سکولاریسم ، دیدگاهی ثانوی

 نخستین بارمتولیان رسمی مذاهب و حکومتهای مذهبی بوده اند که  جوامع را به سوی ایده سکولاریسم سوق داده اند.

ایده و دیدگاه سکولاریسم از هنگامی می تواند پای به عرصه تفکرات انسانی گذاشته باشد که انسانها به مرحله زندگی اجتماعی رسیده و نیازبه دیدگاه و تفکری داشته اند که بر مبنای آن جامعه را اداره کنند. در حقیقت قبل از پیدایش حکومتها در جوامع بشری، سکولاریسم نمی توانسته موضوعیت و موجودیتی داشته باشد زیرا چنین دیدگاهی در رد تفکر حکومت دینی مطرح شده و خواسته زمام حکومت و اداره جامعه را از دست متولیان دین خارج سازد، لذا سکولاریسم مؤخر بر ایده حکومت دینی و خود راه و چاره ای برای فرار از آن می باشد و به خودی خود مطرح و موضوع نیست. در عبارتی نه چندان خوب می توان سکولاریسم را “«سنتز» حکومت دینی به شمار آورد.

در هیچ کجای تاریخ و زندگی انسانها برهه ای را نمی توان یافت که انسان معتقد به خدا و آفریننده ای نباشد. آفریننده ای که بر همه امور هستی مسلط، و محیط به همه امورباشد و اصولاً آنچه موجود است را او آفریده باشد و هر موجودی از او موجودیت بگیرد و انسان تمام نیاز هایش را از او بخواهد و برای نزدیکی به او به پرستشش بپردازد. به بیان دیگر انسان همواره موجودی پرستنده بوده است و برای پرستش، سمبلهای گوناگونی را بر می گزیده و روش های متفاوتی را پیش می گرفته که هرکدام بسته به محیط و درجه تکامل فردی ، اجتماعی و تاریخی تفاوتهائی را داشته اند. از پرستش بدوی بت و حیوانات و آتش، تا پرستش ماه و ستارگان و خورشید، و از پرستش بزرگان و شخصیتهای مذهبی و قدرتمندان و شاهان تا پرستش و عبودیت خدائی که فرستنده پیامبران، کتب و وضع کننده ادیان و مذاهبی بوده که راه روش زندگی و «باید نباید» های زندگی بشر را تبیین و تشریح می کرده است. آنچه مسلم است انسان موجودی است پرستنده.

بر خلاف تصور عوام و بعض مذهبیون و…، سکولاریسم یک اعتقاد یا موضعگیری ضد مذهبی نیست  و لزوماً  فرد سکولار، غیر مذهبی نمی باشد. سکولاریسم با حکومت مذهبی مخالف است ونه با مذهب ،اما  دخالت مذهب در امور حکومتی و اداره جامعه را نمی پذیرد و به صلاح جامعه نمی داند.

ما را اعتقاد بر این است که این دیدگاه هر چه باشد، ازمذهبیون معتقد به اسلام پذیرفته نیست ولو آنان اسلام شناسان و فیلسوفان خود خوانده ای چون سروش و بعضی روحانیون و مراجع رسمی مذهبی باشند که بعضاً لقب آیت الناس ووو… را نیز یدک می کشند. بسیاری از مراجع اسلامی صاحب نام  از سالها قبل با دخالت اسلام در امور حکومتب مخالف بوده اند اما پیش از هر چیز این اسلام است که تعیین می کند چه نقشی در جامعه داشته باشد. مطابق اسلام، مسلمان سکولار موجود متناقضی خواهد بود که نمی تواند واقیت داشته باشد، و به زغالی میماند که سفید باشد.پیروان مذاهب دیگر می توانند معتقد به سکولاریسم باشند اما فرد مسلمان، نه. چرا؟!

پس از تجربه مخوف و وحشتناکی که تحت نام حکومت اسلامی در ایران اتفاق افتاد، مسلمانان بسیاری که حتی سالها رؤیای حکومت اسلام را در سر می پروراندندبه این نتیجه رسیده اند که دخالت دادن اسلام در امور اداری و حکومتی جامعه نظریه صحیح و موفقی نخواهد بود و اسلام و متولیان اسلام می بایست صرفاً به امور مذهبی بپردازند و در امور دنیوی دخالتی نداشته باشند.

 

Leave a Reply