضان تحریم شده است؟آیا اصولاً و بطور طبیعی و غیر ارادی رفتن گرد و غبار به حلق یاخلط سینه و باقی مانده استفراغ دهان موجب اشمئزاز و سرفه و تف کردنهای ممتد و متوالی نمی شود؟ و آیا این عکس العمل خود نشان تنفر انسان از بلعیدن مواد پیشنهادی آخوندها نیست؟ پس این رساله نویسی ها چه چیزی را اثبات می کند؟ آیا دیگر کشفیات و فتاوی حضرات مراجع منطقی تر از این چیزها ئی است که ذکرشد؟ به آنها نیز خواهیم پرداخت؟

داشتم با مسلمان عرب زبانی پیرامون روزه و این قبیل مسائل صحبت می کردم. ناگهان  سخن مرا قطع کرد و گفت  :  قل«صوموا تخربوا». البته ما به زبانی غیر از عربی حرف می زدیم و او این جمله را در مقابل «صوموا تصحوا» عنوان کرد. البته روزه ای که آخوند پیشنهاد می کند و باور دارد فقط به کار «تخربوا» می آید و بس.

وقتی بنده از آخوند حرف میزنم منظورم کلیه کسانی است که بطور حرفه ای به امور دینی می پردازند و فرد خاص استثناء نمی شود. تفاوتی بین آقای منتظری و مصباح نیست، گرچه من شخصاً کسانی مثل طالقانی و منتظری را خیلی دوست داشتم اما همواره متأسف بوده ام که چرا چنین کسانی تعلق صنفی به این قشر بی دین داشتند، زیرا همواره در طول تاریخ بشر ادیان الهی توسط متولیان رسمی اش به ورطه سقوط و فساد و نابودی کشانیده شده اند و نه مخالفین رسمی و قسم خورده. ادامه دارد

۲ Responses to “آخوند ۹ ـ رساله عملیه و اسطرلاب پیچیده تولیدالمسائل”

  1. به نام خدا
    روزی که پیامبر به شغل شریف معلمی مبعوث شدند در مرحله ی اول به مقدسات آن زمان یعنی مظاهر آشکار شرک (بت ها ) نیز توهین نکردند به کوچک و بزرگ سلام می کردند . تو به من و امثال من به احکام دین و مراجع توهین می کنی و طوری می نویسی که فقط مخاطبینت یک عده آدم فوق روشن فکر بی خاصیت هستند (بی رگ مثه سیب زمینی ) در صورتی که من انتظار دارم یک مسئله ی خوب را با استدلال خوب حل کنی ذهن من و امثال من را تنویر کنی .
    بالاخره اسلام دین سادگی است اما احکام پیچ در پیچ به خاطر سوالات بیهوده ما است که مراجع مجبور شده اند این احکام را بیان کنند .
    اما من هم زیاد خوشم نمی آید رساله بخوانم از هیچ آقایی اما تا به حال به هیچ کسی توصیه نکرده ام که احکام دین را از خودش تقلید کند . چون معتقدم اگر من اشتباهی (بجز حق الناس) کنم خدا می بخشه چون کار دیگه ای نداره
    اما اگه حتی یه نفر را به اشتباه بیندازم و منحرف کنم دیگه کار خراب می شه (کفر ) یعنی حق رو باطل جلوه دادم و (شرک) یعنی باطل رو حق جلوه دادم .
    این می شه حق الناس که خدا نمی بخشه
    اگه تا حالا فقط یه پیاله عرق یا شراب از روی پاکی و نه از روی ریا خورده باشی می فهمی من چی می گم .
    ادامه ندارد …
    تو هم ادامه نده

  2. برادر گرامی،
    بنده آخوند نیستم که با بازی کردن با الفاظ حرام محمد را حلال و حرام او را حلال کنم. موش آبکشیده ممکن است برای آخوندها پاک شود،اما برای حقیر نه،همچنین است شراب و به قول شما عرق. بنده برای فهمیدن کلام خدا نیز شراب نمی نوشم چه رسد به بنده اش که شما باشید. از آن گذشته، چه رمزی است که تمام کسانیکه بنوعی هواخواه این حکومت هستند یکجای کارشان می لنگد؟ آن شاعر خراسانی که دیروز برای جرج بوش مدیحه سرائی میکرد امروز مدح احمدی نژاد را می گوید، و شیطانی که قدیم ها به بالین جوانها میرفت تا فریبشان دهد وقتی هواخواه خامنه ای احمدی نژاد شود سراغ پیرمردها میآید. حتماً این شعر « ابلیس شبی رفت به بالین جوانی» را خوانده اید. شما اگر ابلیس هم بشوید و با سر و روئی ترسناک تر از آن ابلیس بر سر بالین بنده حاضر بشوید چیزی نصیبتان نخواهد شد. بنده «کم» ندارم که برای فهم مطالب دوپینگ کنم. آنهم دوپینگ الکلی.
    عاقبت به خیر

Leave a Reply