از م سحر

این شعر را اینجا گذاشتم، زیرا آنرا عجیب دوست دارم و خواستم همیشه در پیش چشمانم باشد. دوم اینکه اگر کسی بدلیلی دسترسی به لینک این شعر ندارد بتواند آنرا اینجا بخواند. توصیه می کنم اگر می توانید لینک مربوطه را باز کنید به وبلاگ مرجعش مراجعه کنید. این توصیه به خاطر رعایت کپی رایت و این حرفها نیست. اگر به وبلاگ مرجع (م سحر) مراجعه کنید دنیائی سرشار از شعرشعور را خواهید یافت. شعرهای سعدی  حافظ و مولوی زیبایند اما بیشتر بدرد دستگاههای موسیقی فارسی می خورند. ولی شعر سحر، شعر دردمندی است. شعری است که من از توصیفش عاجزم.

واقعه ء کربلا و آبروی رفتهء اشقیاء

یکهزار و چارصدسالی دراز
رفت از آن غوغای پر سوز و گداز
قرنها از ظهرِ عاشورا گذشت
ماجرا ها و جنایت ها گذشت
این چه دّکانی ست کز دین کرده ای؟
شهر را دارُالمجانین ١کرده ای؟
آن یکی در کوچه ها زنجیر زن

وآن دگر در تکیه ها تکبیر زن

ادامه مطلب »

قرآن برنیزه معاویه = الله بر پرچم خامنه ای. شیعه علی هر دو را بر زمین می کوبد

Get the Flash Player to see the wordTube Media Player.

دیروز دهم بهمن، در یکی از شهرهای فرانسه، یک انجمن فرانسوی پیشقدم شده بود که تجمعی اعتراضی و در عین حال یادبود و بزرگداشتی نسبت به اعدام آرش رحمانی پور و محمدرضا علی زمانی برگزار کند. از ایرانیان نیز دعوت شده بود که شرکت کنند. حقیر یک ساعت زودتر از موعد  خبر دار شدم و با عجله خودم را به محل رساندم.
گذشته از بی همتی ایرانیان مقیم آن شهر، خبر رسانی دیر و نا بهنگام  نیز مزید بر علت  شده بود به طوری که وقتی به محل مورد نظر رسیدم  تجمع  چند نفری رهگذران و منتظرین اتوبوس در کنار خیابان بیشتر از تجمع ایرانیان معترض جلب توجه می کرد. اغراق نمی کنم. اگر مرا صدا نزده بودند فکر می کردم که آدرس را اشتباه کرده باشم. البته همه ابرانیان آن شهر دویست نفر نمی شوند اما انتظار بسیاربیشتری می رفت.دوربین تلویزیون و خبر نگار هم آمده بود اما در تخصص ما نبود که مانند خامنه ای تصویر سازی کنیم.
آنچه باعث شد این موضوع را اینجا نقل کنم مسئله پرچمی بود که آن انجمن فرانسوی تهیه کرده  بود. الله وسط پرچم ایران  مانند قرآن سر نیزه معاویه چنان دل آزار بود که غم کمبودن تعدادمان را دو صد چندان می کرد. به همین خاطر قبل از بلند کردن پرچم، یک قیچی بدادمان رسید و الله شیطانی پرچم خامنه ای را به جائی فرستادیم که یاران امام علی قرآنهای سر نیزه معاویه را.

آقای خاتمی، کسی که منتخب منتخبین خود میباشد، محال است که به همه مردم تعلق داشته باشد

خاتمی: ما می خواهیم رهبری، رهبر همه مردم باشد (BBC)

خوش باوری و ساده اندیشی بچگانه ای لازم است تا انتظار داشته باشیم  کسی که توسط منتخبین خود انتخاب می شود رهبرهمه مردم باشد. اساساً کسی میتواند رهبر همه مردم باشد که توسط مردم انتخاب شده باشد.  اکثریت و اقلیتش پیش کش، مشکل اینجاست که چنین کسی مطلقاً منتخب مردم نیست، حتی اگر همه مردم خواهان او باشند باز چون منتخب مردم نیست متعلق به مردم نخواهد بود. آقای خاتمی، شما این امر مسلم را درک نمی کنید یا مصلحت اندیشی سیاسیتان حکم می کند که تجاهل کنید؟

چشمانتان همیشه گریان باد

بعد از فاجعه عاشورا، کسانی که با چشم گریان می خواستند با بازماندگان حسین همدردی کنند، با این گفته زینب روبرو می شدند که :«چشمانتان همیشه گریان باد».
مردمی که با سکوت و بی خبری خود به قتل و غارت و اسارت مظلومان رضایت داده بودند، گریه و همدردیشان به چه کار می آمد؟ و انتظار چه پاسخی داشتند؟ به جز نفرین بر چشمان گریانی که در دیدار حقیقت کورند: “چشمانتان همیشه گریان باد”.
دیروز دو نفر(آرش رحمانی‌پور و محمدرضا علی‌زمانی) به شهادت رسیدند(اعدام شدند) و چشمان بسیاری گریان شد و دلهای فراوانی متأ سف. این نفرین باز ماندگان قتل عام سالهای شصت میباشد که: “ایکاش چشمانتان همیشه گریان باد” مگر آنهمه اعدام را ندید.و مگر صدها نفری که در روزهای گذشته هزاربار فجیع تر از این دونفر کشته شدند را ندیدید. مگر ندا و سهراب و دیگران را ندیدید؟ مگر له شدگان زیر چرخهای ماشین پلیس را ندیدید؟ مگرآنهمه اعدام را ندیدید که شما تازه به فکر محکومیت قاتلین افتاده اید؟
این نفرین زینب نیست. نفرین همیشه تمامی  اسرای مظلوم تاریخ است. چشمان گریان امروزتان به نفرین دلهای داغدار قتل عامهای گذشته همیشه گریان خواهد بود، اگر باز سکوت کنید و بر ضد ظلم یزید زمان به یاری مظلومان نشتابید، و چه می گویم، به یاری خودتان، که مظلومان جانشان را برای رهائی شما دادند و هر سکوت کننده ای دستش به خون آنان آلوده خواهد بود.
بدانید که امروز با پرتاب تنها یک سنگ به سوی یزیدیان، از هزار شمشیر زن مختار فردایتان بالاتر خواهید بود.

آخوند ۹ ـ رساله عملیه و اسطرلاب پیچیده تولیدالمسائل

اگر امروز خلفای راشدین یا هر یک از صحابه پیامبر زنده می شدند مسلماً در امتحان توضیح المسائل حضرات مراجع نمره قبولی نمی گرفتند یا بهتر است بگوئیم که اساساً  تمایت اسلام و ایمانشان زیر سئوال می رفت.
ادامه مطلب »

واکسیناسیون انقلاب (۸)

در این مجموعه سعی  بر این بوده که به این حقیقت پی ببریم که آنچه در ۲۲بهمن ۵۷ اتفاق افتاد و انقلاب نامیده شد خود یک ضد انقلاب بود. دقیقاً مانند واکسنی که برای پیشگیری از سرایت بیماری تزریق می شود، برای پیشپگیری  یا خنثی نمودن انقلاب نیز واکسنی به نام ضد انقلاب وجود دارد.

خمینی و مجموعه ای که او را یاری کردند تا  با بکار گیری مردم و نیروهای سیاسی دست به نمایشی بنام انقلاب اسلامی بزنند همگی «ضد انقلاب» یا میکروبهای ضغیف شده انقلابی بودند که به پیکر جامعه ما تزریق شد.

اما امروز جنبش و حرکتی در جامعه بوجود آمده که مانند یک آتشفشان یا یک پدیده پیش بینی نشده همه دست اندرکاران حکومتی در ایران و دول تعیین کننده سیاستهای جهانی را غافل گیر کرده بطوری که تاکنون نتوانسته اند برایش ترفندی بیندیشند و مانند بیماریها و اپیدمی های نو ظهور وناشناخته هنوز برایش واکسنی نساخته اند.

در این قسمت بر آنم که در مورد احتمالات  واکسیناسیون جنبش سبز بنویسم اما چون از جانب استکبار جهانخوار و … حمایت نمی شوم ، مجبورم که برای امرار معاش و کسب قوت لایموت  فعلاً به بیل و کلنگم بچسبم تا فرصتی دیگر زیرا بعد از هشت  نه ساعت عملگی توان نوشتن نمیماند،  آنهم با دو انگشت . این چند سطر را نوشتم که اگر دیر شد همه بدانند که حقیر تئوری واکسیناسیون را فراموش نکرده ام. تا یعد

اعتصاب، چشم اسفندیار خامنه ای است.

رهبران جنبش سبز در شرایطی نیستند که بتوانند یا بخواهند فراخوان اعتصاب عمومی بدهند.آنان خود قسمتی از همین رژیم محسوب می شوند و گذشته از این، آنها بدلیل محذوراتی که دارند تمایل دارند که مردم خود رهبری جنبش را به عهده بگیرند، بدان معنا که حکومت نتواندآنان را محکوم به اغتشاش و تحریک مردم بکند. بنابراین، هم آهنگی و اطلاع رسانی برای فراهم نمودن شرایط ذهنی اعتصاب، از اهمیت بیشتری نسبت به تظاهرات خیابانی برخوردار است. در واقع این اعتصاب عمومی است که تیر خلاص را به پیکر دشمن شلیک می کند، نه اعتراضات خیابانی بزرگ.
ادامه مطلب »

آقای خاتمی، این بحران نیست. آنچه هست تضاد اصولی مردم است با حکومتی ضد مردمی

دوستان قدیمی دارند از بحران و راه حل حرف می زنند. اصلاً گویا تضاد های اصولی و اساسی مردم و حکومت را نمی بینند. آقای خاتمی یکبار فرصتی را از مردم ربود و به حکومت ستمگری که هیچ وجه اشتراکی با مردمش ندارد هدیه کرد. اینبار باز بدنبال نجات حکومت محبوبش راه حل جستجو می کند. گویا مردم را تنها مهره شطرنجی برای بازی قهر و آشتی خودشان فرض کرده اند و این همه جرم و جنایت و مردم ستیزی را نمی بینند و حرف از بحران می زنند. آقای خاتمی بدنبال خیانت دوباره به مردمی است که یکبار دیگر فریب او را خوردند و به صحنه انتخابات آمدند و آزموده را دوباره آزمودند.

خامنه ای و حکومتش ثابت کرده اند که به اندازه چنگیز و تیمور نیز به این مردم ومرز و بوم و فرهنگشان نمی اندیشند. احمدی نژاد ثابت کرده است که عمد دارد هستی و فرهنگ مردم ما را به ورطه سقوط و نابودی بکشاند. وجه اشتراک اسکندر مقدونی با مردم ما بیشتر از این حکومت می باشد. اسکندر مقدونی بعد از به آتش کشیدن تخت جمشید هنگامی که به آرامگاه کورش رسید از اسب پیاده شد و ادای احترام کرد و دستور مرمت آنرا داد. این حکومت اگر می توانست حتی قبر کورش را نیز ویران می کرد. آیا کوچکترین تردیدی دارید؟ آقای خاتمی ، به دنبال راه حل کدام بحران هستید؟

دریغ از یک آدم حسابی! این هم وزیر علوم حکومت نفاق

http://www.alraimedia.com/Alrai/Article.aspx?id=178008&searchText

این هم مرتد. اعدامش کنید. پس چرا بر مسند وزارت هم می نشانیدش؟ آیا غیر از اینست که شما همه دردی دارید جز درد اسلام؟ مگر نه اینکه وقتی بخواهید کسی را حذف کنید به هر شک و شبهه ای  به عنوان دلیل و مدرک و بینه استناد می کنید؟ حالا اقلاً بر این بینات هم کمی توقف کنید. دزدی و سرقت عناوین و مقالات علمی پیش کشتان که همگیتان دزدید. اقلاً به ارتدادش رسیدگی کنید.

جنبش سبز ناگزیر از اتخاذ دو خط مشی می باشد. گزینه سومش انفعال و شکست خواهد بود.

مقابله قهرآمیز و اعتصاب عمومی، دو گزینه ایست که جنبش سبز ناگزیر از انتخاب یکی از آنهاست.مسلماً اعتصاب عمومی دارای هزینه های بمراتب کمتری است و به لحاظ سیاسی نیز منطقی تر و در انظار جهانیان پذیرفتنی تر می باشد. جنبش سبز برای پویائی و حرکت شتابنده و رو به جلو نمی تواند برای همیشه صرفاً از تاکتیک بهره مندی از مناسبتهای ملی مذهبی استفاده کند. لذا دیر یا زود میبایست  اکثریت عظیمی که ایثارگرانه حماسه آفریده اند به اعتصاب عمومی فراخوانده شوند. با اعتصاب عمومی و مبارزه منفی مسلماً هزینه کمتری خواهند پرداخت و پیروزیشان حتمی تر و کم هزینه تر خواهد شد. راه سومی جز فرسودگی و انفعال و نهایتاً شکست و سرکوب مطلق وجود ندارد.
ادامه مطلب »