شیعه علی و اینهمه چاپلوسی؟!

در فرانسه مدتی با مشکل خاصی در گیر بودم. چند روز متوالی چند پلیس می آمدند و کنار من می ایستادند که دست از پا خطا نکنم. یک روز بعد از ظهر ماه اوت بود که یکی از پلیس ها به من گفت اگر به این کارت ادامه بدهی با مشکل قانونی مواجه خواهی شد و نصیحت می کرد که چگونه به کارم ادامه بدهم که از لحاظ قانونی  مشکلی نداشته باشم. چند پلیس دیگر نیز همین نظر را داشتند. در حقیقت برای من داشتند کار یک وکیل را می کردند.

گذشت و آن مسئله خاتمه یافت و من داشتم نامه ای در آن رابطه به مقامات می نوشتم. در نامه ام اشار داشتم به توصیه های پلیس و از آنجا که پلیس برخورد خیلی دوستانه و نصیحتگری با من داشت ، من هنگام نام بردن از پلیس نوشته بودم «پلیس محترم» و البته این احترام را آنها در من بوجود آورده بودند.

نامه ام را را به دوست فرانسوی ای که همسرش ایرانی است نشان دادم تا اگر نیاز دارد اصلاحش کند. ایشان گفت نامه ات درست و قابل فهمه ، فقط این قسمتش راحذف کن. فقط بنویس پلیس. ایشان ادامه داد: پلیس محترم و رئیس جمهور معظم و این حرفها بدرد چاپلوسی توی ایران می خوره . اینجا دستمال یزدی و این حرفها نداریم………مالیها مال ایرانه.

واقعاً ما ایرانی ها قصد احترام داریم یا ……..مالی و چاپلوسی؟ یا اینکه می ترسیم؟ مثلاً یک وکیل دادگستر ای می گفت : قاضی محترم به ماها فحاشی کرد. خوب ، دیگر محترمش کجاست؟

آقای خامنه ای خواهر مادر مردم را بعله، اینهمه خونخواری و درندگی راه انداخته، باز طرفی که آنجایش هفت لاشده می گوید: مقام معظم رهبری فرمودند مادرت را می گایم. کدام معظم و کدام تعظیم؟ آقا همه میدانیم که احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب این مردم نیست و از اول هم نبوده ،منتها اونروز گندش در نیامد چون مردم در صحنه نبودند. حالاهم جنایتی کرده که مشابهش در تاریخ حمله مغول نیز نقل نشده. باز می گویند : رئیس جمهور محترم! اصلاً تو این ریاست را قبول نداری، آن آقا چنین جنایت هولناکی را راه انداخته و چنان سرقتی انجام داده حالا اسمش را با هزار دستمال یزدی بکار بردن چه معنائی دارد؟

آیا این فرانسویان نامسلمان به اسلام و به مرام محمد و علی خیلی نزدیکتر نیستند تا ما؟

محمد و علی ای که از هر نوع تملق و چاپلوسی متنفر بودند!

One Response to “شیعه علی و اینهمه چاپلوسی؟!”

  1. اگر شما با گروه رجوی ارتباطی ندارید چرا مطلبی بر علیه آنها منتشر نمی‌کنید؟

    واصباحا : سلام، آیا شما معتقدید که، «هر که با من نیست دشمن من است»؟ یعنی اگر من اعتقاد یا تعلق خاطر به گرایش با گروه خاصی دارم باید علیه تمام گروههای دیگر شعار بدهم و مطلب بنویسم؟!؟ این دقیقاً چیزی است که از سئوال شما استناط می شود.
    اگر اندکی مطالعه می فرمودید نیازی به پرسیدن این سئوال نبود که گفته اند «آنچیز که هر آئینه معلوم تو گردد در دانستن آن تعجیل مکن». البته شما بیشتر به نظر می رسد که قصد سیخونک زدن داشته باشید و گرنه در سایتی که بهر حال مطالب زیادی وجود دارد گرایش نویسنده مطالب به سادگی آشکار می شود.
    مطالب زیادی در این سایت بوده که بدلایلی در دسترس نیست وگرنه بنده جواب های مختلف را به آن مطالب ارجاع میدادم . جواب شما را به چند جمله از لینک زیر حواله می دهم.

    http://vasabaha.com/1387/04/28/vaccination-6/
    «مجاهدین خلق در چه شرایطی هستند؟ آیا جز این است که فداکار ترینشان دارند زور می زنند تا جائی برای نفس کشیدن پیدا کنند؟برج عاج نشینانشان که حتی ریزش تشکیلاتی بیش از صفر در صد را نمی پذیرند. در حالیکه اگر دو در صد هوار داران سابقشان را داشتند دیگر نیازی نبود به در یوزگی نمایندگان و سناتور های کشور های امپریالیستی(بقول خودشان) بپردازند. حتی اگر در ذهنیت و خاطره مردم نامی ازآنها وجود داشت دنیا ، آمریکا و کشور های اروپائی هم رویشان حساب می کردند و نیازی نداشتند التماس کنند که نامشان را از لیست تروریستها خارج کنند.

Leave a Reply