طرفداران احمدی نژاد ـ ۲ (برادر لاابالی بنده)
در روزهای قبل از انتخابات اخیر،برادر من و همسرش به فامیل و آشنایان تلفن و توصیه میکردند که به احمدی نژاد رأی بدهند. حتی تهدید کرده بودند که اگر به احمدی نژاد رأی ندهند حق رفتن به منزل آنان را ندارند.
بر خلاف بنده که از سنین ۱۵سالگی سر و شاخم در امور مذهبی و سیاسی می جنبیده است، برادر بزرگم حسین، هر گز نه مذهبی بوده و نه از امور سیاسی چیزی می فهمیده است. حتی برای نصیحت کردن من و توصیه به اجتناب از شرکت در تظاهرات سال ۵۷ بار ها می گفت : “ول کن بابا، گور پدر خمینی بزا و پس انداز.” ایشان هر گز جز به شکم و زیر شکم و زندگی حیوانی اش به چیز دیگری اهمیت نمی داد. تنها یادم می آید در سالهای ۴۸ و ۴۷ هر وقت امتحان رانندگی داشت شب و صبح روز امتحان نماز می خواند،همین و بس.
من با اینکه تنها فرد فامیل و یکی از فعالترین افراد روستا و منطقه در امور سیاسی مذهبی و جریانات موسوم به انقلاب بودم، هر گز کسی به یاد ندارد که من به کسی توصیه کرده باشم که به چه کسی رأی بدهند و یا اینکه از کسی پرسیده باشم که به چه کسی رأی داده اند.
حالا این برادر لامذهب و لاقید بنده، به همراه همسر و خانواده غیر یا ضد مذهبش وارد گود شده اند و با تهدید و ارعاب خط و نشان می کشند که باید به احمدی نژاد رأی بدهی و الا…. این هم نمونه ای دیگر از خروار
Filed under: امروز
من کشاورزم روزگارم بد نیست گاه گاهی تاریخ می خوانم و آن وقتی است که با مردم حال ، حال نتوانم کرد
پدرم تاریخ است مادرم تاریخ است من زتاریخ تولد شده ام
من به تاریخ شروع تاریخ در درون تاریخ پا نهادم بیرون
پس مرا هم تو بنامی تاریخ من خوشم می آید عمه ام تاریخ است و عمویم تاریخ
مهربان است عمویم تاریخ
و تو ای ثالث شعر
تو نوشتی ز عمویم تاریخ
MOM
نفرمایید
امید وارم خوانندگان تو این موضوع را جدی بگیرند و بدانند که به جایی وابسته نیستی و این را من قبول دارم من تو را یک حزب مستقل می دانم که فقط یه عضو داره :خودت
نه جزء دسته های انقلابی هستی نه عضو گروه های ضد انقلاب نه مذهبی سیاسی نه لا مذهب سیاسی (کرچه خودت را سکولار می دانی ) دوستانت و تو گاهی اوقات از هم فرار می کنید . در کتاب « گفتو گو های صریح که سال ها پیش خواندم ، عمادالین باقی در مورد مسعود ده نمکی می نویسد ویژگی های کامل یک قربانی را دارد »
خیلی وقت ها آدم یه کار هایی می کند که ناخواسته رفتار و کردارش مورد سوء استفاده ی دیگران قرار می گیرد
یه شعاری هست که من بهش معتقدم « جهانی فکر کن منطقه ای عمل کن » من در ۵۰ درصد اولی کمی موفق شدم ولی تو دومی شکست خوردم
چرا ؟
چون یه شعار دیگه هم هست «اول خودت رو درست کن» از یه داستان:
«یه روز یه کشیش می خواست جهان را عوض کنه فهمید اول باید کشورش رو تغییر بده هنگام تغییر کشور به این نتیجه رسید که باید شهرش رو سر و سامون بده تو ای هیر و بیر رسید به تغییر محله و خانواده و نهایتا به این که اگه خودش رو تغییر بده جهان تغییر می کنه
اما جالب تر از این ها این هست که زمانی به این نتیجه رسید که خودش نقطه ی تغییر جهان هست که آخرین نفس هاش رو می کشید »
دیدم مردمم رو نمی شناسم تاریخم رو نمی شناسم تحمل ندارم عجول هستم حالت های روشنفکری -دیکتاتوری دارم خیلی مشکل دارم پس پام رو از کفش مردم کشیدم بیرون
حالا هم کاری به کارشون ندارم گاهی حالا بهتر دارم می بینمشون
به قول معروف خودمون «نه نون شو نمی دم نه هل شون»
تو ممکن است از خاطرات دوران بچه گیت و روستات به عنوان مثال استفاده کرده باشی که خیلی مثال های خوبی بود و مشت نمونه ی خروار . اما همین جزئیی ترین انتقاد ها مستمسک بی خردانی قرار خواهد گرفت که «آقا به قول هم شهری تون وضع تون خیلی خرابه» در صورتی که وضع همه جا همین طوره علت و علل ش هم قابل بررسی است
( جایی نوشته بودی«هم روستاییان ابله بنده » جمله ای است که واقعیت ذهنیت شما را از مردمی که از آنها حرف می زنیم نمایان می سازد ) حالا دیگر هر کسی میتواند این موضوع و مشابهات آن را از مطالب شما نقل قول کند . که البته برای ما مهم نیست ولی برای تو ((سعی کن مهم باشد))
من با این که به احمدی رای ندادم و نیز به رقیبش ولی خود را جزئ این توده می دانم که مثل هر ایرانی دیگر براساس بینش شخصی خود به هر که خواستند رای دادند
اما این که گفتی تا به حال به کسی شفارش نکرده ای به چه کسی رای بدهند تو بالاتر از این اقدام کردی به شرح ذیل :
۱- شدیداً برخلاف یک نامزد (انتخاب شده ی فعلی ) تبلیغ می کنی چرا به این رای دادید (به کس دیگه رای بدهید) که البته تاییدی ات بر این که در منطقه ی ما در رای گیری تقلب نشده است
۲- از دست برادر (لا ابا) ناراحتی که چرا به دیگران توصیه می کند به فلانی رای بدهید تو باید خوشحال باشی که برادرت دید سیاسی حتی اگر نادرست هم باشد پیدا کرده است تو برو دیدش رو تغییر بده (البته اگر دیدیش) بالاخره از یه جایی باید مسائل را بفهمه
۳ – مهم تر از همه ی این ها تو با اصل نظام مخالفی پس حد اقل موضع سیاسی خودت رو مشخص کن حد اقل از مردم روستایت بخواه که اصلا شرکت نکنند و وقتی ما همه شرکت کردیم و رای دادیم حرص بخور و ما را ابله بخوان
۴ – دوستان سیاسی ات همشری هایمان را می گویم و همپالگی هایشان (بدت نیاد من اون ها رو هم دوست دارم و همیشه بهشان احترام می گذارم فقط داریم بحث می کنیم) و کلیه ی نیروهای اپزیسیو ن داخل و خارج که از موسوی حمایت کردند و باند سبز را مد کردند به موسوی به عنوان جنازه می نگرند که به عنوان پله کان مورد استفاده قرار گیرد و اگر رای می آورد دوره ی گذر برای آن ها بود نه دوره ی ایده آل
اما تو اساسا اگر به «دوره ی گذر » معتقدی سعی کن به جای بد و بیراه گفتن به امام و رهبر و رئیس جمهور توده ای که باید رای بدهند و به رای یا حمایت آن ها نیاز داری با کلمات غیر موهن مناسبات و عقاید و نظرات خود را بیان کن
مطمئن باش ما می فهمیم
((mom))
سلام
دوست عزیز اصولاً من معتقدم و دلایل فراوان و آشکاری دارم که خمینی از اسلام چیزی نمی دانست و فرد بسیار بی سوادی بود و حتی پسرش مصطفی را قربانی وابستیگیهای سیاسی خودش کرد. دلایل آشکاری دارم که مرا متقاعد می کند که خمینی مأموریتی ضد اسلامی را نمایندگی می کرد و تا حدودی هم موفق شد.
در مطالب همین سایت و بخصوص در سری نوشته های واکسیناسیون انقلاب به آن پرداخته ام و از چند روز پیش هم شروع کرده ام به گفته ها و دیدگاههای خمینی بپردازم و از هر «اولی الالبابی» بخواهم که فکر کند این گفتار و رفتار خمینی چه معنی ای جز کفر و الحاد دارد. اینکه صد ها فقیه یا سفیه و احمقهائی از قبیل منتظری ها و موسوی ها ووو.. هنوز هم برایش تره خرد می کنند ملاک فهم و باور بنده نیست. قرآن همگان را مستقیماً خطاب قرار می دهد و به تفکر و استنتاج می خواند و اگر به گفتار بزرگان دین هم استناد کنیم به این امر بدیهی می رسیم که: اعرف الحق حتی تعرف اهله
شما نیز از چهار چوب روستا و دوستانی که برای بنده از سالها پیش مرده اند خارج شوید و سعی کنید در چهاجوب بدیهیات و منطقی استدلالی و علمی به بحث بپردازید. در غیر اینصورت ازایمیلی که خدمتتان دادم استفاده کنید و خیلی هم خوشحال خواهم بود که نظرات شما را بخوانم ،بدانم و مورد استفاده قرار دهم و در صورت توافق شما در همین سایت منتشر کرده و به بحث گذاشته شود.
شاگردی در محضر استادش گفت: فلان محصل به من حسادت می کند.
استاد جواب داد: جهنم در های مختلفی دارد . اگر او از در حسادت وارد شود تو از در غیبت وارد می شوی. منظور اینکه من زمانی نزدیک بود از در لجبازی وارد جهنم بشوم و از سر لج و مخالفت با دوستانی که بازار انتخابات را به طرفداری از به اصطلاح اصلاح طلبان داغ می کردندمن هم به طرفداری از جناح مخالف بپردازم . جناح مخالف نیز با منتماسهائی گرفته بود. اما ناگهان دیدم که من هم دارم آلت داغتر شدن تنور انتخابات می شوم. یعنی از در دیگری وارد همان جهنم می شوم.
حالا شما از کدام دوستان حرف می زنید. من دیر زمانی است که شرکت در انتخابات را خیانت آشکار به اسلام و ایران به حساب می آورم ولو اینکه صد در صد مردم در آن شرکت کنند و آن شرکت کردن نتیجه خوبی در بر داشته باشد. موسوی محبوب امروز اکثریت مردم، پیشاپیش مرتکب خطای نا بخشودنی شرکت در انتخاباتی شده است که همگان امکان رقابت و شرکت عادلانه در آن را نداشتد. موسوی با شرکت در انتخابات بر عملکرد شورای کفر و حکومت ظلم صحه گذاشته است. این فجایعی هم که امروز کروبی از آن پرده برداشته است سالهاست وجود داشته و در زمان خمینی در اوج خود قرار داشت. در زمان خمینی صدها دختر و زن و پسر مورد تجاوز زندانبانان و مأمورین دادستانی قرار گرفتند و همه هم می دانستند. من با دهها زندانی معصوم که به دستور خمینی فله ای اعدام شدند هم بند و هم سلول بودم. من دختری که قبل از اعدام مورد تجاوز قرار گرفت را از نزدیک می شناسم. من یک از اعدامیان زنده ای که از خونخواری خمینی نجات یافت را از نزدیک می شناسم و با او دوست هستم. شما از کجا و از کی حرف می زنید؟ مگر همین حرفها پیرامون معاویه مطرح نبود ؟ همین الان خیلی از اهل تسنن وقتی از معاویه و یزید نام می برند «رضی الله تعالی» می گویند. شما به چه دلیل فکر می کنید خمینی و خامنه ای متفاوت از معاویه و هارون الرشید هستند؟ من حتی یکروز از عبدالرحمان عوف حرف می زدم یک دوست اهل تسنن من که گوش می کرد در بین کلام من و بعد از نام عبدالرحمن گفت: رضی الله تعالی. من هم بلافاصله گفتم «لعنه الله الی یوم ینفخ فی الصور».بقیه اش بماند. دوست گرامی تمام ادیان با افتادن به دست متولیان رسمیش منحرف و مضمحل شدند. اصولاً امروز مبارزه برای اعتلای اسلام جدا از مبارزه با روحانیت نیست. آن روحانی هر کس که می خواهد باشد. حتی حکومت اسلامی تنها در غیاب روحانیت امکان وجود و نمود پیدا می کند. دلایل بنده در دفاع از اینکه اسلام دین سیاست و حکومت است از استدلال هر کسی قوی تر است. شما فله از سکولار بودن بنده حرف می زنید. من نمی دانم سکولاریسم خوردنی است یا پوشیدنی اما ، میدانم به اسلام کافر بودن منطقی تر است تا اینکه اسلام را به همسایگی مسیحبت بفرستیم.
من در دفاع از اسلام و حکومت اسلام است که مبارزه با این حکومت را واجب می دانم. من خمینی و خامنه ای را برادران قرن بیستمی معاویه قلمداد می کنم و هر وقت در قنوت نماز می خوانم « ربنا افرغ……. وانصرنا علی القوم الکافرین» تجسم من قوم کافرین کسی جز خمینی و خامنه و طرفدارانشان نیست. کجای کاریم؟
این خمینی بود که تفکر بر قراری حکومت اسلامی را برای همیشه زیر سئوال برد.
عاقبت به خیر
تفکر حکومت اسلامی از زمان علی (ع) و مجتبی (ع) برای همیشه زیر سوال رفت
حکومت اسلامی در زمان ما به نسبت حکومت های دیکر است کلا نسبی است
شعار و اهداف با مبنای اصیل اسلام مطرح می شود این اسلامی ها هستند که باید به آن تحقق بخشند
اسنادی که در اختیار دارید هرچه زود تر منتشر نمایید
من به اندازه ی سواد و اطلاعاتم و برمبنای ملاک های قضاوت شخصی از مسائل و آزاد اندیشی بر مبنای منطق در مورد همه چیز می توانم از چهار چوب روستا بیرون بیایم
من در روستا زندگی می کنم و خوشبختانه با شما که در فرانسه هستی در مورد چیز هایی صحبت می کنم که ظاهرا الان نه سودی بر من نه بر تو دارد این در حالی است هر کسی فقط دنبال دو زار در آمد است (البته من هم اگر می توانستم دنبال در زار بیشتر می رفتم)
خلاصه این که تو اینتر نت می چرخم و گاهی کتاب هایی نیز مطالعه می کنم بحث می کنم برای دوستانم حرف های نو می زنم دلیل بر این است که چهار چوب فکری من از جنس چوب نرم است نه زهوار های قاب منظره
این که دوستان قدیم را ذکر کردم می خواستم موضع ات رو نسبت به آنان بدانم که گفتی
البته الان نسبت به قبل بحث جدی تر شده است و من تو پیام اولم عجله کردم و فکر کردم اون را حذف کردی که گفتم چغلیت رو می کنم
اینکه در ربنای نماز تان چه مصداقی برای قوم کافرین در نظر بگیری برای خودت قابل عمل و احترام است و این حق هر کسی است که هر که را می خواهد لعن و نفرین کند
موسوی محبوب اکثر مردم نیست این را می نویسم که اگر کسی روزی مطالب من را خواند و احیانا خواست دکترینی بنویسد یا نظزیه ی براندازانه ارائه دهد یه مهره قوی تر مرد تر امین تر مصمم تر فداکارتر سخنور تر پیدا کند
کسی باشد که جازه ندهد زن در زندگی سیاسی اش تصمیم بگیرد چون اساسا ایرانیان برای زن احترام زیادی قائلند و از مرد انتظار دارند که زن را تحت حمایت قرار دهد نه تحت حمایت زن قرار گیرد
:::::::::::::::::::::خارج از چارچوب بحث:::::::::::::::::::::::
(در فیلم تبلیغالتی موسوی برای کسانی که بی طرفانه نسبت به قضایا می خواستند قضاوت کنند این نکته جالب بود این زن کیست ؟ وجود این زن حکم کسی را داشت که زیر بغل مردی را گرفته تا نیفتد )(به نظر من موسوی به تحریک زنش وارد عرصه شد و با تشویق او در صحنه مانده است که این ممکن است بد نباشد ولی من دوست ندارم که اهمیتی ندارد )(خاتمی را موسوی آورد و موسوی را خاتمی برد)
تورا که شکنجه نکردند اعدامت هم نکردند همین بس است (نمی خوای بگی که اعدامت کردند)
من فکر می کردم زندان زن ها با مرد ها جداست ولی شما می گویی یک زن را آن جا دیده ای ؟
یادمان نرفته یک آقا سعیدی بود که خیلی جنایت کرد انقلابی هم نبود از سران امنیت کشور بود خیانت کرد وقتی جنایاتش فاش شد باندش کشف شد نابود شد اعلام هم شد
اگر کسی از مقام خود سوء استفاده کرد دلیل بر این نیست که همه خائنند .
__—-__—–__—-_”عاقبت به خیر”_—-__—–__—-__