Posted on فروردین ۲۵م, ۱۳۸۷ by vasabaha
صبح زود مش رمضون سوار بر قاطرش داشت میرفت شهر . راضى و خوشنود از قاطر قبراقش که تازگى خریده بود آخرین پرچین هاى آبادى را پشت سر مى گذاشت که به کاممد رسید . با غرور وتبختُر از کاممّد پرسید: کجا ؟
کاممّد گفت : شهر.
مش رمضون : سوار شو . منم مى رم شهر [...]
Filed under: شاید طنز | No Comments »
Posted on فروردین ۲۰م, ۱۳۸۷ by vasabaha
کاش خمینی و مریدانش به اندازه یزید از مروت و جوانمردی بهره ای برده بودند. همان یزید به اسرای کربلا و باز ماندگان عاشورا اجازه استرحامی داد و زینب در دربار همان آمر قتل توانست ساعتی سخن بگوید وهمان یزید سفاک به سخنان زینب گوش کرد. اماقاتلین و تجاوزکنندگان به دخترکان مظلوم تر از سکینه [...]
Filed under: واکسیناسیون انقلاب | No Comments »
Posted on فروردین ۲۰م, ۱۳۸۷ by vasabaha
تا ۲۲ بهمن ۵۷ اکثریت قریب باتفاق مردم و گروه های سیاسی، همراه و همگام با به اصطلاح انقلاب بودند وجای هیچ تردیدی وجود ندارد. همه مجلات و روزنامه ها با نشر و خبر رسانی همگام مردم حرکت می کردند و حتی روز نامه های دولتی و طرفدار حکومت شاه نیز عملا مشوق و محرک [...]
Filed under: واکسیناسیون انقلاب | No Comments »
Posted on فروردین ۱۸م, ۱۳۸۷ by vasabaha
آن بالا ایستاده اند ـ
منتظر تخلیه رهبرشان توسط خلبان فرانسوی ـ
از آن همه دوست و همراه و یار غار ،هیچکس او را همراهی نمی کندـ
Filed under: واکسیناسیون انقلاب | ۱۶ Comments »
Posted on فروردین ۱۸م, ۱۳۸۷ by vasabaha
روزگاری به فرنگ
Filed under: شعر | No Comments »
Posted on فروردین ۱۸م, ۱۳۸۷ by vasabaha
خـدایا
من اگر جای تو بـودم
توبه می کردم
Filed under: شعر | ۱ Comment »
Posted on فروردین ۱۸م, ۱۳۸۷ by vasabaha
ای خــــــــــــدامن به رصد بنشستم
تا ببینم که تو چون خواهی کرد
حکم ، در کارکسانی که بنام تو و پیغمبر و دین و ره تو
بند بردست خلایق زده
برپا زنجیر
Filed under: شعر | No Comments »
Posted on فروردین ۱۷م, ۱۳۸۷ by vasabaha
یادتان می آید
گو همین دیشب بود
Filed under: شعر | No Comments »
Posted on فروردین ۱۷م, ۱۳۸۷ by vasabaha
الا یا ایّها السّــاقی دگر بس کن مــده جامـــــــی
که دردم را نه درمان است از این خمر شیطانی
،
زآه ســــوختــه دل کــــودک محـــزون بی بابا
نه نافه بوی خوش دارد نه دیگر می به مینائی
،
مرآن حافظ که یکسرازمی و معشوق وساغرگفت
کجـــــا دانـســت حــال ما بدین ایـام ظلـمــــــانی
،
شب تاریک و بیــم موج و گردابی چنـان هائـل
پناه [...]
Filed under: شعر | No Comments »
Posted on فروردین ۱۷م, ۱۳۸۷ by vasabaha
شــریعتی :«من با هر انقلاب زود رسی مخالفم. من تمام انقلاب های زود رس جهان را محکوم می کنم»
آیا اگر آنچه در ایران اتفاق افتاد را انقلاب فرض کنیم ، در زود رس بودنش هیچ شکی وجود دارد؟!ـ
با این حساب «شریعتی زنده»یقیناًدر برابر چنین انقلابی می ایستاد و این است دلیل ترور شریعتی و به [...]
Filed under: واکسیناسیون انقلاب | ۳ Comments »