هر روز با فرازی از سخنان گُه هربار حضرت امام خمینی(بی سوادی و فله ای حرف زدن)

امروز  13 آذز 88

خمینی: “اسلام میلیونها حکم دارد.”
(کشف الاسرار نوشته خمینی، صفحه 55)
باید از خمینی و مریدانش پرسید که قرآن چند حرف و کلمه دارد. اگر هر حرف وهر کلمه آنرا حکمی فرض کنیم، باز هم به میلیون و میلیونها نمی رسد. حالا این که این آقا می گوید :”اسلام میلیونها حکم دارد”  چه معنائی دارد جز فله ای حرف زدن و شکمی نظر دادن. اصولاً این شخص تصور و تجسم صحیحی از اعداد نداشته است. چنین کسی چگونه می تواند تاریخ و احکام و شخصیتهای گوناگون را با ارقام و شماره ها بیان کند. کسی که نمی داند تاریخ و عمر کشور آمریکا دویست و اندی سال بیشتر نمی شود و فله ای از دو هزار سال استعمار گری امریکا می گوید، شما به کدام حرف او اعتماد دارید. این فرد حتی به فکرش نمی رسیده که برود و از کسی سؤال کند. دو هزار سال یعنی پانصد سال قبل از اسلام. یعنی زمانی که هنوز قاره امریکا کشف نشده بود. سراسر گفتار خمینی از این قبیل هذیان گوئی ها است و بس. و امروز هذیان های او از زبان جنتی ها ، امامی کاشانی ها و امثالهم ادامه دارد.
مردم فکر می کنند اگر کسی به جای هزار بگوید میلیون حتماً مسلمانتر است. حالا که قرار است با پنبه اسلام سر مردم را برید، پس چه بهتر که تا می توانیم آبگوشت اسلام را چرب تر بگیریم و اگر قرآن صد حکم دارد بگوئیم صد هزار، هر کس هم بگوید نه ، چماق تکفیر بر سرش می زنیم که می خواهد از رتبه اسلام بکاهد و او را زندیق و مرتد و ملحد  و رافضی ووو…خطاب، و یک فرهنگ لغت تهمت و کلمات کفر آمیز بارش می کنیم.
وقتی باب فرصت طلبی باز شود، یارو می نویسد که ” دلدل* اسب حضرت علی با یک لگد صد نفر را کشت” و اگر شما به این حرف ایراد بگیری یا خنده ات بگیرد بلافاصله  شناسنامه دشمنی با آل علی برایت صادر می شود ، آنهم به تاریخ سالها قبل.
به شعر زیر توجه کنید.
از گوز ذوالجناح* دوصد مرد کشته شد ……… ای کاش ریده بود به کفار کربلا
حالا اگر شما بگوئید صد و نود و نه ، یک درجه از مسلمانی و تشیع شما کاسته می شود و بالعکس. آخوند ها و فرصت طلبها می سازند و جعل می کنند و بعد مردم عادی توی مغزشان می رود که غلو در مورد ائمه و پیامبر نشانه تقرب بیشتر به آنان است و هر چه چرب ترش بکنی مسلمانتر خواهید بود و شفاعت بیشتری نصیبتان خواهد شد.

این رویه همان چیزی است که پیامبر با آن مبارزه می کرد. مثلاً  بعد از آنکه مردم خورشید گرفتگی را به مرگ پسر پیامبر نسبت دادند، او بلافاصله به مسجد رفت و اعلام کرد که ماه و خورشید و فلک به امر خدا در گردشند و دخلی به کار من که بشری مثل شما هستم ندارند. اما  اگرامروز شما بگوئید که عکس خمینی در ماه چه می کرده، به پلک زدنی حکم الحاد و کافر کیشی شما را صادر می کنند. خوب، این چه چیزی می تواند باشد الا حرکت در خلاف رویه و سنت پیامبر.  آیا خمینی و اطرافیانش هنگامی که شایع شد عکس خمینی در ماه است آنرا تکذیب کردند؟ یا اینکه با سکوت و بعضاً تأئید ضمنی و کلامی بر ان صحه گذاشتند. حالااین ما هستیم که آقای خمینی فرصت طلب و دار و دسته اش را کافر و مشرک اعلام می کنیم. زندگی و رویه خمینی هر گز شباهتی به سنت پیامبر و اسلام ندارد و هیچ انطباقی را نمی توان بین این دو متصور شد. دقیقاً مثل این است که شما بخواهید یک مثلث را بر یک دایره منطبق کنید. انطباق رویه و زندگی خمینی  و خامنه ای  با معاویه و یزید و هارون الرشید و مأمون خیلی آسان تر است تا با زندگی فردی که به خدا ایمان داشته باشد. حالا پیامبر و ائمه پیش کش. ما داریم دو شکل غیر متشابه از رویه پیامبر و خمینی را کنار هم می گذاریم، شما اگر مردید آنرا انطباق بدهید.

* دُلدُل و ذوالجناح نام اسب های امام علی و فرزندش حسین می باشد. البته گویا شاعر خود قصد طنز و انتقاد داشته است ولی این طنز ریشه در تلقینهای آخوندها و متولیان مذهب دارد.

تا فردا، 14آذر 88

Leave a Reply