معترضان: اگر خمینی زنده بود، با ما بود.(BBC)

به نقل از سایت بی بی سی
دانشجویان همچنین فریاد می زنند: “اگه امام زنده بود، شک نکنین با ما بود”
حقیقت این است که اگر خمینی زنده بود با آنهائی بود که او را در اختیار داشتند. مسلماً او را همانهائی در اختیار داشتند که امروز خامنه ای را در اختیار دارند. خمینی وقتی زنده بود در اختیار چه کسانی بود؟ مگر در اختیار مثلث شوم خامنه ای، رفسنجانی، احمد خمینی نبود؟ مگر جریان حاکم امروز همان جریانی نیست که خمینی را در اختیار داشتند؟ مگر خمینی وقتی زنده بود با جناح برحق بود؟ مگر خمینی در جناح خامنه ای و در مقابل منتظری قرار نداشت.

حقیقت این است که اگر آنروز منتظری بر کنار نمی شد و به جای خمینی قرار می گرفت او امروز در انحصار کسانی قرار داشت که تمایل به قبضه قدرت و انحصار طلبی مافیائی دارند و مسلماً اینطور می شد.

اکثریت اصلاح طلبان که در ظاهر رهبری جنبش کنونی مردم ایران را در دست دارند، در مقابل جناح حاکم، شعارهای خمینی را مطرح می کنند و آنها را متهم به فاطله گرفتن و ضدیت با آرمانهای خمینی می کنند. که چی؟ که از این گذار ثابت کنند که آنان معتقد به راه خمینی نیستند و این مائیم که راه خمینی را ادامه خواهیم داد.

در عین حال همین اصلاح طلبان، امروز اعدامهای سال شصت وهفت و اشغال سفارت امریکا و بعض مسائل مربوط به جنگ و خیلی از اتفاقات دیگر گذشته را محکوم می کنند و خود را مخالف و منتقد آن جا می زنند. اما کسی نمی پرسد مگر اشغال سفارت مورد تأئید خمینی نبود؟ مگر خمینی آنرا انقلاب دوم و شق القمر خود تفسیر نمی کرد؟ مگر این خمینی نبود که همواره می خواست که تنور جنگ را داغ نگهدارند؟ مگر اعدامها و در حقیقت قتل عامها بدستور مستقیم خمینی اجراء نشد؟ خوب، شما می خواهید کدام آرمان خمینی را احیاء کنید؟ مگر همین اقای منتظری که نماد جنبش امروزتان شده است توسط همان خمینی خانه نشین نشد؟ مگر اینهائی که امروز به منزل و مجلس ترحیم آقای منتظری حمله کرده اند،همانهائی نیستند که آنروز او را از صحنه خارج کردند و همانهائی نیستند که آنروز خمینی را در اختیار داشتند؟

یادتان باشد که مردم با توجیه«دفع افسد به فاسد» وارد رقابت انتخابات شدند. یادتان باشد که چون نمایندگان حقیقی مردم مجال رقابت نداشتند شما «مصلح» نام گرفتید و گرنه در مقابل افسد حکومت شما فاسدی بیش نبوده اید. آقای موسوی اگر حقیقتاً مرد با انصافی بود باید انتخاباتی که آزاد نیست را تحریم می کرد و نه اینکه از فرصت غیبت رقبای قوی تر استفاده کرده و میدان داری کند.

بعد از حوادثی که پیش آمد و برای هیچکس قابل پیش بینی نبود، آقای موسوی و کروبی حقاً مردانگی کردند و به دفاع از حق مردم پرداختند و می شود گفت که به نوعی حکم برائت خود از جرائم گذشته را بدست آوردند. اما باید از آقای کروبی پرسید مگر زمانی که شما در راس مجلس بودید به کوچکترین اشاره خامنه لایحه مطبوعات را از دستور خارج نکردید؟ خوب، حالا بگیریم که شما رئیس جمهور باشید، بگیریم که شما یکبار دیگرمجلس و دولت را در دست بگیرید، با فرمان حکومتی چکار خواهید کرد؟ همان فرمان حکومتی ای که آنروز گردن نهادید امروز می گوید به خانه هایتان بروید. می گوید که انتخابات تمام شده است. فرمان حکومتی قبل از شمارش آراء آنرا تأئید کرد. شما چه می گوئید؟ آیا با ندانم کاری و به بازی گرفتن مردم باز می خواهید که برای یکدوره سی ساله دیگر مردم را به کنج انفعال و انزوا بکشانید؟ باید که تکلیف خود را روشن کنید. باید که یا زنگی زنگ باشید یا رومی روم. مافیای سرطانی قدرت چنان در تار و پود این حکومت و جامعه رخنه کرده که چنانچه شما بیگدار به آب بزنید، یا مجدداً جذب و استحاله آنان می شوید و یا اینکه پس ازآماده سازی ذهنی مردم و انفعالی که اجتناب نا پذیر خواهد بود شما را از سر راه بر خواهند داشت. یادتان باشد که جناح حاکم از پشتیبانی قدرتهائی که شما به آن متهم می شوید نیز بر خوردارند.

در حکومتهای خودکامه و ضد مردمی، رهبر هر چند قدرتمند و محبوب باشد، باز در انحصار کسانی قرار می گیرد که در ظاهر نقش محافظین او را بازی می کند. در چنین شرایطی می بینیم که حتی نزدیکان و افراد خانواده رهبر چنین حکومتی، حق ملاقات رهبری را که زمانی برادر ،عمو یا دائی و حتی پدرشان بوده است را ندارند مگر اینکه خود آنها نیز در انحصار باند محافظین قرار بگیرند و تماسهایشان با دنیای خارج با صلاحدید آنان باشد.

بنا بر این صحبت از خمینی و خامنه ای نیست. حتی اگر منتظری جای خامنه قرار داشت یا قرار بگیرد چیزی تغییر نمی کند.

در غیاب دموکراسی و آزادی، در غیاب روزنامه ها و خبرنگاران  و در غیاب احزاب و سندیکاها، رهبران ولو محبوب و قدرتمند ،به مجسمه تبدیل می ماند که آلت فعل و بلند گوی نظرات کسانی است که حکم میله های قفس او را دارند. در حقیقت او خود نیز زندانی است. نه یک کلمه بیش و نه یک حرف کمتر.

البته شعارهای دانشجویان و سبزپوشان راه وطن قابل فهم و تقدیر است. کسی از آنان چمشداشت ندارد که در برابر دشمن، خود را خلع سلاح کنند، چه اینکه دشمن نیز به خاطر مقابله با آنان است که به نام و عنوان خمینی تمسک میجوید کما اینکه می بینیم وقتی قابل بهره برداری نباشد حتی در مقابل تمامیت خانواده خمینی قرار می گیرند که گرفته اند و حتی دست به ترور آنان می زنند که زده اند.

Leave a Reply