صدام امروز تمام سنگرهای ما را تسخیر کرده. در حقیقت او نیز مانند چنگیز دولتش را در درون مرزهای ما مستقر کرده و صاحب کشور ما شده است.

جنگ، آسیبهای جانی وروانی و تبعات آن، نزدیک به یک میلیون کشته و میلیارد ها دلار خسارت بابت هزینه های آن به اضافه خسارت غیر قابل تخمین و بی حساب خرابیها و نابودی تأسیسات صنعتی و زیربنائی، فرار مغزها و سرمایه های شخصی ، سرقت و خروج آثار و منابع ملی از کشور، همه اینها در مقایسه با خسارتی که بابت میراث خواران جنگ وارد شده و می شود بسیار ناچیز است.

سرطانی که امروز در تار پود جامعه تنیده شده و هیچ کجای کشور در امان از خسارات وارده آن نبوده، همانا میراث خوارانی هستندکه به خاطر جگیدن با دشمن دیر زمانی است چنان به جان کشور افتاده اند که خسارات وارده از سوی دشمن به ساده گی قابل چشم پوشی میباشد.

در حقیقت جنگ صدام هنوز تمام نشده و آنچه که دشمن قصد انجام نهائیش را داشت امروز دارد به مرحله اجراء در می آید. اگر از دیدگاه آسیب شناسی جنگ به مسئله نگاه کنیم باید اقرار کنیم که سربازان و افسران صدام جای جای میهن ما را در اشغال خویش در آورده اند. امروز کشور ما، از کاخ و صندلی ریاست جمهوریش تا اکثریت کرسی های صدارت و وزارت و همجنین و نمایندگی مجلس آن در اشغال سربازان صدام قرار دارد. از سالها پیش بیشتر صندلیهای کلاسهای دانشگاهها و مشاغل استادی دانشگاه به اشغال کسانی در آمده که اشتغال و حضور خود در این سمتها را وامدار صدام می باشند.

سرطانی که به جان دانشگاهها افتاد و بیشتر صندلی های آن به انحصار بسیج و سپاه و خانواده شهدا در آمد و نتیجتاً به خاطر نداشتن صلاحیت علمی، رانت خواران سهمیه ای سطح علمی دانشگاهها را به حدی از ابتذال کشاندند که فرد بی سوادی مانند کردان و احمدی نژاد ووو به خود اجازه دادند که کرسی استادی انرا نیز اشغال  کنند، همه و همه از عواقب حمله دشمنی است که مأموریت بمباران و خسارت هولناک خود را به سربازان خودی محول کرده.

کسانی که در جنگ خود را مدافع نوامیس مردم حساب می کردند، امروز پاداش خود را با تجاوز به ناموس هموطنان خود اعاده می کنند. آقایانی که به افتخار و با مدرک شرکت در جنگ متولی امور اطلاعاتی و نظامی شده اند پرده هائی که توسط سربازان صدام دریده نشد را خود می درند تا به پاداش خود دست یافته باشند. در حقیقت آنان کاری که از دشمن ساخته نبود را به ساده گی انجام داده و حقوق و مواجبشان خود را نیز از جیب همان کسانی بر می دارند که قرار بود به دست دشمن نابود شوند.

آنانی که ظاهراً به جنگ دشمن رفتند و نگذاشتند دشمن کلاسهای دانشگاهها را بمباران کند، خود به جان دانشگاه افتادند و بمبارانی براه انداختند که از هزار صدام ساخته نبود. اگر حقیقتاً دفاع از وطن وظیفه شرعی بود و اجرش الی الله، پس چرا آقایان ذره ای از وصول اجر معنوی خود را به جهان باقی حواله ندادند و همه را یکجا در پستها و صندلی ادارات و دانشکاه جستجو کرده و می کنند؟

تازه این رزمندگانی که بعد از جنگ به ستون پنجمی دشمن گماشته شدند،به این هم اکتفاء نکرده و داشگاه مفت و رایگان و قبولی بی کنکور را نیز دور زده و مستقیماً اقدام به خرید و جعل مدارک و مدارج نمودند تا زود تر به حقوق حقه خود بابت دفاع ازدین و میهن برسند.

ایکاش دیگر هیچ مادری چنین مدافع وسربازی برای وطن نزاید. و به قول معروف ایکاش مادران جنین رزمندگانی سر زا رفته بودند.

هموطنان، باید با عزمی راسختر از قبل به پا خیزیم  و دشمن غالب را از خانه و دیار خود بیرون کنیم. صدام نمرده، او در خیابان پاستور زندگی می کند….. ادامه دارد

Leave a Reply