آقای موسوی، جنگ داخلی خیلی وقت پیش اعلام شده بود. شما اگر باور ندارید به خاطر این است که طرف مظلوم و بر حق این جنگ هنوز مسلح نیست

آقای موسوی، جنگ داخلی خیلی وقت پیش شروع شده. شما آنرا باور ندارید زیرا یک طرف جنگ غیر مسلح بوده است.

درست است که با انقلاب و پیروزی در یک مبارزه خشونت آمیز نتیجه دلخواه حاصل نمی شود، اما در طول تاریخ همواره حقوق انسانها خارج از دایره قانون رسمی کشورها اعاده و ایفاء شده است. آمریکای امروز از گذار جنگ داخلی به اینجا رسیده است و همجنین است فرانسه و دیگران. درست است که امروز دیگر زمان انقلاب و مبارزه خشونت آمیز به سر آمده و مطلوب و به صلاح جوامع نیست،اما باید دانست که دشمنان قسم خورده ای که بر مقدرات مردم حاکم شده اند، در «امروز» زندگی نمی کنند و در حال حاضر حکومتگران  هنوز در حال و هوائی زندگی میکنند که مردم ما ناگزیر خواهند شد که حقوق خود را با روش های قهر آمیز اعاده کنند.

اگر  اعتراضات مردمی اخیر در یکی از کشور های اروپائی و آمریکا اتفاق می افتاد، حتی دولت منتخب و قانونی آن نیز استعفا می داد و کنار می کشید درحالیکه حکومت و دولت سراپا دروغ و بی پشتوانه امروز طلبکار هم می باشد. به این خبر توجه کنید:
«یک قایق مسافربری در دریاچه اوهرید در جنوب غربی جمهوری مقدونیه غرق شد. در این سانحه ۱۵ گردشگر اهل بلغارستان کشته شدند ۱۴شهریور ۱۳۸۸. در پی وقوع این حادثه مرگبار، وزیر راه و ترابری جمهوری مقدونیه استعفای خود را تسلیم دولت کرد. ۱۵شهریور۱۳۸۸. نظیر چنین حادثه در ایران امروز حتی منتهی به ارسال یک نامه توبیخ آمیز هم نمی شود چه رسد که وزیری خجالت کشیده و استعفاءدهد. آقای کردان مفتضح ترین آبرو ریزی را به بار آورده بود و همجنان مانند زالو به پایه میزش چسبیده بود و تازه پس از بر کناری موقعیت مهمتری درجواررئیس جمهورش پیدا کرده بود.
در کشوری که بزرگترین رسوائی های مالی و ناموسی،  جعل اسناد و بی نظیر ترین فضاحتهای اخلاقی و سیاسی باعث توبیخ و استیضاح یک وزیر و مدیر نمی شود، و پس از محرز شدن جرم و فضاحت آب هم از آب تکان نمی خورد و چنانچه استعفائی رخ دهد فرد مستعفی ارتقاء درجه و مقام هم می گیرد، چگونه می شو د از طریق مبارزه مسالمت آمیز و پارلمانتاریستی به دموکراسی و حقوق انسانی دست یافت؟

پس ما نمی توانیم خود را در جهان و شرایطی فرض کنیم که در آن دوره انقلاب به سر آمده است. کشورهای اروپائی و دنیای متمدن نیز نمی تواند چنین توصیه ای به ما بکند و حق ندارند از مردم ما توقع صبر و بردباری داشته باشند و بخواهند که مردم ما در زیر چکمه دشمنانشان له شوند و در عین حال متمدنانه رفتار کنند تا اینکه آنها بتوانند با فراغ بال و در آرامش کامل به مبادلات اقتصادی خود با حکومتی بپردازند که دشمن قسم خورده این آب و خاک است.

امروز کشورهای جهان مالخر اموال به غارت رفته ما هستند و از ما انتظار دارند که اجازه دهیم آنان با دزد اموال ما به خرید و فروش پرداخته و مردم مال باخته ای که جواب حرفشان با گلوله و داغ و درفش داده می شود منتظر بمانند تا حقوقشان از طریق روشهای دموکراتیک وپارلمانتاریستی اعاده شود. از طریق پارلمانی که منصوب ومنتخب همان حکومت اشغال گر می باشد. کشور های خارجی در درجه اول منافع اقتصادی خودشان در نظر دارند و مردم ما نمی توانند به خاطر خوش آمد و تأئید آنان در برابر هر ستم و تجاوزی ساکت بمانند و مسیح وار پس از خوردن سیلی، طرف دیگر صورت خود را به سیلی دشمن بسپارند. دول خارجی و به طریق اولی اروپائیان انتظار دارند که مسیح وار به کسی که کلاهمان را دزدیده ، دستارمان را نیزهدیه کنیم. این دقیقاً بر خلاف آموزه های قرآن و سنت پیامبر و بزرگان ماست. مردم ما گناهکار خواهند بود چنانچه در مقابل ظلمی که بر آنان می رود دست به سلاح نبرند.

آقای موسوی، ظلم رنگ و بو ندارد، آزادی و انسانیت هم مرز و بوم و نژاد نمی شناسد. ظلمی که امروز بر مردم می رود با ظلمی که از قوم چنگیز و تاتار بر این مردم رفت هیچ تفاوتی  ندارد و شاید کمی هم اسفناکتر و سنگینتر باشد زیرا که نام اسلام  را نیز یدک می کشد. پس باید دانست که مردم نمی توانند برای همیشه تنها حرف بزنند و جوابشان با مشت و لگد و داغ و درفش و گلوله داده شود. باید دانست که مردم حتی بطور انفرادی و بدون برنامه ریزی و برای انتقام گیری شخصی هم که شده باشد دست به اسلحه و ترور می برند و برای همیشه ساکت نمی مانند.

آقای موسوی، صرف نظر از گذشته تان، شما امروز در شرف تبدیل شدن به قهرمان ملی این مردم هستید و این در حال است که  امروز آقای خامنه ای و آن رئیس ناجمهور، به پلیدترین چهره تاریخ این مرز و بوم تبدیل شده اند چنانکه هیج آب زمزمی نمی تواند این پلیدی  را از دامن آنان بزداید. اما شما باید توجه داشته باشید که چنانچه بر سر مردمی که اینچنین مورد تهاجم و هتک حرمت قرار گرفته اند به چانه زنی با دشمنانشان بپردازید، یقیناً  از مقام قهرمان ملی شدن به جایگاه تعامل و همکاری با پلید ترین چهره های تاریخ این آب و خاک تنزل خواهید کرد.

آقای موسوی، حد اقل از پس برکناری آقای منتظری، روشن بود که شرکت در انتخابات صرفاً در جهت امیال کسانی مصادره می شود که بنیان ستمکاری امروز را می گذاشتند. در حقیقت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و مجالس مختلف از سال۶۶ و ۶۷  همیاری و نتیجتاً شرکت در جرم و جنایات رژیمی بوده که آشکار بود عزم رسیدن به سر منزل امروز را داشت. امروز دیگر وقاحت می خواهد که کسی منکر این حقیقت بشود. به طریق اولی شرکت در انتخابات اخیر نیز همیاری و مشارکت در جهت امیال حکومتگران امروزی بوده است و مردم ناآگاهانه وبه تبعیت از افراد به ظاهر مورد اعتماد و یا به لحاظ چاره جوئی و از سر استیصال، در انتخاباتی شرکت کردند که نفی هر چه بیشترشان را نشانه رفته بود.

آقای موسوی، حداقل باید به این امر مسلم اذعان کنید که شرکت در یک رقابت نابرابر بدور از جوانمردی است. جوانمردی و انصاف حکم می کرد که بدلیل عدم امکان شرایط برابر برای همه داوطلبان، و بدلیل محرومیت  داولبان دیگرو گزینش و دخالت شورای نگهبان شما نیز در انتخابات شرکت نکنید. و نمی توانید فراموش کنید که از یکی دو دوره قبل و خصوصاً در انتخابات اخیر استدلال مردم برای شرکت در انتخابات « دفع افسد به فاسد بود» و نه چیز دیگر. مردم و اقشار تحصیلکرده و روشنفکر با شعار« دفع افسد به فاسد» شرکت خود در انتخابات را توجیه می کردن. یعنی اینکه آنها بدواً دلایل تحریم انتخابات را پذیرفته بودند.

آقای موسوی، شما امروزیک چهره محبوب و مردمی هستید، از یاد نبرید که حمایت از شما به خاطر مقابله با افسد بوده ومعادله شعاری مردم «دفع افسد به موسوی» یا «دفع احمدی نژاد به موسوی» را همیشه در نظر داشته باشید. تا اینجای کار، و پس از خطای بزرگ شرکت در انتخابات،اتفاق و حادثه ای  غیر قابل پیش بینی رخ داد که شما به نماد آرمانهای این مردم و به چهره محبوب آنان بدل شده اید. اما چنانچه این جنبش و حرکت بدلیل مماشات شما سرکوب و ساکت شود، انفعال و یأس مردم و تبعات فاجعه بار ناشی از آن تماماً  به حساب شما خواهد بود. پس بهتر است قهرمان ملی ما باقی بمانید و شهادتی که گفته اید را بر هر مماشاتی ترجیح دهید. یقین داشته باشید که وحشت دشمن از آسیب رسانیدن به شما بمراتب بیشتر است تا وحشت شما از مرگ.

آقای موسوی، شما یکبار بیشتر کشته نخواهید شد، لذا چنانچه دشمن بر طبل جنگش بکوبد بگذار بکوبد. دیروز مردم با دست خالی سربازان دشمن را به زبونی ذلت خلع سلاح و حتی خلع لباس کردند. پس اگرمردم دست به سلاح بردند تکلیف معلوم است. آقای موسوی «یا ایهاالذین آمونوا خذوا حذرکم»برای دوره خاصی نیست. برای هردوره ای است که چنین دشمنانی به جان مردم بیفتند. آقای موسوی با دشمنی که بدتر از معاویه  و یزید بر سر این مردم و دین آئینشان آورده، به دنبال کدام راه حل می گردید. آقای موسوی مصالحه حق و باطل امری دست نیافتنی است.آقای موسوی، ما موقعیت شما را نیز درک می کنیم اما،
چو محرم شدی غافل از خود مباش
که محرم به یک نقطه مجرم شود

One Response to “آقای موسوی، جنگ داخلی خیلی وقت پیش اعلام شده بود. شما اگر باور ندارید به خاطر این است که طرف مظلوم و بر حق این جنگ هنوز مسلح نیست”

  1. افسوس که مردان ما سبزها چه زود از ترس لرزیدند وجا زدند تا اسلام ماهم رنگ یزیدی را تجربه کند

Leave a Reply