منتظری مرد بدون اینکه چگونه مردنش را خود انتخاب کند.او که مرد بزرگی بود نیاموخت که چگونه بمیرد.

حسنات الابرار سیئات المقربین
البته این عبارت به صورتهای دیگری هم آمده. منظور این است که کارهای نیک نیکوکاران گناهان بزرگان و مقربین محسوب می شود. خیلی ازجملات و گفته های آقای منتظری را اگر از زبان آقای موسوی و کروبی بشنویم واقعاً انقلابی و قابل تقدیر خواهد بود،اما از ایشان انتظار دیگری می رفت. برای دانش آموز دبستانی ای که جدول ضرب را از حفظ می داند، دست می زنند،آفرین می گویند وجایزه هم می دهند ، اما تشویق معلم ریاضی به خاطر از حفظ داشتن جدول ضرب چه معنائی خواهد داشت؟

حسنات مالک در جنگ صفین  این بود که به دشمن یورش برد و دشمن را از پای درآورد،اما همین کار برای عمار گناه (سیئه) به حساب میآمد. حسنات عمار این بود که کشته شود.

در جنگ صفین،عمار می توانست بجنگد همانطور که دیگران می جنگیدند. می توانست بجنگد،مجاهدت کند و از علی حمایت کند، و یار علی باقی بماند، اما اگر چنین می کرد مرتکب خیانت بزرگی شده بود. او فقط باید کشته می شد زیرا بار مسئولیت بزرگی بر دوش داشت. او تنها وظیفه اش کشته شدن بود. این وظیفه را پیامبر بر دوش او گذاشته بود. وظیفه شهادت.

شهادت، اگر چه به معنی کشته شدن در راه خدا و آرمانی انسانی گرفته شده است، اما بدواً به معنای گفتن و اقرار حقیقت است. شهادت دقیقاً به معنای همان کاری است که یک شاهد  در دادگاه انجام می دهد،له یا علیه کسی. گفتن حقیقت در دفاع از مظلوم و بر ضد ظالم.

عمار بار و مسئولیت شهادتی به گردن خویش داشت که تنها با کشته شدنش عملی می شد و جز آن هر چه می کرد سکوت بود و رضایت به وضع موجود، جز آن هر چه می کرد سکوت بود و کتمان حقیقت. جز آن هر چه می کرد خیانت در امانت بود. امانت پیامبر برای امتش.

پس از هجرت و به هنگام ساختن مسجد مدینه همه مهاجرین و انصار به سختی کار می کردند و از آن میان، در حالیکه عمار بار زیادی بر پشت حمل می کرد مورد اعتراض پیامبر قرار می گیرد که چرا بیش از توان خود بار برداشته است. عمار به شوخی شکایت می کند که از بس این قوم  بر پشت من خشت و گل بار می کنند آخر مرا خواهند کشت. پیامبر به عمار گفت که : نه، اینها تو را نمی کشند. کشندگان تو گروه ستمگرخواهند بود”  این بود که عمار، تنها با کشته شدن خویش می بایست شهادت می داد که گروه ستمگر کیست، و مردم گمراه و یا فریب خورده و بی خبر از حقیقت را اگاه می کرد. لذا در جنگ صفین، کاری که برای دیگر یاران علی جهاد  عبادت به حساب می  آمد برای عمار خیانت بود و گناه. عمار مکلف بود که خود را به شمشیر گروه ستمگر بسپارد. زنده ماندن عمار خیانت بود و گناهکاری ، در حالیکه دیگر یاران علی موظف بودند تا ضمن جنگ با حفظ جانشان خود را برای جنگهای بیشتری ذخیره کنند، اما عمار باید میمرد، باید کشته می شد ،باید شهادت می داد.

این است معنای « حسنات الابرار سیئات المقربین» لذا امروز،  آنچه برای دیگران حماسه است و انقلابی گری، برای منتظری گناه بود و خطا. متأسفانه شخصیت محبوب و بزرگ دیگری(طالقانی) نیز مرتکب این خطا شد و مرگش مرگی پوچ و زندگیش هزینه بر پائی بنائی شد که دیر زمانی است بر سر همه ما خراب شده است. آری طالقانی و منتظری به آنچه می بایست، شهادت ندادند. آنها حقیقتاً مردند.

۴ Responses to “منتظری مرد بدون اینکه چگونه مردنش را خود انتخاب کند.او که مرد بزرگی بود نیاموخت که چگونه بمیرد.”

  1. تحلیل کاملا احساسی و خالی از منطق است.

  2. سلام برادر مگر به ایرانیان که او را بی پاسخ گذاشتند و سخنان اعتراضی او گوش نکردی که این چنین بی انصافی میکنی
    سعی کن همیشه انصاف را رعایت کنی حتی در مورد دشمنت

  3. سلام

    احساسی بودنش را می پذیرم، ولی بی منطق بودنش را باید دیگران بگویند

    در مورد بی انصافی هم می شود گفت که تا حدودی درسته. اما باید توجه داشته باشیم که گفته اند «حسنات الأبرار سیئات المقربین» . آقای منتظری جزو ابرار نبود. او میبایست به کار مقربین می پرداخت.
    عزت زیاد

  4. اما جان من خوب پیراهنی از توش در میاد مگه نه ؟

    واصباحا : برادر گمراه ، لطف کرده ما را راهنمائی کنید. منظورتان مفهوم نیست.

Leave a Reply