واکسیناسیون انقلاب ۳ (پلکان خالی)
آن بالا ایستاده اند ـ
منتظر تخلیه رهبرشان توسط خلبان فرانسوی ـ
از آن همه دوست و همراه و یار غار ،هیچکس او را همراهی نمی کندـ
دستی پیدا و نهان و شاید یک انتخاب و اتفاق طبیعی و معجزه گر صحنه ای آفریده تا معلوم شود اوتوسط اجانب به ایران آورده شده ـ
تنها این خلبان فرانسوی است که افتخار همراهی خمینی را دارد،و نه حتی پسرش ـ
خلبانی که در یک سفر، اندک تفاوتی با یک راننده اتوبوس دارد، و آنهم تفاوتی کمّی. زیرا ما در ایران راننده های اتوبوس بمراتب تحصیلکرده تر از آن خلبان فرانسوی داریم ـ
اینطور که قرار گرفته اند خمینی بعد از خلبان فرانسوی پای بر خاک ایران می گذارد ـ
پسرش از پشت سر و با نگرانی نگاه می کند که پدرش را چگونه تحویل می دهند ـ
اگر تمام فلاسفه عالم جمع شوند، بر این صحنه از نمایش توضیحی نخواهند داشت.نه توضیحی اخلاقی و نه اجتماعی و نه اینکه این می توان آنرا حاکی از احترام دانست ـ
جز اینکه تصور شود که کسی را به جائی می برند ـ
همانگونه که شاه را پس از کودتای ۲۸ مرداد ـ
…………………………………………………………………………..
وقتی خمینی از پلکان هواپیمای فرانسوی پائین می آمد، تا زمانی که پایش زمین فرودگاه را لمس کرد پلکان در پشت سرش خالی بود. اثری از دوستان، نزدیکان و افراد حمایت کننده اش نبود. آنان که پایه و ارکان حکومت و شورای انقلابش بودند، همراهیش نمی کردند و در این نمایش، پیام مرموزی نهفته بود که حکایت از ابتر بودن او می کرد و پیشاپیش،ماهیت آنچه انقلاب نامیده می شد و رهبرش را به تصویر می کشید. گویا اراده ای نا پیدا بار دیگر بلاهت روشنفکران و سیاسیون مارا می آزمود و برخمان می کشید. همان اراده ای که تصویر خمینی را در ماه اسلاید کرد،بلاهت مردمی که باور می کردند و نخبگانی که دم بر نمی آوردند را می سنجید تا نسبت به طول مدت تأثیر پادزهر تزریق شده به پیکر جامعه استحمار زده اطمینان حاصل کند.تزریق پادزهر انقلاب یا واکسیناسیونی که انقلابش می پنداشتند.
![]()
آنهائی که خمینی را ازسرگردانی کشور های خلیج و کویت و امارات به فرانسه راهنمائی کردند ومیزبانش شدند،در پلکان هواپیما اثری از آنها نبود . آیاآنها که او را به تریبون خبری جهان رساندند تا انقلابش را واقعی ترنمایش دهد نمی فهمیدند که ارزشی کمتر از خلبان فرانسوی دارند؟ و هنوز هم به فکر نیافتاده اند که چرا اجازه نداشتند افتخار همراهی رهبر خود را داشته باشند؟ و هنوز هم نمی خواهند معنای این پانتومیم را بفهمند و یا باور کنند که این نمایش ، سخنی ندارد و نداشت جز اینکه بفهماند، که این فرانسه است که به نمایندگی از طرف قدرت های استعماری و چپاولگر، انقلاب و رهبرش را توسط یک فرانسوی دون پایه به کشور ما صادر کرده است و آن طفیلی های پشت سر از همان داخل هواپیما تاریخ مصرفشان به سر رسیده بود، ولو چند صباحی وزیر و امیر، و یا حتی رئیس جمهور شدند.
آنهائی که در درون هواپیما ودر بالای پلکان ناظر تخلیه رهبرشان ماندند، احمق ترین این ملت بودند و خائن ترین باقی مانده اند.زیرا با وجود بی نهایتی از ادلّه و بیّنات ، توجیهی بر تجاهل خود نمتوانند داشته باشند ؛که هنوز هم اصرار بر وجود انقلابی مردمی و اسلامی دارند که رهبرش خمینی بوده. رجّاله ای مانند بنی صدر هنوز حرف از انقلاب اسلامی می زند و حاضر نیست دکان انقلاب اسلامی اش را تخته کند.لذا آنچه میماند و هست خیانت است و اصرار بر تداومش.و باز می خواهند اثبات کنند انقلابی در کار بوده و رهبری ای و انقلابیونی. وهنوز ترس و نگرانیشان انحراف و از دست رفتن انقلاب است.انقلابی که بالفطره،خود انحرافی ازمسیر طبیعی جنبش مردم ایران بود و هدفی جز به بیراهه کشاندن نیروها نداشت.اما آقایان هنوز نگرانند که نکند انقلاب (تعزیه)بهم بخورد .هنوز دنبال احیای آرمان های امامشان میباشند و زور میزنند به دروغ آرمان تخیلی ای برای او ترسیم کنند ،باشد که چند صباحی دیگر مردم ایران را در جاده گـــوادلوپ به پیش ببرند.ـ
این خیانت کاران که بعضاً نام حزب و سازمانی را هم یدک می کشند و راه را بر هر حرکت و تشکلی سد کرده اند، درآرمانهای امامشان چه می جویند
جزآنچه خود خمینی صریحا اعلام میدارد :
« اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم به طور انقلابی عمل کرده بودیم و قلم تمام مطبوعات مزدور را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد را تعطیل کرده بودیم و رؤسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزبهای فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم و رؤسای آنها را به جزای خودشان رسانده بودیم، چوبه های دار در میدانهای بزرگ بر پا کرده بودیم و مفسدین وفاسدین را درو کرده بودیم این زحمتها پیش نمی آمد. من از پیشگاه خدای متعال و ملت عزیز عذر می خواهم[…]
دولت ما انقلابی نیست، ارتش ما انقلابی نیست، ژاندارمری ما انقلابی نیست، شهربانی ما انقلابی نیست پاسداران ما هم انقلابی نیستند، من هم انقلابی نیستم. اگر ما انقلابی بودیم اجازه نمی دادیم اینها اظهار وجود کننند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می کردیم، تمام جبهه ها را ممنوع اعلام می کردیم و یک حزب و آن حزب الله، حزب مستضعفین تشکیل می دادیم و من توبه می کنم از این اشتباهی که کردم و من اعلام می کنم به این قشرهای فاسد در سرتاسر ایران که اگر سر جای خود ننشینند ما به طور انقلابی با آنها عمل می کنیم. مولای ما امیرالمؤمنین سلام الله علیه، مرد نمونهً عالم، آن انسان به تمام معنا، …در عبادت آنطور بود، در برابر مستکبرین و کسانی که توطئه می کردند شمشیر را می کشید و هفتصد نفر را در یک روز چنانکه نقل می کنند از یهود بنی قریظه که نظیر اسرائیلیها بودند و شاید اینها از نسل انها باشند، از دم شمشیر می گذراند ما نمی خواهیم در ایران ، در دنیای اسلام و در خارج کشور، وجاهت پیدا کنیم ما می خواهیم به امر خدا عمل کنیم و خواهیم کرد. «اشدا علی الکفار و رحمابینهم». این توطئه گرها در کردستان و در غیر آن در صف کفار هستند، با آنها باید با شدت رفتار کرد. دولت باید با شدت رفتار کند،ارتش باید باشدت رفتار کند. ژندارمری باید با شدت رفتار کند، اگر مسامحه کنند ما با خود همین مسامحه گرها با شدت رفتار می کنیم … دادستان انقلاب موظف است تمام مجلاتی را که برضد مسیر ملت است و توطئه گر است توقیف کند و نویسدگان آنها را دعوت کند به دادگاه و محاکمه کند، موظف است کسانی را که توطئه می کنند و اسم حزب روی خودشان می گذارند، رؤسای آنها را بخواهند وآنها را محاکمه کنند. فاسدها را سرکوب کنید. عذرها را کنار بگذارید. بروید توطئه گرها را سرکوب کنید. دولت مسامحه نکند. ارتش مسامحه نکند. پاسداران مسامحه نکنند… » (کیهان۲۷مرداد۱۳۵۸)
این است آرمان امام امت و رهبرشان و این است امیال دد منشانه کسی که اصلاح طلبان مفسد تأسف می خورند که چرا به فراموشی سپرده شده است و یا اینکه چرا انقلاب می رود که از آن فاصله بگیرد.و این است آنچه اصلاح طلبان فریبکار ،در حفظش خود را محق تر از جناح مقابل می دانند.ـ
این است آنچه منتظری خائن هنوز دست از دفاعش بر نمی دارد، و تاریک فکران خائن به مردم می روند تا از این عامل جرائم امامزاده دیگری بسازند.این است تعزیه ای که آقایان می ترسند بر هم بخورد.ـ
حقیقت این است که این انقلاب(واکسیناسیون) ذرّه ای از آرمانها واهداف مورد نظر رهبری و طراحانش فاصله نگرفته و خیلی خوب به نتایج مطلوب سازندگانش نزدیک شده است.اما آقایان علیرغم اطلاع کامل از ماهیت ،و چگونه رقم خوردن انقلاب، بدلیل منافع ویا به خاطر شراکتشان در جرم، باز بر فریب افکار عمومی همت میگمارند . به عنوان نمونه، این آقای ابراهیم یزدی، با اطلاع و حضور نزدیکش در مسائل انقلاب و حشر و نشرش با خمینی، و اطلاع از تصمیمات قدرتها و مسائل پشت و پیش پرده و کنفرانس گوادلوپ، طوری حرف می زند که آدم شک نمی کندکه ایشان اگر مغز خر نخورده باشد ، یقینا باید ریشش به جائی بند باشد که هنوز نگران انحراف و بر هم خوردن انقلاب( تعزیه )می باشد. ـ
من از تمام کسانی که هنوز فکر می کنند انقلابی در کار بوده ، و مردمی بطور طبیعی و آگاهانه برای احقاق حقوق انسانی خویش براه افتادند و حکومت دلخواهشان را انتخاب کردند، می پرسم که: آیا اگر برگزیدگان خانواده ای با یک اتوبوس از سفر باز گردندند، بزرگ،پیر،عزیزویا پدر آن خانواده به هنگام مراجعت به خانه، چگونه و توسط چه کسانی همراهی می شود؟ اگر او را ناتوان از راه رفتن فرض کنیم، آیا او بوسیله کدام عضو خانواده ملازمت میشود؟آیا مهمترین و نزدیک ترین فرد آن خانواده افتخار چنین کاری را نخواهد داشت؟ و آیا افراد در انجام چنین کاری حتی به رقابت نمی پردازند؟د آیا هر کس سعی نخواهد کرد از دیگران سبقت بگیرد؟ یا اینکه همه رهایش می کنند تا راننده اتوبوس او را همراهی کند و بقیه در اتوبوس میمانند تا راننده اتوبوس آن شخص مثلا بسیار محترم را به تنهائی و تک و تنها پیاده کند،همانگونه که معمولا چمدانهای مسافران تخلیه می کند!؟
دلیل منطقی و بدون پرت و پلا گوئی آن چه می تواند باشد که حتی پسر و نزدیکترین و تنها عضوبر جسته خانواده اش اندکی عقبتر حرکت می کند، تا ببیند خلبان بیگانه چگونه پدرش را حمل می کند.
آیا این یک اتفاق خود بخودی بوده ؟ و اگر این نمایش را خوشبینانه دلیل احترام فوق العاده و سمبلیک بودن ماجرا تلقی کنیم ، در آن صورت نباید گفت که آن همه سیاسیون ، یاران ، و کسانی که بال و پر پروازش بودند و ستون های حکومت و انقلابش، همه و همه و حتی فرزندش، ارزشی کمتر از یک خلبان بیگانه داشته اند!!؟ خلبان بیگانه ای که خواهد رفت ودیگر هرگز کاری با او و اطرافیانش نخواهد داشت.خلبان بیگانه ای که در یک سفر،شاید اندک تفاوتی هم با راننده یک اتوبوس ندارد که ما در ایران رانندگان اتوبوس فراوانی داریم که مدارج بالای دانشگاهی دارند.
فـــاعـــــــتبروا یا اولی الابصـــار
Filed under: واکسیناسیون انقلاب


روزی که بیگانگان تصمیم گرفتند رژیم شاه ن شاهی را عوض کنند فکر کردند می توانند از خمینی سوء استفاده کنند و این کار هایی که تو گفتی انجام دادند اما نمی دانستند که دوستان شان بی عرضه تر از آن هستند که بتوانند حکومت تشکیل دهند و خمینی قوی تر از آن است که کسی بتوانند اورا دور بزنند چون دوستان و شاگردان با هوشی داشت (حتی کروبی) خب نتیجه این شد که دیدید
حالا هر چی می خوای بر علیه خمینی بنویس
خمینی کسی بود که یه مادر همه پسران خود را به راه او فدا کرد
وقتی خمینی در تبعید بود تو تو اتاق خونه تون داشتی برنامه اصغر ترقه را می دیدی
خمینی سایت نداشت تو داری . ببینم چکار می تونی بکنی
اگر هم کاری بکنی بنا به ماهیت هر تغییر (انقلاب) اولین خوراک انقلاب خود تویی
خیلی رو دوستان اروپایی حساب نکن کاری که باشیخ خزئل _آخوند سید ضیاء _ رضا شاه _ محمد رضا شون کردند با تو هم می کنن اگه موفق بشی
هی بنویس بنویس بنویس پلکان را تفسیر کن
فوق فوق ش ۲۰ سال دیگه هم بنویس بعدش می خوای چکار کنی ؟
اولین کسی نبودی که نوشتی تفسیر کردی
علی دشتی _ رشدی _ کسروی _ هم نوشتند تو برا خمینی نوشتی اونا برا والاتر و بالاترش نوشتند و هر جور می خواستند تفسیر کردند و مردند اگر مرگ پایان زندگی است بنویس
اگر نیست پس تا صبح قیامت بنویس
کسانی هستند که بخوانند
اما بنویس چند میلیون منتظر پایین آمدن از پلکان بودند
تو هر محله ای یه جعبه ی جادو بود همه ی اهل محل آنجا جمع می شدن تا همین تصاویر راببینند اما هیچ کس بجز خمینی از پله ها پایین نیامد و مردم فقط اورا دیدند و از مرد (خلبان یا مهماندار) عینک دودی(با زبان بی زبانی) تشکر کردند که به خمینی کمک کرد تا پایش به خاک ایران برسد
اما در محل ما یک تلوزیون دیگر هم بود که صاحب آن اجازه نداد همسایه ها ورود خمینی راببینند و تو می دانی آن tv در کدام اتاق بود
بنویس طنز بنویس هجو بنویس بنویس هستند کسانی که با اشتیاق بخوانند
آری اینچنین بود برادر …
فاعتبروا یا اولی الالباب
بنده جملات موثق و آدرس دار خمینی را با صدا خودش یا با نقل سند و مأخذ و مرجع نقل می کنم و کسانی آن جملات را هجو و طنز می انگارند در حالیکه متوجه نیستند که قرارشان این است که از خمینی دفاع کنند و نه از بنده. شما دارید جملات خمینی را هجو و طنز قلمداد می کنید ؟ خوب ما هم همین را می گوئیم. پس اختلافمان در کجاست؟
تقصیر بنده نیست که خمینی منافقانه سخنانی را بر زبان رانده. امروز گفته انقلاب را باید صادر کنیم. جای دیگر گفته حرف صدور انقلاب کار دشمنان است. اینجا گفته روحانیون به امر دین امور معنوی بپردازند و در امور حکومتی دخالت نکنند. جند روز بعد گفته فقط روحانیون باید مملکت را اداره کنند.
از دو هزار سال استعمار امریکا حرف می زند،در حالیکه تاریخ پیدایش حکومت و دولتی به نام امریکابه سیصد سال هم نمی رسد. روایت و حدیث داریم که گفته شده مؤمن مقتصد است اما خمینی می گوید اقتصاد مال خر است.
امام علی تنها و اولین شرط پذیرش خلافت را پس گرفتن اموال حرام یعنی ـ اقتصاد ـ تعیین می کند. خمینی می گوید اقتصاد مال خر است. امام علی می گوید اگر به خاطر احقاق حق مظلومان نبود خلافت را رها می کردم. خمینی می گوید مظلومان حرف از احقاق حقوقشان نزنند زیرا اقتصاد مال خر است. مگر خارج از چهار چوب اقتصاد حقی برای پایمالی وجود دارد. خمینی ارتباط و تشکل و حزب را باعث تفرقه مردم میداند،اما قرآن حزب و ارتباط حزبی را مایه اتحاد و قدرت مردم قلمداد می کند.
قرآن می گوید ” لم تقولون ما لا تفعلون. خمینی هزار حرف می زند که به هیج کدام آنها عمل نمی کند. نفت مجانی ،برق مجانی ، اتوبوس مجانی، اینها حرفهای من نیست. قول های بدون عمل خمینی است.
برادر، کسی چشمداشت نفت و آب و برق و اتوبوس مجانی ندارد و نداشته است. اصولاً این حرفها عملی ،علمی و منطقی نیست. اما این حرفها از دهان کسی بیرون آمده که هر گز نه از عملی بودن انها اطلاع داشته و نه قصد عمل به آنها را داشته.
این خمینی است که گفته مرد آن است که حرفش دوتا باشد. من نگفته ام. خوب مردانگی او نیز بر اساس تفکر خودش بوده است . یعنی حرفش دو تا باشد. یعنی به حرفش عمل نکند . این ها حرفهای من نیست . چه کسی وقاحت آنرا دارد که بگوید این حرفها مال خمینی نیست؟ باز هم بگویم. از مدتی پیش شروع کرده ام که گفته ها ، نوشته و سخنان مکتوب خمینی و نوارهای سخنان متناقض و منافقانه او را منتشر کنم. هر روز یک سخن، یک نوار ، یک نوشته و یک جمله. شما می خواهید بگوئید مانند خمینی معتقدید مرد باید حرفش یکی نباشد. یا می خواهید مدارک زنده اظهر من الشمس را منکر شوید و دروغ قلمداد کنید. اگر آنها را همینطور قبوا دارید که تکلیفتان معلوم است. اگر آنها را دروغ و شایعه و بهتان حساب می کنید ، پس به گوینده واقعی آن گفتاری که دروغش می پندارید لعنت بفرستید.
دیگر چه بگویم جز ، لکم دینکم و لی دین. برادر بنده حرفهای شما را و این نوشته جوابیه را هر چند تکراری، در پست بعدی سایت منتشر می کنم. قضاوت با اولی الالباب.
عاقبت به خیر
با عرض سلام و خسته نباشید
فکر کنم آرشیو کاملی از سخنان خمینی را در اختیار داشته باشی بماند که این آرشیو کامل از کجا به دست تو افتاده است
سخنرانی که با این جملات شروع می شود (شما خوشدل نباشید به اینکه ….) به عنوان یک فایل صوتی موبایل را گوش کرده ام که الان در دستررسم نیست . چند نفر دیگر هم بودند که سواد شون و فهم شون از از من خیلی بالاتر بود و نتیجه گیری هایی مانند مطالب شما کردند البته با خط دهی یکی از دوستان
من از آن جملات و بیانات ساده برداشتم این بود و هست که ایشان منظورشان این بود که از این انقلاب حداقل چیزی که می توانید بخواهید رفاه و آسایش دنیوی است که در انقلاب های با ماهیت غیر دینی هم یافت می شود و بهتر است از این موقعیت علاوه بر منافع مادی منافع اخروی را نیز در نظر بگیرید یعنی اگر دور من جمع شده اید هی شعار می دید خمینی خمینی اگه من رهبرم و شما من رو قبول دارید و خواستید من باشم این یکی از اهداف ماست ایشان یک ایده آل را مطرح نمودند که باید در نظر داشت که قرآن هم تمامی و جزء جزء یک ایده آل است آیا اجرا شده است قرآن با علی هم اجرا نشد
در روزگار ما عدالت با کمونیسم اجرا نشد اگر شد چرا از هم پاشید در جایی نوشته بودید که مفهوم آن این است «اگر در حکومت کمونیستی و مارکسیستی ستم شد مشکل اجرا بود نه در اصل کمونیسم »
اجرای عدالت در هر حکومتی وابسته به مجریان ریز و درشت است این همه عزل و نصب در حکومت عدالت علی نشان از آن است که بی کفایتی در مجریان در آن حکومت هم بود
امروزه نیز از کشور چین گرفته تا آمریکا رسوایی های مالی و فساد وجود دارد و اساسا اهداف و قوانین همه ی کشور ها بر اساس منطق و حقیقت بنا شده است
یک چیزی هست که از بانی و مستمع و خدمتگزار (ثالث) باید در نظر بگیرند که خمینی ایده آل هایی را مطرح کرد که به طور باور نکردنی مورد حمایت قرار گرفت چون مردم خودش را می خواستند که باشد که هرچه گفت برایشان حجت بود
خمینی حتما در شرایط روحی خاص و در مکان و زمان خاص ممکن است یک کلمه را جابجا گفته باشد
مانند سخنرانی ۱۲ بهمن که چند بار مجلس شورای ملی
را با عنوان مجلس سنا عنوان نمودند اما دست آخر اصلاح نمودند
آیا به کار بردن واژه ی «یاوه »به جای «سخن یا حرف » هجو نیست آیا پیاده کردن و تفسیر یک نوار سخنرانی به روش شما طنز نیست (طنز بد نیست اما مساءل مهم تری وجود دارد )
آیا خمینی همین چند تا سخنرانی را داشته
روزی که خمینی حرف زد و سخنرانی کرد زمانی بود که گلوی هر سخنرانی زیز پنجه ی آریا مهر فشرده می شد(البته خود سانسوری محض بود) خمینی فهمید و گفت
خیلی ها نفهمیدند که بگویند و همه ی کسانی که فهمیدند نتوانستند که بگویند
تریلی های شاهپور غلامرضا یادت می آید با راننده های زن کره ای که در جاده های باریک آن روز با سرعت زیاد حرکت می کردند و اگر کسی را می کشتند کسی جواب نمی شنید که بخواهد جواب بگوید
ملت از بس خواری کشید به انقلاب کشیده شد
قضاوت با اولی الالباب
سلام
دمت گرم ، نمردیم و سلام شما را خواندیم.
آخه هر دفعه بی سلام و سنگ بدست وارد می شدی. به هر حال تشکر بنده را بپذیر و مرابه دیده اغماض بنگر که از حقیر کاری ساخته نیست. پیامبر ما با تمام امداد های الهی و پشتوانه بی کرانی که داشت خیلی ها را نتوانست متقاعد کند. تکلیف امثال بنده معلوم است. اما وظیفه حکم می کند که به حقیقتی که پی برده ایم عمل و به دیگران نیز یادآوری کنیم. پیامبر نیز کارش یادآوری بود. ما هم پیرو اوئیم و بنده خدای او که گفت :
” فذکر انما انت مذکر و لست علیهم بمصیطر
در پایان از شما خواهش می کنم که سعی کنید مطالب یا نظرات خودتان را طوری بنویسید که مخاطب ان شخص من نباشد. طوری بنویسید که گویا این سایت متعلق به شماست و می خواهید مبانی فکری و اعتقادی خودتان را تبیین و تبلیغ کنید. بنده هم همانطور که قبلاً گفتم مطلب شما را از قسمت نظرات به پست جدید منتقل خواهم کرد. شما مطلب جامعی بنویسید و در رد تمام مطالب این سایت هر نقدی دارید بنویسید و بنده هم آنرا به جای پست جدید سایت منتشر می کنم. بهتر از این ؟ شما می گوئید دوغتان شیرین تر است. خوب . بنده هم پیشنهاد می کنم که دوغ شیرینتان را بیاورید در ویترین اصلی مغازه بنده بگذارید، جلویش هم بنویس که دوغ صاحب این مغازه شوره ، ترشه، تلخه، اصلاً خوب نیست نخرید. تا یار که رابیند و میلش به که باشد.
در مورد نظرات نیز اگر دیده باشید خیلی ها فحش هم داده اند و من حذف نکرده ام. من که احمدی نژاد نیستم.
اینکه تا کنون دکان ما تخته نشده از امداد های غیبی بوده. اگر پیش آمد که این سایت قابل دسترسی نبود، چنانچه خواهان بودید با ایمیلی که خدمتتان داده بودم تماس بگیرید تا آدرس دیگری را معرفی کنم. دقیقاً همین سایت با آدرس دیگری هم منتشر می شود.
والسلام فقط علی عبادالله الصالحین
“”"”"”"”"سلام بی سنگ خیلی عبارت قشنگی هست”"”"”"”"”
با سلام و خسته نباشید
بعدش هم به نام خدا وند بخشنده ی بخشایشگر
دوست دارم برای تک تک جملات نظرم رو بنویسم چون نظر دارم .
این سایت متعلق به شماست (امروز دیگه دلم نمی یاد بگم تو)
اما قسمت نظرات مال منه من هم از حق خودم استفاده می کنم و هرچی هر چقدر هر وقت هر جا بخوام می نویسم
مخاطب اولیه من شما هستید و دیگر کاربران مخاطب ثانویه ی من (من و دیگر کاربران مخاطب اولیه ی شما هستیم )
اساسا این ماهیت اینتر نت است که همه هم دیگر را می بینند و هرکس هروقت و هر چه خواست مخاطب می شود و مخاطب قرار می دهد .
من و شما از یک روش و یک منطق و یک استدلال استفاده می کنیم (با توجه به اینکه سواد شما بیشتر است) اما با ۱۸۰ درجه اختلاف در نتیجه گیری ، پس ما در مسئله و روش حل مسئله یکی هستیم اما به دو پاسخ رسیده ایم
پس اگر ما هنوز همسایه ی شما بودیم (شما همسایه ی ما) مسئله ی مهم تری پیش می آمد :
::::::::::::: آیا ما می توانستیم با هم به تعامل و تعادل برسیم و هر روز صبح به هم سلام کنیم ؟::::::::::::::::
آیا با هم دعوا می کردیم یا قهر می کردیم ؟ یا این مسائل را واقعیت زندگی می دانستیم و در حاشیه ی آن .
تو بهتر می دانی این مسائل اوایل انقلاب باعث بر هم خوردن تعادل اجتماعات کوچک و محلی شد بین خانواده ها و هم محلی ها به خاطر جهل مردم و اینکه اصل که انسانیت و شرف است را فدای عقیده های ناقص کردند وحدت را فدای خود خواهی .
چون طرف افکار ضد انقلابی داشت (غیر محارب ) یا رفتار غیر مذهبی داشت به انحاء مختلف از طرف توده ی مردم بدتر از خودش که بلد نبودند روشن فکری چیست و انقلاب با کدام غین نوشته می شود طرد می شدند چون خیلی ها منافع شان در تفرقه بود هم به این مسائل دامن می زدند مثلا در محل ما تا تفرقه نبود خیلی ها نمی توانستند شورا شوند نماینده به مجلس بفرستند بر بسیج(ارگان خود جوش مردمی ) تسلط پیدا کنند که همه آن ها به حافظه ی فراموشکار تاریخ سپرده شده است .
آری :
((پیامبر ما با تمام امداد های الهی و پشتوانه بی کرانی که داشت خیلی ها را نتوانست متقاعد کند. تکلیف امثال بنده معلوم است))
اما پیامبر سنگ خورد (از بچه های کوچولوی محل ) خاکستر و کم محلی و بقیه چیز ها را هم به جان خرید اما ماند ، نرفت و پیروز شد حتی بعد هم که همه چیز به انحراف کشیده شد باز هم پیروز بود تا حالا هم پیروز است زیرا اساس بعثت پیامبران اختیار انسان است و حکمت قضا و قدر خدا .
پیامبر فقط تذکر داد و اگر کسی نمی فهمید باز هم تذکر می داد و اگر خود را به نفهمی می زد معجزه می آورد واگر باز هم به نفهمی می زد می گفت : «لکم دینکم و لی الدین » این را به مشرکان قبل از اسلام و به کافران (پوشانندگان حق) بعد از اسلام گفت .
من هم تعجب کرده ام چرا فیلتر نشده اید گر چه فیلتر اهمیتی ندارد بالاخره اگر من بخواهم می شود هر فیلتری را شکست
امید وارم اگر روزی خواستند سایت شما را فیلتر کنند نظرات من اینقدر با ارزش باشد که به خاطر مطالب من هم که شده این کار را نکنند .
امید وارم این فیلتر نشدن ها به خاطر مهلت دادن به شما و من نباشد اما اگر این سایت غیر قابل دسترسی شد من بر مخابرات و نظام خرده نمی گیرم تو هر مملکتی فیلتر وجود دارد.
اولین نظرات من از سه عنصر خالی بود
((به نام خدا
سلام
خداحافظی))
::::::::::::::::والسلام علی عبادالله الصالحین (بدون فقط):::::::::::::::
سلام
سلام بی سنگ خیلی عبارت قشنگی هست
با سلام و خسته نباشید
بعدش هم به نام خدا وند بخشنده ی بخشایشگر
دوست دارم برای تک تک جملات نظرم رو بنویسم چون نظر دارم .
این سایت متعلق به شماست (امروز دیگه دلم نمی یاد بگم تو)
اما قسمت نظرات مال منه من هم از حق خودم استفاده می کنم و هرچی هر چقدر هر وقت هر جا بخوام می نویسم
مخاطب اولیه من شما هستید و دیگر کاربران مخاطب ثانویه ی من (من و دیگر کاربران مخاطب اولیه ی شما هستیم )
اساسا این ماهیت اینتر نت است که همه هم دیگر را می بینند و هرکس هروقت و هر چه خواست مخاطب می شود و مخاطب قرار می دهد .
من و شما از یک روش و یک منطق و یک استدلال استفاده می کنیم (با توجه به اینکه سواد شما بیشتر است) اما با ۱۸۰ درجه اختلاف در نتیجه گیری ، پس ما در مسئله و روش حل مسئله یکی هستیم اما به دو پاسخ رسیده ایم
پس اگر ما هنوز همسایه ی شما بودیم (شما همسایه ی ما) مسئله ی مهم تری پیش می آمد :
::::::::::::: آیا ما می توانستیم با هم به تعامل و تعادل برسیم و هر روز صبح به هم سلام کنیم ؟::::::::::::::::
آیا با هم دعوا می کردیم یا قهر می کردیم ؟ یا این مسائل را واقعیت زندگی می دانستیم و در حاشیه ی آن .
تو بهتر می دانی این مسائل اوایل انقلاب باعث بر هم خوردن تعادل اجتماعات کوچک و محلی شد بین خانواده ها و هم محلی ها به خاطر جهل مردم و اینکه اصل که انسانیت و شرف است را فدای عقیده های ناقص کردند وحدت را فدای خود خواهی .
چون طرف افکار ضد انقلابی داشت (غیر محارب ) یا رفتار غیر مذهبی داشت به انحاء مختلف از طرف توده ی مردم بدتر از خودش که بلد نبودند روشن فکری چیست و انقلاب با کدام غین نوشته می شود طرد می شدند چون خیلی ها منافع شان در تفرقه بود هم به این مسائل دامن می زدند مثلا در محل ما تا تفرقه نبود خیلی ها نمی توانستند شورا شوند نماینده به مجلس بفرستند بر بسیج(ارگان خود جوش مردمی ) تسلط پیدا کنند که همه آن ها به حافظه ی فراموشکار تاریخ سپرده شده است .
آری :
((پیامبر ما با تمام امداد های الهی و پشتوانه بی کرانی که داشت خیلی ها را نتوانست متقاعد کند. تکلیف امثال بنده معلوم است))
اما پیامبر سنگ خورد (از بچه های کوچولوی محل ) خاکستر و کم محلی و بقیه چیز ها را هم به جان خرید اما ماند ، نرفت و پیروز شد حتی بعد هم که همه چیز به انحراف کشیده شد باز هم پیروز بود تا حالا هم پیروز است زیرا اساس بعثت پیامبران اختیار انسان است و حکمت قضا و قدر خدا .
پیامبر فقط تذکر داد و اگر کسی نمی فهمید باز هم تذکر می داد و اگر خود را به نفهمی می زد معجزه می آورد واگر باز هم به نفهمی می زد می گفت : «لکم دینکم و لی الدین » این را به مشرکان قبل از اسلام و به کافران (پوشانندگان حق) بعد از اسلام گفت .
من هم تعجب کرده ام چرا فیلتر نشده اید گر چه فیلتر اهمیتی ندارد بالاخره اگر من بخواهم می شود هر فیلتری را شکست
امید وارم اگر روزی خواستند سایت شما را فیلتر کنند نظرات من اینقدر با ارزش باشد که به خاطر مطالب من هم که شده این کار را نکنند .
امید وارم این فیلتر نشدن ها به خاطر مهلت دادن به شما و من نباشد اما اگر این سایت غیر قابل دسترسی شد من بر مخابرات و نظام خرده نمی گیرم تو هر مملکتی فیلتر وجود دارد.
اولین نظرات من از سه عنصر خالی بود
((به نام خدا
سلام
خداحافظی))
::::::::::::::::والسلام علی عبادالله الصالحین (بدون فقط):::::::::::::::
سلام
کفار و مشرکین مکه بودند که به مردم و افرادشان توصیه می کردند به هنگام عبور از کنار خانه محمد گوش خود را ببندند تا صدای (سحرآمیز)قرآن بر آنان اثر نکند. اما پیامبر هرگز به کسی توصیه نکرد که از شنیدن سخن دیگران اجتناب کند. زیرا آن کلام سحرآمیز بر حق بود و اثر گذار، وپیامبر از شنیده شدن سخن دیگران هراسی نداشت که بر عکس، می گفت ” فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون حسنه.” «یتبعون حسنه» واقع نمی شود مگر آنکه همه سخنان شنیده شود و مسلماً در بین آن «همه سخنان» سخنان پوچ و باطل و اهانت آمیز نیز وجود خواهد داشت.
پس از شنیدن همه سخنان و از جمله سخنان باطل است که انتخاب و پیروی از سخن حق ارزشمند می شود و لایق بشارت خداوندی.
به بازجوی زندان می گفتم : تو کی هستی و چه کاره ای و کی گفته که تو تشخیص دهنده حق و باطل هستی که به من تو صیه می کنی این نشریه یا ان کتاب «مضره» و آن دیگری «مفیده» در ثانی جواب خدا را چه می دهی. اقلاً یک کاری بکنید این آیه را از قرآن حذف کنند. او همیشه یک جمله جواب می داد : “این قدر برا من قرآن نخون”
اینهمه را در رابطه با مسئله فیلتر گفتم. همین یک ملاک کافی است که اهل حق بفهمند که فیلتر کنند و کسی که مانع شنیدن کلام دیگران می شود فرزند قرن بیستمی ابوسفیان است. حتی مجاهدین خلق نیز این کار را می کردند. به افرادشان توصیه می کردند که از شنیدن یا خواندن و یا تماس با فلان طبقه و خط فکری اجتناب کنید. این نشانه ضعف و بر حق نبودن است و بس. همبن یک نشانه برای ما کافی بود که از همان روزهای اول مجاهدین را آن روی پنهان سکه این حکومت قلمداد کنیم. تفاوت مجاهدین و این حکومت یک جیز است. یکی در قدرت و دیگری خارج از قدرت.
حکومت اگر حتی مانع انتشار یک صفحه کاغذ بشود نشان از بر حق نبودنش می باشد و به معنای ضعف و ترسش میباشد.
محمد گوش کسی را نبست، اما ابوسفیان؟ آری
ای است رمز فیلتر و سانسور
آری محمد رسول الله گوش کسی را نبست ، چشم کسی را نبست اما ابوسفیان بست معاویه بست یزید بست
محمد چشم ها را و گو ش ها را باز کرد (ضرب المثل چش و گوشش باز نشه) بعد دهان ها هم باز شد . و کلی زحمت ، شکنجه ، تبعید ، استهزاء ، تهمت ولی دهان هاا بسته نشد . چون دل ها روشن شده بود جالب این که صاحب همه ی این دهان ها افراد بی سواد بودند بیشترشان خصوصا پیامبرشان همه امی بودند نه ریاضی بلد بودند نه فارسی (زبان خارجی و سیاسی و شاید علمی آنروز)
برده ترین افراد (بلال ) و خارجی ترین افراد (سلمان فارسی عجم محقق) و فقیر ترین و تنها ترین افراد (ابوذر) همه و همه دهان ها شان بسته نشد چون نباید بسته می شد خصوصا ابوذر که خیلی زیبا بود بسته نشدن دهانش وقتی که ظاهرا بسته شد .
در زمان پیامبر «مسجد» توطئه و خیانت (مسجدضرار) به دست رسول الله (محمد ص) خراب شد چرا ؟ چون کسانی توطئه می کردند . آن ها هم دهان شان باز بود اما :
مردم دریا کنار و مردم دروازه غار
هر دو عریانند اما این کجا و آن کجا
چکمه ی شمر لعین و چکمه ی الناز خانم
هردو تا چرمند اما این کجا و آن کجا
یکی از خرده هایی که بعد از پیامبر در زمان عثمان به خلیفه گرفته شد بازگشت تبعیدی ها بود به مدینه
تبعیدی ها فتنه گر ترین مردم بودند وغیر قابل اصلاح . آن ها هم حرف می زدنند دهان ها شان باز بود والا معلوم نمی شد فتنه کرده اند و پیامبر تبعید شان کرد یعنی دهان شان باز بود اما کسی حرف شان را نمی شنید .
امروز اگر چند تا آدم (دانشجوی روشنفکر کلاس بالا و دانا و فهمیده ) با چند تا انسان (دوستانشان که قبلا دانشجوی روشنفکر کلاس بالا و دانا و فهمیده بوده اند ) و چند تا بشر ( کسانی که می خواهند دانشجوی روشنفکر کلاس بالا و دانا و فهمیده شوند ) با چند تا چشمک از طرف دکتر هیلاری کلینتون آسایش مردم را و امنیت ملی را به خطر می اندازند کسی نباید کاری به کارشان داشته باشد چون یک وقت دهان شان بسته می شود .
دهان حق (فقط حق )بسته نمی شود . پس اگر حق است بسته نیست و نمی توان آن را بست و اگر حق نیست (که نیست ) هرچه زود تر بهتر .
آری اگر ما در یک فضایی بسته و ایزوله و برابر و منطقی ، بر علیه عقاید هم کاغذ بنویسیم و حرف بزنیم به شرطی که ۱- همه ی مردم یعنی تک تک افراد در این دو صف قرار داشته باشند ۲- نیروی خارجی برای یکی از این دو صف هورا نکشد نباید حتی یک صفه کاغذ پاره شود .
اما اگر یک صفحه کاغذ پاره شود و دهنی بسته شود کاغذی است که پشت آن را کسانی که هیچ کاره اند (دکتر خانم هیلاری کلینتون ) امضاء کرده اند و آن دهانی است که وقتی باز می شود ندای (( صحیح است صحیح است )) از حلقوم سلطنت طلب ، رجوی یون ، کمون طلب ها ، وازد های سیاسی ، آمریکا و انگلیس و اسرائیل خارج می شود .
اما فیلتر اسیون اینتر نتی و غیر اینتر نتی در همه جای دنیا و در هر مملکتی وجود دارد و این حق هر حکومتی است که بر بقای خود تلاش کند .
آیا پدری وجود دارد که کانال های ماهواره ای را بدون فیلتر کردن (قفل) در اختیار دختر پسر و خانواده اش قرار دهد .
پس به طریق اولی در یک مملکت فیلتر نیاز است .
اگر در یک مملکتی ظلم نیست ، بیداد نیست و بیداد گر نیست سلام مرا به آن مردم برسانید.
به مردم با فرهنگ سوئیس سلام مرا نرسانید و بگویید دزدان و قاچاقچیان و مختلسین و ثرومتمندان جهان امن ترین جا برای نگهداری پول هایشان را کشور آزاد و بدون پلیس شما می دانند .
چرا از ساختن مناره مسجد در کشور تان ترسیدید ؟ نترسید فقط از آن بلندا خواهند گفت «خدا بزرگ» است گرچه مهم نیست اگر مناره هم نسازند زیرا باز هم خداوند بزرگ است گوشی که کر است نیاز به دهان و مناره و بلند گو ندارد . پول های مستضعفین جهان در جیب شماست پس آرام و آسوده ساعت بسازید تا ساعت ش فرا رسد . در کشور شما سانسور هست؟ یا خود سانسوری؟ یا هردو ؟
آیا شما هر چه می خواهید می توانید بگویید یا طوری تربیتتان کرده اند که فکر کردن و انتقاد کردن یادتان برود .
ای مردم سوییس ای فرانسه ای ژاپنی ها ای آمریکایی ها ای همه ی مردم دنیا در روز چند ساعت کار می کنید ۸ ساعت یا ۱۶ ساعت ، آیا وقت فکر کردن در فضای بی طرف و خارج از تسلط رسانه ها را دارید .
:::::::::::::::::::::::::یک خاطره :::::::::::::::::::::::::::
یادش بخیر یه روحانی (مرحوم)داشتیم در یک شب ماه رمضان در مسجد کوچک محل کوچکمان گفت « لیطفوا نورالله … .. لیطفوا نورالله …. » من از پای منبر گفتم : بافواههم گفت بله «لیطفوا نورالله بافواههم والله یتم نوره ی و لو کره الکافرون»
خدا نورش را تمام خواهد کرد اگر کافران (یا مشرکان دقیق یادم نیست) کراهت داشته باشند .
سیگار فیلتر دارد و نیز بدون فیلترش هم هست اما آخر هر سیگاری ضرر دارد ولی بیشتر سیگاری ها دنبال فیلتر دارش هستند .
در فضای آلوده از فیلتر استفاده می شود برای تنفس .
کارخانجات خود فیلتری می کنند یعنی از پخش مواد آلاینده در فضا با فیلتر جلو گیری می کنند .
=====به امید روزی که روی زمین آلودگی برای فیلتر شدن وجود نداشته باشد و فیلتری برای حقیقت======
سلام
لیطفئــــوا نورالله بافواهـهم. البته قصد ایرادگیری نیست.فقط تصحیح کردم. چون موقع نوشتن با صفحه کلید پیش می آید. بنده جائی حدس را نوشته بودم حدث. یک نفر هم آنرا چماق کرده بود که ای بی سواد و ووو. من گهگاه نوشته هایم را می خوانم و غلط گیری می کنم اما آن حدث را تصحیح نکرد جون صدها حدث حدس وجود دارد و خواننده اگر بهانه گیر نباشد و سرش توی کار باشد و اندکی سواد داشته باشد مشکل را زود و خوب می فهمد.
هر نوع فیلتر و سانسور نشان از ترس و ضعف منطق دارد.حتی فیلتر سیگار هم از ترس میباشد. چون طرف از دود می ترسد.
در مورد آقا سعید که همسرش ندیمه زن خامنه ای بود و همچنین در مورد تبعیدی های پیامبر هم خواهم نوشت.
عزت زیاد
به نام خدا
اشکال در کار با صفحه کلید هست اما در این مورد من به خودم زحمت ندادم عبارت صحیح را پیدا کنم زیرا چیزی که اتفاق افتاده بود را بیان کردم و هدفم مفهوم آیه بود چون می دانستم مخاطب من خوب منظور را خواهد فهمید . از شما هم تشکر می کنم چون اعتقادم این است که تا غلط گویی و غلط نویسی و به تبع آن غلط گیری نشود به حقیقت نخواهم رسید .البته اباحی گری در املای کلمات کار پسندیده ای نیست (مانند کسی که حرف «ف» را «پ» تلفظ می کند و می داند اشتباه تلفظ می کند وقتی تذکر می دهی می گوید ما که سواد نداریم ) اما موردی که هست این که «پا منبری ها» اصلا به نور خدا کاری نداشتند و فقط نشستند و ثواب بردند و رفتند .
و من هم از آن ها یاد می گیرم سرم به کار خودم باشد تا سرم سلامت تر است . و اعتقادات سطحی مردم را سرسری نگیرم چون با آن ها می خواهم زندگی کنم .
ترس عامل اصلی به کار افتادن میکانیزم دفاعی در موقعیت های خطرناک است . ترس برادر مرگ است و همه از مرگ می ترسند . ترس و ضعف در همه ی انسان ها هست .
انسان یا می ترسد (ترسو) یا نمی ترسد (شجاع) یا اصلا و اساساً ترس برایش معنی ندارد (کله شق)
علی ای حال ٍ؛انسان وقتی می ترسد . از وسایل مختلفی استفاده می کند . سپر شمشیر، ماسک ضد گاز ، فرار و حمله و … .
همه ی حکومت های موجود ، از برچیده شدن می ترسند ، از ناامنی ملی می ترسند . از جنگ داخلی و خارجی می ترسند . پس حق دارند از خود دفاع کنند .
فیلتر در همه ی کشور ها وجود دارد .
در امریکا و اروپا و چین و ماچین ، خیلی سایت ها فیلتر می شوند ، نوشته ها سانسور می شود چون منافع شان در فیلتر است . و خیلی از سایت ها فیلتر نمی شوند چون همان منافع شان در فیلتر نکردن است . آن ها به حقیقت کار ندارند چون اصالت با « منافع »است .
حالا چرا یک کشور ثالث (نه شرقی نه غربی ) نباید منافعی داشته باشد . نباید کنترل کند . چون می خواهد از حقیقت حرف بزند ؟ خب حقیقت زنده به گور شد رفت. اما دیگه ما منافعی نداریم . حداقلش ما هم مثه بقیه . فیلتر می کنیم . فیلتر می شیم . زندگی می کنیم . (گول می زنیم گول می خوریم ؛ نون می خوریم)
تا حالا یه نفر رو هم ندیدم بگه چرا ما که نفت داریم خرج علممون و آگاهی مون نمی شه ؟ از باسواد و بی سواد همه و همه میگن نفت و گاز و منابع دیگر رو بدین بخوریم . کثیف ترین کار تو دنیا خوردن و خوابیدن است بدون کار (من هم این کار را دوست دارم اما حقیقت این است که خوردن و خوابیدن بدون کار کثیف است ) هیچ ملتی با خوردن و خوابیدن و بی سوادی به جایی نرسیده است .
به نظر من مغول ها انسان هایی بودند تشنه ی علم و تشنه ی دانایی گر چه آی کی یو شون پایین بود اما می دانستند کتاب چیز خوبی است می گفتند چرا دیگران دارند ما نداریم . کتاب هارا سوزاندند .تا دیگران بالاتر از خودشان نباشند . چرا چنگیز دستور العملی به نام «یاسا » را به مغول ارائه کرد اما «نادر افشار» نکرد . چرا دختر چنگیز شهر نیشابور را خراب کرد و شخم زد و گندم کاشت ؟
ژاپنی ها خیلی باسوادند اما آی کیو شون پایین ه با سوادند چون نفت ندارند . هیچ وقت هم ابر قدرت نمی شوند .(بماند)
آمریکا نفت دارد سواد دارد و تولید می کند ابر قدرت است .
ایران منابع دارد (منابع منحصر به فرد) و اگر سواد هم پیدا کند می شود ابر قدرت خیلی بالاتر از آمریکا چون «دین » هم دارد .
اما ایرانی ها دودسته شده اند یک دسته چپاول گر و یک دسته چپو شده .
به فکر ایران نیستند . در فکر عموسام و پیر استعمار نیستند . دنبال مدرکند نه سواد . دنبال مفت خوری هستند . و دارن این طور تربیتشان می کنند .
“”ایران را یک شرکت هرمی بزرگ بنامید .”"
::::::::::::::::::::::جان کلام ::::::::::::::::::::::
((حق دادنی است و اگر ندادند گرفتنی . اگر دادند یه لحظه گرفته ای و اگر ندادند (یک) عمر صرف گرفتن آن خواهد شد. Mom ))
به امید آن که : روزی برسد که دشمنی ها به دوستی ها و دوستی ها به حقیقت بدل شود . زید بگوید : من با عمرو حقیقتم (دوست واقعی ام)
(((((((((((((((((((((((((((((((ادامه دارد))))))))))))))))))))))))))))))))))
به نام خدا
تنها چیزی که می خواهم بگویم «به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است » .
روزی بود روزگار سیاهی بود . سفر کردیم رفتیم جایی که آنجا هم روزگار سیاه بود . حالا در این سفر از آن روزگار سیاه قبلی می نویسم . تا کی شود سفر کنم دوباره و از این روزگار سیاه بنویسم .
آن جا نمی گذاشتند درباره ی آن جا ها بنویسم و این جا می توانم در مورد آن جا ها بنویسم . اما من نمی توانم در مورد این جاها بنویسم . حتی این جایی ها هم نمی توانند در مورد این جا بنویسند مگر این که در خط یکی از احزاب بنویسند .
مگر اینکه برعلیه حجاب بنویسند . مگر اینکه بنویسند هیتلر بدبخت ، خیلی بد بود که ۶۰۰۰۰۰۰ نفر را نکشت و می گویند کشت و سوزاند و سوزاند و کشت .
آری هلو کاست فیلتر است . و فیلتر می کند و فیلتر می سازد . خفه می کند .
نمی دانم چرا اغلب مردم دروغ را بهتر از راست باور می کنند . شاید به خاطر اینکه فکر می کنند خیلی راست است .
mom
vasabaha, در ۱م, دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۱ ب.ظ چی نوشته؟ خاموشی؟