آیت‌الناس حائری شیرازی گفت بود: ولایت فقیه ادامه ولایت فقیه امام علی (ع) است.

قبول،اما مگر خلافت ادامه ولایت پیامبر نبود؟ کسی منکر آن نبود .تنها فرقش این بود که معاویه و یزید خود را خلیفه می خواندند. وجه اختلاف اکثریت مردم نیز همین است. مزدوران معاویه هم او را ادامه دهنده راه پیامبر به حساب می آوردند.

مگر یزید حسین را به چه جرمی کشت. در دادگاه یزید حسین محکوم بود که بر ضد خلیفه مسلمین خروج کرده. نه یزید خلیفه مسلمین بود و نه حسین مخالف خلافت. البته آنروز هم خیلیها یزید و معاویه را خلیفه و امیرالمؤمنین می دانستند. امروز هم همینطور است. خوب، تکلیف جیست؟ وقتی به جای مراجعه به قرآن به قرآن خوانها مراجعه می شود هم یزید خلیفه می شود و هم خامنه ای ولی فقیه. تازه این مشروط و منوط وموکول است به اینکه ثابت کنیم ولایت فقیه موضوعیت فقهیش مورد توافق و اجماع همگان باشد و بلحاظ منابع اسلام قابل اثبات باشد.

اصولاً اینکه خمینی و خیلی از آخوندها مخالف مطالعه و تحقیق و تفهیم قرآن بوده و هستندبه این دلیل است که می دانند با مراجعه به قرآن دیگر جائی برای دین فروشی و مردم فریبی آنان باقی نمی ماند. بر طبق نظر خمینی قرآن باید مطلقاً کنار گذاشته شود چون قابل فهم ما نیست. این در حالی است که خود قرآن خلاف این را می گوید.

کسی هم نمی پرسد که کتابی که قابل فهم نیست چگونه می تواند «هدی الناس» باشد؟

خود قران می گوید که آسان و قابل فهم و هدایت گر مردم است اما خمینی و اکثریت آخوندها می گویند قابل فهم نیست. آیا باز هم جای اما و اگر دارد که یقین داشته باشیم که خمینی بنیانگذار نهضت ضد قرآن بوده است؟ تا خمینی و مصباح یزدی و امثالهم هستند سلمان رشدی سگ کیست؟

مشکل ما این است که مسائل سیاسی و اجتماعی را با روابط شخصی و احساسات و عواطف فردی و قومی قاطی می کنیم. مثلاً ما می دانیم که فرقه آخوند و آخوندیسم چیست، اما بدلیل محبوبیت  امروزآقای کروبی ملاحظه می کنیم و از آخوند حرف نمی زنیم. دکتر شریعتی در حال می گفت : «من تز اسلام منهای روحانیت را ارائه می کنم» که با خیلی آخونها دوست بود و با امثال طالقانی و مطهری و همین خامنه ای رفت و آمد و حشر و نشر داشت. ما باید تکلیف خود را معلوم کنیم تا بتوانیم به تکلیف مملکت فکر کنیم.
دیروز منتظری بود و امروز دستغیب در شیراز و کروبی در تهران و کسانی دیگر هستند که در برابر ستمکاری حکومت ایستاده اند. اما ما نمی توانیم به خاطر ملاحظه چند تا آخوند محبوب جناح خودی، حرف از روحانیتی که خون مردم را در شیشه کرده نزنیم. بنده در مورد طالقانی و محبوبیت و شخصیت انسانی او نوشته ام . اما طالقانی یک ایراد داشت که تمام محاسنش را به مفاسد تبدیل می کرد و آن آخوند بودن وی بود. طالقانی تمام سرمایه عمر و محبوبیت و انسانیت پاکش را هزینه راه خمینی کرد و موجب سکوت و امیدواری دروغین مردم شد تا دیوار کجی را بنیان بگذارند که امروز بر سر همه ما خراب شده است. طالقانی هم با مجلس خبرگان مخالف بود، و هم با ولایت فقیه و سفیه ، و همه این را می دانستند. اما در عین مخالفت، تمام عیار و بی چون چرا از کسی (خمینی) حمایت می کرد که مؤسس، حامی و طرفدار و ذینفع خبرگان و ولایت فقیه بود. این یعنی چه؟ یعنی در حالیکه  به دلسوزی مردم بر خاسته ای، در ماشینی که مردم را زیر می گیرد بنزین بریزی. همین و بس. شما می گوئید نه؟ مختارید. شما می توانید خورشید را نیز انکار کنید. مگر خامنه ای و احمدی نژاد این همه جنایت اظهر من الشمس را انکار نکرده و نمی کنند؟
طالقانی در نماز جمعه به گروههای چپ حمله می کرد ومنتتقدین حکومت را جوجه کمونیست خطاب می کرد، شب که می شد به همسر بیژن جزنی(اگر اشتباه نکنم) زنگ می زد و عذر خواهی می کرد و درعین مخالفت با  مجلس خبرگان بنیان گذار آنرا می ستود و می گفت : من هم وقتی دلم تنگ می شود نزد امام خمینی می روم. اگر لازم باشد امام خمینی هم پشت تانک می نشیند.

ظریفی می گفت: خمینی ده پانزده سال در نجف و کربلا بود یکبار نیامد بیرون ببیند آب دجله و فرات(ی) که از حسین منع شد سربالا میرود یا سرپائین. حالا نتیجه آن چه خواهد بود که طالقانی خمینی را پشت تانک می نشاند. نتیجه این است که : «ایها الناس اگر مرا دوست دارید خمینی را هم دوست داشته باشید» یعنی محبوبیت و شهرت انسانی و سرمایه مبارزات خود را هزینه بقای ستمگر کردن.

طالقانی آنروز، منتظری دیروز، و کدیورها و اشکوه وریهای روشنفکر و دهن گشاد امروز اگر به حقیقت اسلام شناخت و ایمان پیدا کرده بودند، میبایست قبل از هرچیز آن لباس کفر را از خود دور می کردند و بعد از ایمان و اسلام و مردم حرف بزنند.

۴ Responses to “آیت‌الناس حائری شیرازی گفت بود: ولایت فقیه ادامه ولایت فقیه امام علی (ع) است.”

  1. به نام خدا (یزدان پاک نه )
    خدا خیرت بدهد ما را به چند کتاب و منبع ارجاع بده یه پاورقی بنویس یه شماره صفحه ای چیزی بنویس
    خمینی که همش می گفت در معانی قرآن تدبر کنید خودش هم تدبر می کرد مفسر هم بود اما هیچ وقت تفسیر به معنای تخصصی نکرد تا آنجایی که من می دانم سوره ی حمد را تفسیر کرد اونم بر اثر اصرار بعضی ها
    تازه قرآن برا تفسیر یه جامعیتی می خواهد از علوم مربوطه
    اما همین معنای ظاهری هم اگر روان باشد خیلی آموزنده است
    مثلا می گه شراب نخورید وقتی خوردی دیگه نماز نخون
    اگه این آیات نبود من روزی دو لیتر می خوردم(دو پیمانه ) این دیگه تدبر نمی خواد روشن روشن کاری هم به خمینی و آخوند و ملا نداره
    ربا نخور اینم روشن نخور بابا حالا اگه بانک وام داد می گن چرا ربا می خورن چون یه نفر ننشسته تکلیف ربا مشخص و تعریف ربا را در جامعه ی امروزی ما درست بیان کنه تا همه ی اهل فن از اقتصاد دان و مرجع و مفسر و … آن را تایید کنند.
    می فرمایید آسونه می شه قرآن رو فهمید خود قرآن می گه افراد زیادی به وسیله ی قرآن گمراه می شن (یضل به کثیرا)
    حالا اگه ما اجازه بدیم علاوه بر فهم ناقص خودمون چند تا مفسر هم نظر تخصصی شون رو بفرمایند خیلی بد می شه
    به نظر من بهترین و بهترین و کامل ترین تفسیر ها ناقص تر از این است که بتوان آن ها را با اصل قرآن برابر دانست اما بالاخره هر کسی یه وظیفه ای دارد و خود قرآن هم دستور به تدبر کرده و اولی الباب و ابصار و این جور حرف ها که شما هم توصیه می کنید
    اگه جرئت می داشتم تمام چیز هایی که از خواندن یه آیه به ذهنم می رسید می نوشتم اما اگر خدا لطف کرد و در هنگام خواندن قرآن یه چیزی یاد من داد من باید بگم من قرآن را می فهمم این یه راز که همه ی کسانی که یه کمی عربی بدونند و اهل استنتاج هم باشند به آن می رسند
    وقتی یه بیت مثنوی مولوی را بخونی این قدر ذهن مشغول می شه که دیگه نمیشه بیت بعدی رو خوند
    ولی ما قرآن را می خونیم و میریم چرا ؟ چون کلید مفاهیم آن را نداریم .
    (لا یمسه الا المطهرون)

  2. بسم اله الرحمن الرحیم
    به نام خداوند بخشنده عام و بخشنده خاص
    خداوندی که وقتی نداد به همه داد(رحمان) و وقتی به بعضی ها داد خیلی ها را نداد (رحیم)
    بخشید چون بخشنده بود( رحمان رحیم) و بخشنده بود چون بخشید (رحمان رحیم) بخشنده بود و بخشید پس بخشید و بخشنده بود چون خدا بود (الله رحمان رحیم)
    (تا دیوونه نشدم تمومش کنم )اسمش خدا بود و بخشنده بود و بخشید پس بخشید و بخشنده بود چون خدا بود (اسم الله رحمان رحیم)
    پس بسم الله الحمن الرحیم
    دقت بفرمایید کلمات بالا کلماتی است که من با کمال وقاحت به هم بافتم ظاهرش هم خوبه ولی بطنش فقط دو دوتا چهار تا است
    امید وارم کتاب سید محمد علی باب (ایقان اگه اشتباه نکنم) که اراجیفی نوشته رو خونده باشی بیوگرافی ش رو هم . چند صد هزار نفر اون کلمات رو روزانه می خونن تا کلی پیش بهاءالله ثواب ببرند
    البته قبلا احمد کسروی مهدویت و بهائیت همه را باهم حق و باطل رو باهم نفی وتکفیر کرده و به نظر من گفته چون حق و باطل همیشه با هم جنگیده اند باید هردو از بین بروند و همه بشند کسروی

  3. MAN NEMEEDANESTAM IRAN DOBAREH BE ESHGHALEH
    ARABHA DARAMADEH AST

  4. @بابک خرمدین
    سلام
    آخه خیلیها وقتی می بینند ابواب مختلف افعال عربی را بلغور میکنی بی اراده فکر می کنند طرف با سواده. من این کار را نمی پسندم و با شما موافقم آنهم صدو بیست درصد و بیشتر، اما باید توجه داشت که با سلایق و سطوح مختلفی از مردم روبرو هستیم.حقیر چنان با شما هم عقیده است که حتی در نقد عربی گفتن کسی که خود را طرفدار سر سخت زبان پارسی و نژاد اریائی میداندنیز چیزهائی نوشته ام.
    از آن گذشته، مگر از اشغال در اومده بود که شما می گوئید «دوباره»ـ

Leave a Reply