تفاوت از زمین تا آسمان است

ارتشی ها بجز اندک فرماندهان رده بالا ،بقیه می دانستند که با رفتن شاه آنها می مانند و کشور مال آنهاست و ارتش مال کشور و اینکه آنها جزئی از مردمند. اما کشور و مردم بعد از سرنگونی این حکومت یقیناً بسیجی نخواهند داشت و بسیجی هم این را خوب می داند و به همین دلیل کار بسیج تنازع بقاست و نه دفاع از خامنه ای یا حکومت. همچنین است در مورد سپاه و دیگر مدافعان حکومت. به همین دلیل انها با نهایت درنده خوئی سعی می کنند مردم را متوقف کنند.

امروز مأمورین حکومت و بسیج و سپاه پاسداران قبل از آنکه بخواهند از حکومت و دولت دفاع کند از خود و از موجودیت خود دفاع می کنند و این است رمز وحشیگری و بیرحمی بی نظیری که در حق مردم انجام می دهند. آنان قبل از حکومت، خودشان را در خطر نابودی حس می کنند و بیشتر به دفاع از خود می پردازند تا دفاع از حکومت. آنان نگران خود هستند نه حکومت و اسلام. چون عملکرد آنان جای هیچ شبهه ای باقی نمی گذارد که چنین کسانی حتی به خدا و روز حساب نیز اعتقادی ندارند.

آنان بقاء خود و علت وجودی خویش را صرفاً در وجود و حیات این حکومت  می دانند و خوب می دانند که بعد از این حکومت، در آینده این کشور جائی برای ادامه زندگی زالو وار خود نخواهند داشت. این است رمز وحشیگریهائی که حتی در حملات دشمنان خارجی نیز نظیر ندارد. حتی مغولیان و اقوام وحشی و مهاجم نیز در تاخت و تازهایشان، بدین حد از خود درنده خوئی نشان نداده اند. اسکندر مقدونی بعد آنکه همه را به آتش کشید وقتی از برابر قبر کورش می گذشت پیاده شد و ادای احترام کرد و دستور مرمت آنرا داد. اما برای سپاه و بسیج و درنده خویان حکومت غاصب هیچ چیز محترم نیست و آنان حرمت هیچ کس و هیچ چیزی را رعایت نکرده و نمی کنند.

برای قداره بندان خامنه ای و احمدی نژاد پیر و جوان یکی است. زنان و کودکان، سالمند و ناتوان فرقی ندارند وبرهمه به یکسان و با بی رحمی مطلق یورش میبرند. هر عابری را می زنند چون میدانند جز آنان که به تاخت و تاز مشغولند بقیه همه در صف مردم و در مقابل آنان و حکومت غاصبشان قرار دارند. هر کودکی را که در سر راه خود ببینند غیر قابل ترحم می دانند چون یقین دارند که پدرش به حکومت آنان رأی نداده است. هر پیر زنی که بیابند را قابل ضرب و شتم می دانند چون می دانند که او به رقیب رئیس جمهورشان رأی داده است. هر رهگذری را می گیرند و میزنند و میبرند چون  می دانند که یک تظاهر کننده بر ضد حکومت غاصب است. هر دری را می شکنند چون یقین دارند که کسانی در پشت در آماده پیوستن به صفوف مردمند. هر وسیله نقلیه ای را می شکنند چون مطمئن هستند که صاحبش به احمدی نژاد رأی نداده است. از هر کس و هر چیز می ترسند چون آگاه هستند که به جز جیره خواران، دیگران همگی در جبهه مقابل قرار دارند.

مردم به یاد دارند که هیجوقت نسبت به مأمورین حکومت نظامی شاه کینه و تنفری نداشتند. تنها آنان را مأمورانی میدانستند که از ترس و یا از سر ناآگاهی، از شاه در مقابل مردم دفاع می کنند و بعضی از انان خود را مأمور و معذور می داند. اما امروز بسیج و سپاه و مأمورین حکومتی کاری کرده اند که مردم هر دشمن خارجی را بر آنان ترجیح خواهند داد. ارتش و پلیس شاه خود را متعلق به ایران می دانستند ولی سپاه و بسیج خود را متعلق به خامنه ای میداند و میداند که بعد از خامنه ای وجود نخواهد داشت. لذا مردم باید بدانند که بسیحی خوب و مردمی معنا و موضوعیت نخواهد داشت و باید توجه داشته باشند که علت وجودی بسیج دفاع از شخص خامنه ای است و نه حتی ولایت فقیه و اسلام. مردم در روند روزانه زندگی خود باید بسیجی های را از خود طرد و حذف کنند. افراد بسیجی برای مردم هر محلی شناخته شده هستند. بسیجیها در هرکجای ابران که باشند می توانند در کشتار مردم تهران و شرکت داشته باشند. اینطور نیست که فردی بسیجی مخالف برخورد خشن با مردم باشد. بسیجی اگر به کشتار مردم نپردازد دیگر بسیجی نیست. لذا حتی شناسائی وتعیین هویت قاتلین و شکنجه گران جز در مورد مأمورین مخفی و عناصر اطلاعاتی کاری غیر ضروری است و کافی است که بدانیم کسی عضو سپاه یا بسیج میباشد. هر بسیجی و هر پاسداری بالفطره قاتل و متجاوز به حقوق مردم خواهد بود.

Leave a Reply