امروز در نبود احزاب و اپوزیسیونی سازمان یافته چه باید کرد

سه سال پیش درست در چنین روزهائی ایرانیان مقیم در کشورهای خارجی تصمیم گرفته بودند ماه اوت و تعطیلاتشان را در پاریس بگذرانند. این بود که روغن ریخته را نذر امام زاده کردند و نامش را کنفرانس پاریس یا چیزی در همین حدود گذاشتند. دوستی که دست اندر کار تدارکات و هم اهنگی آن وکانس(تعطیلی) پارتی بود خیلی تبلیغ می کرد که این دفعه همه می آیند تا یک فکر اساسی بکنند. دیگر قراره اختلاف سلیقه ها را کنار بگذارند و فلان و بهمان. هدف ایران و نجات ایران است و ایندفعه کاری است حساب شده و مستمر تا تکلیف کشور معلوم شود و… از این حرفها.

ایشان به بنده گفت تو هم می آیی؟ گفتم شرایط طوری هست که مثلاً بنده دوتا سئوال از فلان شخص یا گروه بپرسم. گف نه نه نه. گفتم پس روضه خوانی ای بیش نیست. تا اینکه یکروز با هم دنبال کاری بودیم که ایشان از من خواست یرویم ببینیم که سالن محل کنفرانس اماده شده یا نه و اینکه ببیند چه تدارکاتی باید انجام بگیرد. وقتی رسیدیم صندوق عقب ماشینش را باز کرد و از من هم خواست که بسته های شش تائی محتوی بطریهای آب را بداخل سالن محل کنفرانس ببریم. بنده از همان بسته های آب متوجه شدم که تشخیصم درست بوده و این به اصطلاح کنفرانس «اپوزیسیونی» چیزی زیاد تر از یک وکانس پارتی نیست. نامی که من رویش گذاشته بودم. به آن دوستم نیز گفتم که البته من چشمم آب نمیخورد ولی با اینحال در این جرم با شما همکاری کردم و آبها را بداخل سالن آوردم. امسال و بعد از دوسال به آن دوستم زنگ زدم و گفتم چه شد؟سومین سالگردش هم که گذشت> حرفی نداشت بزند. به او گفتم یادت که می آید آنروز چه گفتم. این که چه گفتم بماند برای بعد.

نبودن احزاب نتیجتاٌ نبودن اپوزسیون را بدنبال دارد، یا بهتر بگویم اپوزیسیون بدون حزب یا احزاب چیزی است در حد حرف. اگر در خارج از کشور احزاب و گروههای سیاسی فعال بودند نتیجتاً اپوزیسیونی هم موجود می بود. باید دانست که تجمعات و تظاهرات خود جوش و مناسبتی را اپوزیسیون نمی نامند. این چیزی است دول خارجی خوب می دانند و به همین دلیل سعی می کنند با حکومت ایران هر چند نابسامان کنار بیایند.

اگر امروز اپوزیسیون و مقدمتاً احزاب فعالی در خارج از کشور وجود داشتند، براحتی و با یک نامه می شد از دولتها خواست که به روابطشان با حکومت غاصب خاتمه دهند.یک نامه تنها می توانست نشانگر اپوزیسیون باشد. کشور های خارجی و بخصوص اروپائی از آمار اپوزیسیون احتمالی میهمان در کشورشان همانقدر آگاهند که از آمار جمعیتی خودشان.لذا یک نامه به ریاست جمهوری فرانسه می توانست نماینده صد هزار نفر باشد. در آنصورت نیازی نبود که برای زدن حرفی یا درخواست موضوعی اقدام به تظاهرات و میتینگ نمود. گیرنده نامه می فهمید که چنانچه به خواست مطرح شده درنامه توجه نکند ،فردا صدهزار نفر جلو دفتر ریاست جمهوری جمع می شوند.

اما حال که چنین چیزی در کار نیست چه باید کرد. محسن مخملباف چند روز دیگر سناریوی جدیدش از کار در می آید ،سازگارا نیز به میمانی …. دعوت می شود، فلانی هم گاوش می زاید، و آنیکی هم بگذار نگویم. ابنها همه خوب ،دستشان درد نکند اما ترس از آن است که این غائله به روز مرگی بیفتد و شخصیتهای شخیص به مقاله نویسی بیفتندو خون ریخته آن بیگناهان به فراموشی سپرده شود.و اینبار مردم به انفعالی چهل ساله فرو می غلتند. حکومت نیز به قلع و قمع یک به یک و بی سر و صدای افراد شناسائی شده و صد البته من بعد برای خرید نان نیز باید از فیلترهای بسیج و سپاه بگذری. دانشگاه و استخدام که جای خود دارد.

اما امروز چنین نیست، اپوزیسیونی وجود ندارد.  مردم حرفشان  زدند و کارشان را هم کردند.راهها برویشان بسته شده. جهانیان همه را دیدند و فهمیدند. تنها راه و تنها چشمه امید مردم اکنون، ایرانیان خارج از کشورند.باید قبل از انکه با عمل انجام شده روبرو بشویم به کشورهای اروپائی هشدار بدهیم که در روابطشان با حکومت ایران تجدید نظر کنند. باید بگوئیم و بخواهیم که گناه و جنایتی که در حق مردم ایران کردند را جبران کنند. باید بگو ئیم که: شما حکومت ملی و مردمی مصدق را تحت محاصره کامل اقتصادی و بایکوت کامل قرار دادید. حال همان کار را با این دولت غاصب و ضد مردم انجام دهید باشد که گناه گذشته خود را جبران کرده باشید. وگرنه ما شما را دوست دشمن خود و دوست قاتلین برادران و خواهران خود قلمداد می کنیم.

۲ Responses to “امروز در نبود احزاب و اپوزیسیونی سازمان یافته چه باید کرد”

  1. دوست عزیز آغاز یک پایان است . این رژیم دیگر آن رژیم سه هفته پیش نیست. این رژیم با همه وحشیگریهایش کاملا بی ثبات و متزلزل و ناپایدار و البته بسیار بسیار شکننده هست شکننده تر از پیش. بهتره که از رسانه های رژیم که ۸۰% مطالب رو منعکس میکنند شقه رو جدی بگیریم و فضای انفجاری جامعه و نیز شعار مردم رو. خود رژیم میگه ۶۰% شرکت کنندگان در قیام رای نداده اند!!! پس شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای که امروز حتی زندانیان سیاسی بهنگام اعدام فریاد میکنند رو جدی بگیریم خودش همه حرف رو میزنه نیازی به تحلیلهای چپ اندرقیچی نیازی نیست. چون مبارزه میکنیم پس هستیم و چون هستیم مبارزه میکنیم. ضمنا نترسیم چون همه ما مردم ایران با هم هستیم. از سرکوب نترسیم ما همه با هم هستیم.

    واصباحا: سلام
    گویا بنده نتوانسته باشم مطلب را خوب بیان کنم. نگرانی من کشور های خارجی و بخصوص اروپائیان می باشد. توصیه بنده هم به هموطنان خازج از کشور می باشد. ضمناً، هر چقدر قوی و هر چقدر مطمئن ،باز دشمن را نباید دست کم گرفت. دشمنان ما فقط در تهران و بیت خامنه ای نیستند. باید در تمام جبهه ها به مقابله بر خیزیم. ما ویژگی های خاص خود را داریم. اگر چنین حرکتی در هر کجای دنیا انجام شده بود حکومتش با کمال سر افکندگی کنار می کشید. باید همه جا را پائید.

  2. movafeg hastam

Leave a Reply